 فَوَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا مِنْ مُتَعَلِّمٍ يَخْتَلِفُ إِلَى بَابِ الْعَالِمِ إِلاَّ كَتَبَ اللهُ لَهُ بِكُلِّ قَدَمٍ عِبَادَةَ سَنَةٍ وَبَنَى اللهُ بِكُلِّ قَدَمٍ مَدِينَةً فِي الجَنَّةِ وَيَمْشِي عَلَى الأَرْضِ وَهِيَ تَسْتَغْفِرُ لَهُ وَيُمْسِي وَيُصْبِحُ مَغْفُوراً لَهُ وَشَهِدَتِ المَلائِكَةُ أَنَّهُمْ عُتَقَاءُ اللهِ مِنَ النَّارِ)). يعني هركس آزادگان را ميخواهد به‌بيند نظر در علماء و متعلمين كند، قسم بآن خدائيكه نفس محمد در قبضه قدرت اوست هيچ متعلمي نيست كه در خانه عالمي برود مگر اينكه حق متعال بهر يك قدم او عبادت يكساله نويسد و بهر قدمي از براي او در بهشت شهري بنا كند و بر زمين كه راه ميرود زمين براي او طلب آمرزش ميكند وبامداد آمرزيده برخيزد و فرشتگان گواهي دهند كه اينان آزادگان از آتش‌اند.

3- پيعمبر اكر (صـ) چون علي عليه السلام را به يمن فرستاد فرمود: ((يَا عَلِيُّ لا تُقَاتِلَنَّ أَحَداً حَتَّى تَدْعُوَهُ، وَ أيْمُ اللهِ لأَنْ يَهْدِيَ اللهُ عَلَى يَدَيْكَ رَجُلاً خَيْرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ وَ غَرَبَت‏)). يعني اي علي اگر خدايتعالى مرديرا بتوسط تو هدايت كند براي تو بهتر است از آنچه آفتاب بر او طلوع و غروب كند.

4- رسول أكرم (صـ) فرمود: ((مَنْ طَلَبَ العِلْمَ لِيُحَدِّثَ بِهِ الناسَ ابتغاءَ وَجْهِ اللهِ أعْطَاهُ اللهُ أَجْرَ سَبْعِينَ نَبِيّاً)). يعني هركس طلب علم كند تا براي رضاي خدا بخلق رساند خداوند ثواب هفتاد پيغمبر باو مرحمت ميكند.

5- رسول أكرم (صـ) فرمود: ((يُوزَنُ يوم القيامة مِدَادُ الْعُلَمَاءِ ودِمَاءُ الشُّهَدَاءِ فَيَرْجَحُ مِدَادُ الْعُلَمَاءِ)). يعني وزن ميشود روز قيامت مداد علماء و خون شهيدان پس رجحان پيدا ميكند مداد علماء.

6- رسول أكرم (صـ) ميفرمايد: ((يقول اللهُ للعلماء إني لم أضع علمي فيكم وأنا أريد عذابكم ادخلوا الجنة فقد غفرت لكم)). خداوند ميفرمايد: من علم را در دل شما ننهادم تا شما را عذاب كنم، داخل بهشت شويد، گناهان شما را آمرزيدم.

چون فضيلت علم بآيات و اخبار ثابت شد اكنون ميگوئيم اسلام براي علم نهايتي قرار نداد و مقيد بقيدي ننمود و محدود بحدي نفرمود، رسول أكرم (صـ) ميفرمايد: ((من قال إن للعلم غايةً فقد بخسه حقَّه و وضعه في غير منزلته التي وضعه الله حيث يقول ﴿وَما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً﴾ [الإسراء/85])). يعني: هركس گويد از براي علم غايتي است حق علم را ضايع كرده و در غير منزلتيكه خداوند قرار داده وضع نموده چنانكه ميفرمايد از دانش داده نشديد مگر اندكي.

اسلام از لسان حكيم عليم در قرآن كريم تصريح نمود حكمت خالق را كه در كلامش بر صفوه انبياء نازل شده‌است نمي‌يابد مگر بنور علم چنانكه ميفرمايد: ﴿وَتِلْكَ الأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلاَّ العَالِمُونَ﴾ [العنكبوت/43].

