هَا مَعَايِشَ وَمَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرَازِقِينَ (20) وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ (21) وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنْتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ﴾ [الحجر/19-22].

يعني: زمين را بسط كرديم و كشيديم بطول و عرض و در افكنديم كوههاي سرافراخته پاي بر جا در زمين و در زمين رويانيديم از هرچيزي موزون، يعني مقدار بمقدار معين بر وجهي كه مقتضاي مشيت و حكمت است، و براي شما در زمين اسباب معيشت قرار داديم، يعني آنچه قوام عيش شما بوي است، از مطاعم و ملابس و كسيرا كه روزي دهنده او نيستيد از زن و فرزند و خادم، و چيزي نيست كه آدمي به وي محتاج باشد مگر اينكه خزينه هاي او نزد ما است، وآنرا نمي‌فرستيم مگر بآندازه معلوم: و بادهاي آبستن كنندة درختان فرستاديم پس از آسمان آب فرستاديم و شما را از آن سيراب كرديم، و شما آب را نگاه دارنده نيستيد در چاه و غدير و چشمه بلكه ما حافظ آنيم.

و از اين قبيل آيات كه دلالت بر دليل عنايت ميكند بسيار و ما اين چند آيه را براي نمونه ذكر كرديم.

+                 +              +
دليل اختراع بر اثبات خالق جهان

و اين نيز هم بر روي دو اصل استوار ميباشد كه فطرت بشر بر آن حاكم است:
اول اينكه موجودات همگي اختراع شده‌اند و اين خود در حيوان ونبات معلوم و معين است، چنانكه خداوند ميفرمايد: ﴿إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ...﴾ [الحج/73]. كسانيرا كه جز خدا ميخوانيد هرگز نميتوانند مگسي بيافرينند اگرچه همگي بر آن گردانيد، وچون ما نخست اجسام جمادي را مي‌بينيم و پس از آن وجود حيات را در آنها ملاحظه مي‌كنيم والبته جماد مبدء حيات نيست، پس قطع مي‌كنيم كه اين جنبش و حيات بايد از مبدء حي قادري باشد و آن خداي جهانست.

دوم اينكه هر اختراعي را مخترعي لازم است، و از اجتماع اين دو اصل معلوم ميگردد كه همه موجودات را فاعل ومخترعي است و هركه مي‌خواهد خدا را بشناسد و اين شناسائي را بدرجه كمال برساند بايد از جواهر اشياء و حقايق موجودات آگاهي داشته باشد تا آنكه اختراع حقيقي را بفهمد زيرا هركه حقيقت شيء را نشناسد از حقيقت اختراع بيخبر خواهد ماند وخداوند بهمين معني اشاره فرموده‌است: ﴿أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللهُ مِنْ شَيْءٍ؟..﴾ [الأعراف/185] آيا در ملكوت آسمانها و زمين، و انچه خداوند از اشياء آفريده‌است نگاه نمي‌كنيد؟ و ما در اينجا بعضي از آيات وارده بر دليل اختراع را ذكر مي‌كنيم:

آيات وارده در قرآن بر دليل اختراع
1- ﴿أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ المَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلا يُؤْمِنُونَ؟﴾ [الأنبياء/30] يعني: آيا كفار نديدند و ندانستند آنكه آسمانها و زمين بسته ومجتمع بودند، مراد آنستكه حقيقت واحد بودند، پس جدا كرديم ايشان را از يكديگر بتنويع و تمييز، و از آب هر حي و زنده‌اي را خلق كرديم، آيا پس نمي‌گروند؟
2- ﴿وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشـَرُونَ﴾ [المؤمنون/79] يعني: اوست خدائي كه شما را در زمين خلق كرد وبسوي او محشور خواهيد شد.
3- ﴿وَمِنْ آَيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنْتُمْ بَشَـرٌ تَنْـتَشِـرُونَ﴾ [الروم/20] يعني: و از آيات ربوبي است كه شما را از خاك خلق كرد پس از آن بشري منتشر در زمين گرديديد.
4- ﴿أَوَلَمْ يَرَ الإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ؟﴾ [يس/77] يعني: آيا نمي‌بيند انسان اينكه ما او را از نطفه خلق كرديم پس او دشمن ظاهري شد؟
5- ﴿فَلْيَنْظُرِ الإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ. خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ﴾ [الطارق/5-6] بايد انسان نظر كند از چه خلق شده‌است، از آب جهنده خلق شده‌است.

