 كنند و ميان دفّتين قرار دهند گفتم چگونه بكاري اقدام كنم كه رسول خدا (ص) در آن اقدام نفرموده عمر گفت والله اينكار خوبي است و باندازه‌اي در اينكار اصرار كرد تا اينكه خداوند قلب مرا براي اقدام باين امر منشرح كرد، پس از آن ابا بكر مرا گفت چون تو كاتب وحي بودي، برو تتبع كرده و قرآن را جمع كن.

زيد مي‌گويد رفتم و قرآن را از رقعه‌ها و عسب (جريده خرما) و لخاف (سنگ سفيد) و سينه مردمان جمع كردم و نزد ابابكر گذاردم. تا زمان خلافت ابابكر قرآن نزد او بود و بعد از وفات او نزد عمر و بعد از وفات عمر نزد حفصه بود تا اينكه عثمان در خلافت خويش كسى نزد حفصه فرستاد و قرآن را از او گرفت و نزد زيد بن ثابت و عبد الله بن زبير و سعيد بن عاص وعبد الرحمن بن حارث بن هشام فرستاد و امر كرد آنان را كه از آن نسخه بردارند و عثمان گفت اگر در قرائتي اختلاف كردند قرآن را بلسان قريش بنويسيد چون قرآن بلسان قريش نازل شده‌است و همين كار كردند و عثمان در هر شهري قرآني فرستاد.

زيد مي‌گويد اصحاب پيغمبر را ديدم كه مي‌گفتند عثمان كار خوبي كرده‌است وعلى عليه السلام فرمود اگر من والي مي‌شدم همين كار را مي‌كردم.

4- در حيات پيغمبر اكرم (ص) اسلام در جزيرة العرب منتشر شده بود و از درياي قلزم تا سواحل يمن و از درياي فارسي تا فرات و منقطع شام همگي در زير پرچم لا اله الا الله بودند و در جزيرة العرب شهرها و قريه هاى زياد بود مثل يمن و بحرين و عمان و نجد و جبلي طي و بلاد مضر و ربيعه و قضاعه و طايف و مكه و همه اهل اين شهرها و دهكده‌ها مسلمان بودند و مسجدها بنا كردند هيچ شهر و ده و قبيله‌اي نبود مگر اينكه در نمازها قرآن مي‌خواندند و باطفال و زنان و مردان مي‌آموختند پس در زمان پيغمبر در سر تا سر جزيرة العرب قرآن دردسترس مردم بود و عنايت تام در ضبط و حفظ آن داشتند و چون قرآن كتابي ديني اخلاقي حقوقي و سياسي بود مراجعات مردم در شئون دين و اجتماع منحصر بقرآن بود.

پس از رحلت رسول خدا (ص) ابابكر دو سال و شش ماه خلافت كرد و با فارس و روم جنگ نمود و يمامه را فتح كرد و مسلمانان در قرآن بهيچ وجه اختلاف نداشتند مراجعاتشان منحصر بقرآن بود و جمعي هم در آن زمان قرآن را ميان دفتين جمع كردند مثل علي عليه السلام و عمر و عثمان و زيد و ابي زيد و ابن مسعود و ساير مردم در شهرها، پس نماند شهري مگر آنكه قران ميان آنها رايج بود.

بعد از فوت ابوبكر عمر خليفه گرديد و تمام شهرهاي فارس و شام و بين النهرين و مصر را فتح كرد و شهري نماند مگر آنكه مسلمانان در آن مسجد ساخته و قرآن را نسخه كردند و ائمه قرآن را در نماز و غير نماز بر مردم قرائت نمودند و در مكتب‌ها باطفال آموختند و در مسجدها مردان قرائت كردند و ده سال وچند ماه خلافت عمر طول كشيد و پس از فوت عمر بيشتر از صد هزار قرآن در اطراف عالم منتشر شده بود.

و همچنين در خلافت عثمان كه دوازده سال طول كشيد مسلمانان جهان جز قرآن مجيد كتابي ديگر نداشتند و قانوني غير از قرآن نبود و تمامي احتياجات ديني و دنيوي را از قرآن مي‌خواستند.

خلاصه مسلمانان پس از ايمان بخدا واسطه ميان خود و خدا را غير از تلاوت قرآن و عمل بدستور العمل آن چيز ديگري نمي‌دانستند اكنون بايد فكر كرد كه با اين عنايت مسلمانان بحفظ قرآن از عصر نبي تا خلافت عثمان چگونه تصوّر مي‌شود آيه‌اي از قرآن را بشود كم كرد و يا ثلث قرآن را از مسلمانان بتوان پنهان نمود؟! اگر درست دقت شود از ممتنعات بود كه كسي بتواند از قرآن سطري كم كند.

