از قرآن مي باشد، واينكه آنها بجاي مراجعت به قرآن براي گرفتن عقايد دين خود، بيشتر متوسل به كتب تصوف و فلسفه و اعتزال مي شوند.

ايشان در برابر كساني كه قرآن را غير قابل فهم براي تودة مردم مي‌دانند، موضع گرفته و اصرار مي‌ نمايد كه قرآن كاملاً قابل فهم است، ودايرة متشابه آن بسيار محدود است، واگر همة مسلمانان قرآن را مرجع اول واصلي خود در همة امور دين قرار دهند تمام اختلافات و نزاعهاي فِرَقِ اسلامي از بين خواهد رفت.

در اين كتاب مرحوم سنگلجي مباحث ارزشمندي مربوط به فهم قرآن مطرح مي‌نمايد  كه مهمترينشان مباحث ذيل مي باشد:
فهميدن قرآن مبتني بر شناسائي اسباب نزول است.
فهم قرآن محتاج بشناختن احوال عرب در آن عصر مي‌باشد.
قرآن آنچه را كه متعلق بدين و شريعت است در بر دارد.
احكام شريعت در قرآن كلّي و محتاج بسنّت است.
قرآن را ظهري و بطني است و مراد از ظاهر مفهوم عربي و مراد از باطن فهم مراد و مقصد قرآنست.

براي هريك از ظاهر و باطن قرآن شرطي‌است: شرط ظاهر آنستكه موافق لغت عرب باشد و مخالف با شرع نباشد، و شرط فهم باطن قرآن موافقت با لغت عرب و شهادت شرع است و تأويلات فرقه باطنيه باطل ميباشد.
تفسير برأي و تقسيم آن بجايز و ممنوع.
مقاصد قرآن در وضع شريعت و احكام.
ناسخ و منسوخ قرآن.
محكم و متشابه قرآن و بيان حقيقت آن.
سوگندهاي قرآن.
فواتح سور قرآن.
حكمت نزول قرآن بطور تدريج و مفرق و منجم.
امثال قرآن.
قرآن براهين بر اصول ايمانرا دربردارد.
معالجة قرآن مرض تقليد را.
قرآن و حريت نفس.
قرآن و حريت عقل.
ادله قرآن بر اثبات خالق جهان: دليل عنايت - دليل اختراع - دليل اختلاف - دليل فطرت.
توحيد قرآن و دليل قرآن بر توحيد فاعليت.
 دلايل قرآن بر اثبات نبوت عامه و اثبات نبوت پيغمبر آخر الزمان.
ادلة قرآن بر بَعْث و بر بقاي نفس بعد از خراب بدن.
قيامت و معاد در نظر قرآن.آيات وارده در قرآن بر دليل عنايت

1- ﴿الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِـلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ﴾ [البقره/22].

يعني: آنكه زمين را براي شما بساط گسترده وآسمان را سقفي برافراشته قرار داد و از آسمان آبي مبارك و پرنفع فرستاد، پس بآن باران از زمين ميوه‌ها بيرون آورد كه روزي شما است پس براي خداوند شريك قرار ندهيد و حال اينكه مي‌دانيد معبودهاي شما قادر برآفرينش چيزي نيتسند.

2- ﴿إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي البَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ المُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ لآَيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾ [البقره/164].

يعني: بدرستيكه در خلقت آسمانها و زمين و اختلاف شب و روز و كشتيهائيكه جاري در دريا است، بآنچه كه مردم انتفاع مي‌برند، و آنچه كه خداوند از آسمان فرستاد از برف و باران پس زنده كرد زمين را بآن بعد از مردگي و پراكنده كرد در زمين از جنبنده‌اي و در گردانيد بادها را از هر جهتي و ابرهاي مسخر ميان زمين وآسمان را آياتيست براي مردمان عاقل.

3- ﴿اللهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى العَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآَيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ (2) وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآَيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (3) وَفِي الأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاءٍ وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآَيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾ [الرعد/2-4].

يعني: خدايتعالى خدائيست كه بلند كرد آسمانها را بدون ستونيكه به‌بينيد پس از آن مستولي بر عرش شد و رام كرد آفتاب و ماه را جهت مصالح عباد، هر يك از اينها ميرود و حركت مي‌كند تا وقت نامبرده يعني مدتي معين كه دور خود را به اتمام رساند، و يا جريان دارد تا زمانيكه سِيْر او منقطع گردد و آن روز قيامت است، و خداوند مدبر امر است از ايجاد و اعدام و اذلال و اعزاز و احياء واماته، تفصيل مي‌دهد آيات را شايد شما بديدار پروردگار خود يقين كنيد. و اوست خدائيكه زمين را بسيط كرد بطول و عرض تا منقلب حيوانات باشد و بيافريد در آن كوه‌هاي محكم پاي برجائيكه ميخ زمين است و جويهاي آب، و از همه ميوه‌ها بيافريد در زمين جفت، مي‌پوشاند شب را بروز و در اين آيات آثار قدرت كه ذكر شد، نشانه هاي روشن براي متفكرين است، و در زمين قطعه و پاره‌هائيست پيوسته بيكديگر و خود اين يكي از دلائل قدرت است كه با اينكه قطعه‌هاي زمين بيكديگر پيوسته‌است بعضي شايسته زراعت و برخي شوره زار و قطعه‌اي ريگستان و پاره سنگستان و ديگر زمين بوستانها است از انگور و كشتها و خرمائيكه چند شاخ آن از يك اصل رسته و غير صنوان يعني هر يك شاخه از يك بيخ رسته و همه آنها بيك آب آبداده مي‌شود، و تفضيل و برتري داديم بعض آنها را بر بعضي درخوردن و در آنچه ذكر شد دلالت واضح است براي مردمان عاقل.

4- ﴿اللهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي البَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الأَنْهَارَ (32) وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ (33) وَآَتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللهِ لا تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ﴾ [إبراهيم/32 -34].

 يعني: خدائيكه بيافريد آسمانها و زمين را و فرستاد ازآسمان آب، پس بيرون آورد بآن آب از ميوه‌ها روزي براي شما، و مسخر كرد براي شما كشتي را تا بفرمان خدا جاري در دريا شود، و براي شما نهرها را مسخر كرد وبراي شما آفتاب و ماه را مسخر نمود در حالتي كه مستمر در سِيْرَنْد، و شب و روز را براي شما مسخر نمود، وبشما هرچه خواستيد مرحمت فرمود و اگر نعمتهاي خداوند را بشماريد احصاء نخواهيد نمود، بدرستيكه انسان ستمكار و ناسپاس است. 

5- ﴿وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ (19) وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِ