شود مگر بنظريات علميه و علوم حقيقيه.

+                 +              +
سوم از موانع تعقل پيروي هوي است

هوي: آن ميل نفس بشهواتست. و وجه تسميه آن بهوي اينستكه صاحب آن در دنيا ببدبختي مي‌افتد و در آخرت بهاويه پرت مي‌شود.

هوي انسانرا از خير باز مي‌دارد و با عقل ضديت مي‌كند و شخص هوي پرست هميشه از اخلاق، قبايح آنرا انتخاب مي‌نمايد و از افعال فضايح آنرا ظاهر مي‌سازد و پرده مردانگي را پاره مي‌كند و راه شرور را باز مي‌گرداند، هوي خداي معبود در ارض است خداوند مي‌فرمايد: ﴿أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ..﴾ [الجاثية/23]. و در قرآن مجيد موارد هوا را مذمت مي‌كند چنانكه مي‌فرمايد: ﴿إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الأَنْفُسُ..﴾ [النجم/23] و نيز فرمايد: ﴿قُلْ لا أَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ..﴾ [الأنعام/56] و امثال آن از رسول اكرم ماثور است كه فرمود: ((طاعة الشهوة داءٌ وعصيانها دواءٌ)). طاعت شهوت درد است و نافرماني آن دواء.

علي عليه السلام مي‌فرمايد: ((إِنَّمَا أَخَافُ عَلَيْكُمُ اثْنَتَيْنِ‏ اتِّبَاعَ الهَوَى وَطُولَ الأَمَلِ أَمَّا اتِّبَاعُ الهَوَى فَإِنَّهُ يَصُدُّ عَنِ الحَقِّ وَأَمَّا طُولُ الأَمَلِ فَيُنْسِي الآخِرَة)) يعني: بر شما دو چيز را مي‌ترسم متابعت هوي و طول آرزو پس بتحقيق متابعت هوي سد مي‌كند از حق و طول آرزو آخرت را از ياد بيرون مي‌كند.

و بايد دانستكه سلطان هوي قوي مي‌گردد تابجائي مي‌رسد كه شهوات بر انسان غالب مي‌شود براي عقل قوه مقاومت نميماند و بمنتهي مرتبه ضعف مي‌رسد، با اينكه قبح شهوات نزد عقل مقهور واضح و هويدا است و اين مرتبه از هوي در جوانان بواسطه قوت شهوت و كثرت دواعي بيشتر و غالب است.

هوي در انسان پنهانست و افعال خود را در مقابل عقل جلوه مي‌دهد بطوريكه قبيح را حسن و ضار را نافع و باطل را حق مي‌پندارد و جهتش آنستكه نفس متمايل بآن چيز است و بواسطه شدت ميلي كه دارد زشتي و بطلان آن شيء بر عقل پوشيده مي‌گردد تا بجائي كه باطل را حق صرف و قبيح را حسن مي‌پندارد، ((حُبُّكَ الشّـَيْءَ يُعْمِي وَيُصِمُّ)) يعني: حب تو چيزيرا از رشد كور مي‌كند و از شنيدن موعظه كر. علي (ع) مي‌فرمايد: ((الهوى عَمًى)).

و ديگر آنكه انسان بواسطة تنبلي و راحت طلبي هميشه متمايل است سهل‌ترين امور را مرتكب شود از اين جهت طالب آسانتر مي‌باشد هنگاميكه اراده كاري كرد آن روح راحت طلبي آسانتر را نزد او جلوه مي‌دهد اگرچه قبيح و ضار باشد و فرار از كار سخت مي‌كند اگرچه نيكو و پرنفع باشد، چنانكه بزرگان گفته‌اند: ((الهوى يقظانٌ والعقلُ راقدٌ فمن ثمَّ غلبَ))، هوي بيدار است و عقل خواب از اين جهت هوي بر عقل غلبه مي‌كند. و فرق ميان هوي و شهوت اينستكه هوي مختص بآراء و عقايد است وشهوت مختص بنيل لذات مي‌باشد پس شهوت از نتايج هوي و اخص از آنست.

+                 +              +
ادله قرآن بر اثبات خالق جهان

از استقراي كتاب مجيد معلوم مي‌شود كه اثبات صانع عالم بچهار طريق فرموده‌است: 1- دليل عنايت 2- دليل اختلاف 3- دليل اختراع 4- دليل فطرت، و ما هر يك را جداگانه بسمع اهل تحقيق مي‌رسانيم: 

دليل عنايت
اين دليل از راه عنايت و توجه بر اسنان واينكه همه موجودات براي او آفريده شده‌است، و مبناي اين دليل بر دو اصل است: يكي آنكه همه موجودات عالم با وجود انسان موافق و سازگار است، دوم آنكه اين موافقت ناگزير بايد از طرف فاعل قاصد مريد عليمي باشد زيرا اين موافقت و سازگاري ممكن نيست از راه تصادف و اتفاق بعمل آيد.

