ًا مِنْ خَشْيَةِ اللهِ وَتِلْكَ الأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ﴾(6) ﴿مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا﴾(7) ﴿إِنَّ اللهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا﴾(8) ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اذْكُرُوا اللهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلاً (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا (43) تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا﴾(9).

+                 +              +

(1) الكهف/1-5. 
(2) آل عمران/164. 
(3) العنكبوت/48 -49. 
(4) ص/29. 
(5) الزمر/23. 
(6)الحشر/21. 
(7) الأحزاب/40. 
(8) الأحزاب/56. 
(9) الأحزاب/41-44. 

+                 +              +
ترجمه خطبة حجة الوداع

ستايش خداي راست او را مي‌ستائيم و از او ياري مي‌جوئيم و از او آمرزش مي‌خواهيم و بسوي او برمي گرديم و بدو پناه مي‌بريم از بديهاي نفوس خويش و از زشتيهاي كارهاي خود. كسيكه خدا او را هدايت كند هيچكس او را نتواند گمراه كند و كسيكه خدا او را گمراه كند هيچكس هادي و راهنماي او نتواند شد و گواهي مي‌دهم كه هيچ معبود و سزاوار پرستشي جز خدا نيست خدائي است يگانه كه شريك ندارد و گواهي مي‌دهم كه محمّد بندة او وفرستادة اوست.

وصيّت و سفارش مي‌كنم شما بندگان خدا را بترس و تقواي خدا و شما را بر طاعت او تحريض مي‌نمايم و بآنچه بهتر است گشايش مي‌طلبم يا بچيزيكه بهتر است سخن خود را آغاز مي‌كنم.

امّا بعد اي مردم از من بشنويد تا براي شما بيان كنم زيرا من نمي‌دانم شايد شما را پس از امسال در اينجا ملاقات نكنم.

اي مردم همانا خونهاي شما و اموال شما بر شما حرام است تا اينكه مرگ را در يافته به پروردگار خود برسيد مانند حرام بودن چنين روزي در چنين ماهي در چنين شهري. آيا تبليغ كردم و امر الهي را بشما رسانيدم؟ خدايا پس تو گواه باش. پس هركه در نزد او امانتي باشد آنرا بكسيكه او را بر آن امانت امين شمرده است بازگرداند. همانا ربا و سود پولي كه در زمان جاهليّت بوده‌است اكنون لغو و باطل است و نخستين ربائي كه من آنرا لغو مي‌نمايم رباي عمّ من عباس پسر عبد المطلّب مي‌باشد و همانا خونها و خونخواهي‌هائي در زمان جاهليّت بوده‌است اكنون باطل و نادرست مي‌باشد و نخستين خوني كه من بآن آغاز كرده آنرا باطل و لغو مي‌نمايم خون عامر پسر ربيعه پسر حارث پسر عبد المطلّب است. و همانا مفاخر و آثار زمان جاهليّت همه باطل است و بايد از ميان برود بجز خدمت كعبه و آبدادن حُجّاج كعبه. 

وقتل عمدي قصاص دارد و شبيه بقتل عمدي آنست كه بوسيلة عصا و سنگ قتل واقع شود ديه و خونبهاي اين نوع قتل صد شتر مي‌باشد پس كسيكه بر اين چيزي بيفزايد او از اهل جاهليّت است.

اي مردم شيطان از اينكه در زمين شما پرستش و عبادت شود ديگر نوميد شده‌است ولي باين خشنود و راضي است كه در مواردي جز اين و آنچه شما از كارهاي خود حقير و غير مهم مي‌پنداريد اطاعت كرده شود.

اي مردم تغيير و تبديل ماهها افزوني در كفر است كه كافران بسبب آن گمراه مي‌شوند يكسال آنرا حلال و سال ديگر آنرا حرام مي‌كنند تا در شمارة ماههائي كه خدا آنرا حرام كرده‌است موافقت و سازش داشته باشند و همانا زمان مانند روزيكه خدا آسمانها و زمين را آفريد گرديده‌است و همانا شمارة ماهها در نزد خدا دوازده ماه‌است در كتاب خدا روزيكه خدا آسمانها و زمين را آفريد كه چهار ماه از آن حرام است سه ماه پي در پي و يكماه تنها و جدا ذو العقده و ذو الحجّه و محّرم و ماه رجب كه در ميان جمادي و شعبان مي‌باشد آيا بشما ابلاغ كردم؟ خدايا پس تو گواه باش. 