5- يكي از دلائل واضح بر عدم نقصان و تحريف قرآن تقرير امام متقيان علي عليه السلام است. امير المؤمنين پنج سال و نه ماه خلافت كرد و از صفات آنحضرت اين بود كه در امر بمعروف و نهي از منكر و اقامه عدل و تقوى هيچ چيز او را مانع نميگرديد و جز از خداوند تبارك و تعالى از كسي بيم نداشت و خشن در ذات الله بود حتى در رفع ظلم و اقامه عدل آني راضي نشد معاويه حكومت شام را داشته باشد اگر چه خلافت از دست من بيرون رود و در عزل معاويه و برداشتن ظلم جنگ‌هاي خونين كرد و همچنين در جنگ نهروان براي نابود كردن ظلم چه شدايدي مبتلا شد تا عاقبت امر منجر بشهادت گرديد.

اكنون بايد انصاف خواست از مردمي كه قائلند امير المؤمنين قرآن صحيح را نزد خود پهنان كرد و ست بدست تا به امام زمان رسيد و مردم‌را از هدايت قرآن صحيح محروم فرمود.

مي‌خواهم به‌بينم آيا اين حرف توهين بمقام مقدس امير المؤمنين نيست؟ آيا مي‌توان اين افترا را مرتكب شد كه نعوذ بالله آنحضرت قريب شش سال خليفه پيغمبر و فرمانفرماي عالم اسلام باشد و به‌بيند در مساجد و مكاتب مسلمانان سر و كارشان با قرآن ناقص و محرف است و گمراهي بالاتر از اين نيست كه اين امر اهم كه عماد اسلام مي‌باشد محل توجه حضرتش نباشد اين كار را بگذارد و در عزل معاويه آن فداكاري‌ها را كند. امير المؤمنين كه آني بحكومت معاويه راضي نشد و خلافت خود را بخطر انداخت آيا راضي مي‌شود قرآن غلط در دست مسلمانان باشد؟.

و همچنين امام حسن شش ماه خلافت فرمود چرا ايشان قرآن صحيح را در دسترس مردم قرار ندادند. و همچنين حضرت ابي عبد الله آن اول خدا پرست اول شجاع دنيا اول ديندار اول فداكار قرآن چرا روز عاشورا قرآن صحيح را بمردم ارائه نفرمود. حسين كه تقيه نميكرد از خود و اولاد در راه خدا گذشت و بس بود در افتضاح دشمنانش كه بگويند ايمردم اينان قرآن را تغيير دادند و كتاب خدا را تحريف كردند و پدر و برادر و اولاد مرا كشتند اينك قصد كشتن مرا دارند.

اكنون من از مردميكه گوينده تحريف قرآنند سئوال مي‌كنم كه آيا ايه مقاله علاوه بر آنكه غلط علمي و عقلي و تاريخي است كفر نيست؟ قايل باين مقاله جزء كفار حساب نميشود؟ چون اولاً قرآن را منكر شده كه مي‌فرمايد ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾ [الحجر/9].

و ثانياً توهين بمقام مقدس امير المؤمنين و حسن و حسين عليهم السلام كرده‌است آيا موهن بقرآن و مفتري بائمه دين خارج از شريعت سيد المرسلين نيست؟

اگر گويندگان اين مقاله مي‌دانستند كه قول بتحريف قرآن از ملاحده و زنادقه و باطنيه منتشر در اسلام شده‌است هيچ وقت به اين ترهات و كلمات بي‌مغز پاي‌بند نميشدند اما چه بايد كرد؟!
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللهُ مَرَضًا. صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ.

6- بزرگان اماميه و محققين فرقه جعفريه قايلند باينكه كتاب خدا بهيچوجه تحريف نشده و ما براي تأكيد مطلب اقوال اينان را در اينجا ذكر مي‌كنيم:
1- صدوق عليه الرحمه در كتاب اعتقاداتش مي‌گويد اعتقاد ما اماميه اينست كه مابين الدفتين تمام قرآني است كه بر رسول اكرم نازل شده و زيادتر از اين نيست و هركس اينقول را بما نسبت دهد دروغگواست.
2- شيخ مفيد در اواخر فصل الخطاب از كتاب مقالاتش مي‌گويد جماعتي از اماميه مي‌گويند كه قرآن كلمه و آيه‌اي از آن كم نشده و آنچه مي‌گويند از قرآن امير المؤمنين بوده و كم شده‌است تفس