اما اصل اولي ثابت مي‌شود با تفكر دراينكه شب و روز و آفتاب وماه وفصول چهارگانه و كرة زمين همگي با وجود انسان سازگار و ملايم است، و همچنين بيشتر حيوانات و نباتات و جمادات و اغلب جزئيات ديگر از قبيل باران و وردخانه‌ها و دريا‌ها و آب و هوا و آتش بالتمام با آن موافلق و ملايم مي‌باشند و همينطور با تامل و دقت درعضاي بدن انسان و حويان كه همه با حيات و وجود انسان توافق دارند اين مطلب واضح و روشن مي‌گردد و خلاصه هركه بخواهد بيشتر خدا را بشناسد و اساس توحيد او محكم و كامل گردد بايد منافع بيشمار يك يك فحص و تحقيق نمايد.

و از اينجا اصل دوم نيز ثابت و مبرهن مي‌گردد زيرا ممكن نيست كه اينهمه موجودات براي منفعت وجود انسان اجتماع كند و اين اجتماع بدون ارادة فاعل و از راه تصادف و اتفاق صورت گيرد، مثلاً اگر كسي سنگي به بيند كه آنرا طوري كار گذاشه‌اند كه براي شستن مناسب و موافق است، شكي نميكند كه آن بقصد و ارادة فاعلي انجام يافه‌است و وقوع و قرار يافتن آن بآن صفت از راه اتفاق و تصادف صورت نگرفته‌است و هرگاه سنگي را ببيند كه هيئت و وضع آن براي جلوس مناسب نباشد مي‌تواند بگويد آن هيئت بدون قصد قاصدي حاصل شده‌است، همينطور اگر كسي بجهان نظر اندازد و آفتاب و ماه و ستارگانرا ببيند و بفهمد كه چگونه از حركت آنها فصول چهارگانه بوجود مي‌آيد و چگونه روز و شب درست مي‌شود و سبب نزول باران و حركت باد را ملاحظه كند و در اجزاء زمين و حيوان و نبات دقت نمايد و در موافقت آب با ماهيان و حيوانات دريائي و سازگاري هوا با مرغان تامل نمايد، بدون درنگ بوجود صانعي عالِم و پروردگاري حي و مريد اعتراف خواهد كرد و از عنايتي كه در موافقت و ملايمت اجزاء و موجودات عالم با وجود انسان در ميانست پي خواهد برد كه اينهمه از راه تصادف و اتفاق صورت نگرفته‌است وقصد قاصد و ارادة مريدي دركار بوده‌است. هنگاميكه اين دليل قرآني بر اثبات خالق جهان واضح شد، اينك آيات وارده از قرآنرا در بيان اين دليل ذكر مي‌كنيم:

+                 +              +
حضرت آيت الله حاج شيخ شريعت سنگلجي از بنيانگذاران مكتب بازگشت به قرآن و مبارزه با خرافات در ايران به شمار مي رود. اين حركت در نيمة اول قرن بيستم ميلادي (قرن چهاردهم هجري شمسي) در ايران آغاز شد.

اساس اين گرايش تكيه بر قرآن است و تاكيد بر اينكه تمام عقايد واعمال بايستي هماهنگ با قرآن باشد، وضمنا اين گرايش نو و تجدد قرآني بر اين امر تاكيد مي نموده كه قرآن كتاب روشن و واضحي است و بدون نياز به رجوع به روايات واخبار قابل فهم است.

در اين راستا مرحوم شريعت سنگلجي اين كتاب ارزشمند خود را كه «كليد فهم قرآن» نام دارد، برشتة تحرير درآورد.

در آغاز اين كتاب شيخ سنگلجي مبحث عدم تحريف قرآن مطرح كرده، و با آوردن شواهدي از  گفتارهاي علماي بزرگ شيعه ثابت نمود كه عقيدة علماي اصولي و بزرگ شيعة اماميه اين است كه قرآني كه امروز در دست همة مسلمانان دنيا است همان قرآني هست كه بر سينة پيغمبر نازل شده بود و هيچ گونه تحريفي و يا نقصي بر آن وارد نشده‌است.

سپس شيخ سنگلجي، در اين كتاب، از متروك شدن قرآن ميان مسلمانان و مخصوصا شيعيان دوران خود فرياد مي زند، و آنها را به سوي بازگشت به روش سلف صالح و مرجع قرار دادن قرآن در همة امور دين دعوت مي‌نمايد، ومعتقد است كه علت تمام گرفتاريهاي مسلمانان ومخصوصا شيعيان كشور خود دوري 