اي مردم همانا براي زنان شما بر شما حقّي و براي شما بر ايشان حقّي و آن اينكه كسي را بجز شما بر رختخوابهاي شما راه ندهند و كسي را كه شما ميل نداريد جز با اجازة شما بخانة شما نياورند و كار زشت (زنا) ايشانرا در خانه نگاهداشته و از ايشان در قسمت همخوابگي دوري گزينيد وايشانرا بزنيد ولي نه قسميكه ايشانرا مولم و دردناك باشد، آنگاه اگر از كار خود دست كشيده شما را اطاعت كنند بر شما نيز واجب است كه روزي و خوراك و پوشاك ايشانرا بنيكي و عرف بدهيد و همانا زنان در نزد شما اسيراني هستند كه چيزي از خود ندارند و كاري نمي‌توانند كرد شما ايشان را بطريق امانت از خدا در يافت داشته و عورات ايشان را بكلمة خدا (عقد) براي خود حلال كرده‌ايد پسر در بارة زنان از خدا بترسيد و براي ايشان سفارش خير كنيد آيا بشما رسانيدم؟ خدايا پس تو گواه باش.

اي مردم! همانا مسلمانان برادرند پس هيچكس مال برادرش حلال و روا نيست جز بطيب ورضاي او. آيا بشما ابلاغ كردم؟ خدايا پس تو گواه باش. پس بعد از من از اسلام برنگشته و كافر مشويد كه گردن يكديگر را زده بجان خود بيفتيد، همانا من در ميان شما چيزي بجاي گذاشته‌ام كه اگر دست بدامن آن زنيد پس از آن هرگز گمراه نخواهيد شد و آن كتاب خدا (قرآن) است (و در روايتي آمده‌است كه سنّت وروش پيغمبر و در روايتي ديگر و اهل بيت من) آيا بشما رسانيدم؟ پس خدايا تو گواه باش.

اي مردم! بدرستيكه پرودگار شما يكي است و پدر شما يكي است شما همه از آدم هستيد و آدم از خاك است گرامي‌ترين شما در نزد خدا آن كسي است كه پرهيز گارتر و خدا ترس‌تر باشد، هيچ عربي را بر غير عرب فضل و برتري نيست جز به پرهيزكاري. آيا رسانيدم؟ گفتند آري. فرمود پس كسيكه از شما حاضر است بايد بغائب برساند. 

اي مردم! پدرستيكه خدا براي هر وارثي بهره و نصيب او را از ميراث مقسوم و معلوم فرموده‌است و براي صاحب ميراث و صيّت در بيشتر از سه يك جائز نيست و فرزند براي رختخواب است (يعني فرزنديكه از زن در خانة شوهر بدنيا مي‌آيد گر چه نامشروع باشد از آن شوهر مي‌باشد) و براي زناكار سنگ است (يعني بايد رجم شود) كسيكه خود را بغير پدر خود نسبت دهد يا (عبد آزاد شده‌اي) خود را بغير مولي و آزاد كنندة خود منسوب كند بر او لعنت خدا و فرشتگان و همة مردم باد و خدا از او هيچ امريكه عذاب را از او ردّ كند و هيچ فدائي نپذيرد (يا اينگه هيچ عمل مستحّب و فريضه‌اي از او قبول نكنند) و سلام خدا ورحمت او و بركات او بر شما باد.

بديع الزمان كردستاني

+                 +              +
مصادر كتاب

قرآن مجيد

تفسير تبيان
 طوسي، أبو جعفر محمد بن حسن (460 هـ)
 
تفسير مجمع البيان
 طبرسي، فضل بن حسن (548هـ)
 
تفسير طبري
 طبري، ابو جعفر محمد بن جرير (310هـ)
 
تفسير صافي
 ملا محسن فيض كاشاني (1091هـ)
 
تفسير منار
 سيد محمد رشيد رضا (1354هـ)
 
تفسير قرآن عظيم
 ابن كثير، أبو الفداء إسماعيل دمشقي (774 هـ)
 
تفسير كاشفي
 مولى حسين بن على واعظ كاشفى (910هـ)
 
تفسير مفاتيح الغيب
 فخر الدين رازي (606هـ)
 
تفسير
 صدر مت