قرآن كسانيرا كه در طلب علم تكاسل ميورزند و تحصيل نميكنند بسوء منقلب و طبع بر قلوب كه عاقبتش سوء عذاب است انذار فرمود چنانكه ميفرمايد: ﴿وَلَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآَيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ مُبْطِلُونَ (58) كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللهُ عَلَى قُلُوبِ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ﴾ [الروم/58-59]. يعني: و اگر بياوري تو محمد (صـ) براي منكران و معاندان به آيه و معجزه‌اي هرآينه كفار ميگويند نيستند شما (پيغمبر و مؤمنان) مگر تباه‌كاران و دروغ‌گويان، همچنان مهر مي‌نهد خداوند بر كساني كه عالم نيستند.

بمثل اين آيات ابواب علوم حقيقيه را بر عقول بشر باز نمود و بزرگتر چيزيكه ميشود خالق جهان را بآن پرستش نمود علم را مقرر فرمود، رسول اكرم (صـ) ميفرمايد: ((أفضل العبادة طلب العلم)) يعني: بالاترين عبادات طلب علم است، و نيز فرمود: ((نظر الرجل في العلم ساعة خير له من عبادة ستين سنة)) يعني: نظر مرد در علم يك ساعت بهتر است از عبادت شصت سال. اسلام علم را منحصر بشهري دون شهري با شخصي دون شخصي قرار نداد، رسول اكرم (صـ) فرمود: ((اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِالصِّين)). علم را طلب كنيد اگرچه در چين باشد. ونيز فرمود: ((الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ المُؤْمِنِ يَأْخُذُهَا أنَّى وَجَدَها)) حكمت گمشدة مؤمن است هر جا او را بيابد اخذ ميكند. مسلمان نبايد ترك تعلم كند براي آنكه معلم آن مخالف با اوست در عقيده، رسول اكرم (صـ) ميفرمايد: ((خُذِ الْحِكْمَةَ وَلا يضُـرُّكَ مِنْ أيِّ وعاءٍ كانت)). حكمت را بياموز از هر ظرفي خارج شود تو را ضرر نمي‌زند.

قرآن كسانيرا كه در كون و آثار قدرت حق تدبر نميكنند انذار انذار شديد فرمود چنانكه ميفرمايد: ﴿وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآَخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً﴾ [الإسراء/72]. يعني: هركس در اين دنيا كوراست و چشمش بحقائق باز نيست پس او در آخرت كور و گمراه‌تر است.

هركه امروز نه‌بيند اثر قدرت اواست
 غالب آنست كه فرداش نباشد ديدار

+                 +              +
سير در ارض علاج مرض تقليد است

چون سابق گفتيم از مؤيّدات بقاي تقاليد ماندن در يك مكان و معاشرت ننمودن با اقوام و امم ديگر است، از اينجهت علاجش را قرآن بيان فرموده.

1- قرآن امر بحج بيت الله نمود چنانكه مي‌فرمايد: ﴿وَ لِـلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ البَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً﴾ [آل عمران/97]. كه بر هر شخص مستطيع مسافرت بمكه را واجب فرمود در اين مسافرت شخص حاج علاوه بر اصلاح نفس و عبادت پروردگار و فوايد معنوي بيشمار آن با امم مختلف اصطكاك پيدا مي‌كند و بر آراء و عقايد ديگران آشنا مي‌شود و بر صنايع و علوم سايرين مطلع مي‌گردد و بر عادات و تقاليد و خرافات مردمان آگاه مي‌شود و انحطاط و ترقي امم ديگر را مي‌بيند كه اگر درست دقت شود تمامي اين مشاهدات مكتبي است براي انسان و چون انسان بالفطره براي حق و خير ساخته شده و بالجبله دنبال تفتيش حقايق مي‌رود و هميشه مي‌خواهد جلب خير كند و دفع شر از خود نمايد مسلماً در اين مسافرت منافعي را براي خود تشخيص مي‌دهد چنانكه قرآن شريف يكي از حكمتهاي حج را تشخيص منافع مقرر فرمود، چنانكه مي‌فرمايد: ﴿وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالاً وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ (27) لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لـَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الأَنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ﴾ [الحج/27- 28]. يعني: و ندا ده ‌اي ابراهيم در ميان مردمان و بخوان ايشان را بحج خانه خدا تا بيايند مردمان بر تو پيادگان و سواران بر هر شتر لاغري كه بجد تمام مي‌آيند از هر راهي دور يعني تو دعوت كن كه سواره و پياده بحج بيايند تا ببينند منفعتهائي كه مر ايشانر است و نام خدا را ذكر كنند در روزهاي معلوم كه ده روز اول ذي الحجه است بر ذبح آنچه روزي