+                 +              +
دليل اختلاف بر اثبات خالق جهان

و آن آنستكه هنگاميكه مشاهده كنيم عالم موجودات را مي‌بينيم كه موجودات بعضي از آنها يك فعل از او صادر مي‌شود، مثل آتش كه كارش سوزاندن‌است وصورت نوعيه آتش مبدء يك فعل است و صاحب شعور واراده نيست، و اگر موجودي را ديديم افعال گوناگون از آن صادر مي‌شود مي‌يابيم كه آن موجود مرتبه‌اي از شعور را واجد است چنانكه نبات افعال مختلف از آن صادر مي‌شود از جذب غذا و مسك وهضم آن و دفع فضولات وهمچنين تغذيه وتنميه وتوليد مثل، البته موجودي كه افعال مختلف از آن صادر مي‌شود اكمل واشرف است از موجودي كه يك فعل از آن صادر مي‌شود، پس از آن عالم حيوان را تحت مطالعه در ميآوريم مي‌بينيم حيوانات حركات مختلف از آنها صادر مي‌شود مي‌فهميم كه صاحب اراده و شعورند اگر شعور واراده نبود افعال مختلف از آنها صادر نمي‌شد.

و معني كمال در موجود آنست كه قواي گوناگون در برداشته باشد و هر چه در يك موجود قوا بيشتر باشد كمال در آن بيشتر است، مثلاً مدينه كامل آنست كه واجد شئون مختلف و نيز شخصي كه عالم بفنون كثيره باشد كامل تر از كسي است كه يكرشته يا چند رشته را واجد باشد.

از اين بيان نتيجه مي‌گيريم، اگر مبدء عالم طبيعت بيشعور بود بايد يك رويه بيش نداشته باشد اما هنگاميكه بعالم نظر مي‌كنيم مي‌بينيم سر تا سر عالم اختلاف وغيريت است دو موجود شبيه يكديگر نيست موجودات مختلف وگوناگون در اين عالم وجود دارد از اين اختلاف با شعور ومختار و مريدي باشد يفعل ما يشاء ويحكم ما يريد و اراده و علم وحكمت در اين نظام مدخليت تام دارد پس آشفتگي جهان ما را راهنمائي مي‌كند بغيب عالم و در پشت اين پرده خداي مريد و مختار يست.

خلاصه تمامي اين كثرات واختلافات وهمچنين تغييراتيكه در عالم واقع مي‌شود و هر روز عالم رويه‌اي دارد كه سابق نداشت، دليل واضح و برهان قاطع است بر اينكه مبدء با اختيار واراده‌اي مصدر امور وهمه بازگشتشان بخداي جهانست ﴿أَلا إِلَى اللهِ تَصِيرُ الأُمُورُ﴾ [الشورى/53]، و اراده سنيه حضرت حق مدبر ومدير عالم است.

آيات وارده در قرآن بر دليل اختلاف
1- ﴿وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ﴾ [المؤمنون/80] يعني: اوست خدائيكه زنده مي‌كند و مي‌ميراند و مر او راست اختلاف شب و روز.

2- ﴿وَمِنْ آَيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ...﴾ [الروم/22] يعني: و از آيات خداونديست آفرينش آسمانها و زمين و اختلاف زبانها ورنگهاي شما.

3- ﴿إِنَّ فِي اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا خَلَقَ اللهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لآَيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ﴾ [يونس/6] يعني: در اختلاف شب و روز و آنچه خداوند در آسمانها و زمين خلق كرده‌است نشانه هائي‌است براي گروه پرهيزكاران.

4- 