يُنْذَرُوا بِهِ وَلِيَعْلَمُوا أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُولُو الأَلْبَابِ﴾ [إبراهيم/52].

يعني اين قرآن كفايتست مردمان را تا پند داده شوند بآن و بيم كرده شوند بدان و تا بدانند كه اوست خداي يكتا و بايد عقلاء از اين كتاب آسماني پند گيرند – چگونه قرآن بلاغ و مردم را بيم دهنده مي‌باشد با اينكه غير معلوم است و چگونه عقلا را تذكر باشد و حال آنكه عقلاء نمي‌توانند بفهمند.

10- ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا (174) فَأَمَّا الَّذِينَ آَمَنُوا بِاللهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا﴾ [النساء/174- 175].

يعني اي مردم براي شما از طرف حق تعالى برهاني آمد و بسوى شما نورى ظاهر فرستاديم (يعني قرآن) كسانيكه بخدا ايمان آوردند و بقرآن چنگ زده و تمسك جستند زود باشد كه خداوند آنان را داخل رحمت و فضل خود گرداند و بسوى خود و راه راست هدايتشان فرمايد چگونه قرآن برهان و نور مبين است و بايد تمسك بدان كرد و از آن هدايت خواست و حال آنكه غير معلوم است؟!

11- ﴿إِنَّ هَذَا القُرْآَنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ﴾ [الإسراء/9]

يعني اين قرآن راهنمائي مي‌كند بطريقه و راهي كه راست‌تر و پاينده‌تر است – چگونه قرآن براه راست و پاينده هدايت مي‌فرمايد و حال اينكه براي كسي معلوم نيست؟!

12- ﴿وَلَقَدْ يَسَّرْنَا القُرْآَنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ﴾ [القمر/17].

يعني و بتحقيق آسان كرديم قرآنرا براي پند گرفتن مردم پس آيا هيج پند گيرنده‌اي هست؟ عجب است با تصريح خداوند در اين آيه كه قرآن فهمش آسان است چگونه مي‌توان دعوي كرد كه قرآن را نميشود فهميد و عجب تر آنكه در سوره مباركة قمر اين آيه چهار مرتبه تكرار شده‌است.

اين بود بعضي از آياتيكه دليل است بر اينكه قرآن قابل فهم مي‌باشد و از اين آيات در قرآن بسيار است اما براي شخص متدبر همين قدر كافي است.

اما اخبار
رسول اكرم (ص) ميفرمايد: ((إِنِّي تَرَكْتُ فِيكُمْ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللهِ وَسُنَّتي أو وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي)).

يعني من در ميان شما چيزي گذاردم كه اگر تمسك بآن كنيد هيچ وقت گمراه نخواهيد شد وآن كتاب خدا و سنت من است (بروايات ديگر و عترت من است).

و چگونه ممكن است تمسك بكتاب كرد با اينكه غير مفهوم باشد.

و از امير المؤمنين علي بن ابي طالب (ع) از رسول خدا (ص) نقل شده‌است: ((قال: عليكُم بِكِتَابِ الله فِيهِ نَبَأُ مَا قَبْلَكُمْ، وَخَبَرُ مَا بَعْدَكُمْ، وَحُكْمُ مَا بَيْنَكُمْ. هُوَ الفَصْلُ لَيْسَ بِالْهَزْلِ، مَنْ تَرَكَهُ مِنْ جَبّارٍ قَصَمَهُ الله، وَمَنْ ابَتَغَى الهُدَى فِي غَيْرِهِ أَضَلّهُ الله، وَهُوَ حَبْلُ الله المَتِينُ، وَهُوَ الذّكْرُ الْحَكِيمُ وَالصّرَاطُ المُسْتَقِيمُ، هُوَ الّذِي لاَ تَزِيعُ بِهِ الأَهْوَاءُ، وَلاَ تَلْتَبِسُ بِهِ الألْسِنَةُ، وَلاَ تَشْبَعُ مِنْهُ الْعُلَمَاءُ، وَلاَ يَخْلَقُ عَلى كَثْرَةِ الرّدّ، وَلاَ تَنْقَضَي عَجَائِبُهُ، مَنْ قالَ بِهِ صَدَقَ، وَمَنْ عَمِلَ بِهِ أُجِرَ، وَمَنْ حَكَمَ بِهِ عَدَلَ، وَمَن خاصَمَ به فلَجَ، وَمَنْ دَعَا إِلَيْهِ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ..))

 يعني رسول اكرم (ص) فرمود: بكتاب خدا تمسك بجوئيد كه در آن خبر گذشتگان و آيندگان شما است. قرآن حاكم عادلي است در ميان شما قرآن جدي وقطعي و فصل است هزل و لغو نيست هر گردن‌كشي كه آنرا ترك كند خداوند پشت او را خواهد شكست و كسيكه هدايت را از غير قرآن بخواهد خداوند او را گمراه ميكند. قرآن ريسمان محكم خداست و پند راست و درست و راه راست است و هواي مردم آنرا از حق منحرف نميكند، و دانشمندان از آن سير نميشوند، و بكثرت تكرار كهنه نميشود، و شگفتى‌هاي آن پايان ندارد. گوينده بقرآن راستگو است و حاكم بآن عادل و كسي كه مخاصمه و احتجاج بقرآن كند پيروزمند ميشود، و كسي كه دعوت بسوي قرآن كند براه‌است هدايت ميشود.

چگونه چنين قرآني با اين همه اوصاف كه ذكر شد قابل فهم نباشد؟! در اين كلام شريف تصريح است بر اينكه هر كس هدايت از غير قرآن بخواهد گمراه خواهد شد اگر قرآن غير قابل فهم است مسلماً بايد از غير قرآن هدايت بخواهد و بنا براين گمراه خواهد شد و اين خود واضح است كه گمراهي مسلمانان از اين است كه هدايت را از غير قرآن خواستند و آراء و افكار خود را مدخليت در دين و مجادله‌ها كردند تا روزگار اسلام و مسلمين باينجا رسيد كه هر فرقه آنديگر را تكفير ميكند و چهارصد ميليون مسلمان بهيچ وجه اتفاق ندارند, اگر مسلمانان مرجع را قرآن قرار دهند و دين را از آن اتخاذ كنند اين بدبختي مبدل بسعادت و تفرق مبدل بوحدت خواهد شد.

خداوند ميفرمايد: ﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعًا وَلا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا﴾ [آل عمران/103].

+                 +              +
دليل عقل

1- اگر در قرآن آياتي و كلماتي بود كه كسي نمي‌فهميد خطاب بقرآن مانند آن بود كه ترك زبان را بلغت فارسي دعوت و تبليغ كنند و خود اين امر سفاهت است. قرآن ميفرمايد هذا بيان للناس, چگونه بيان خواهد بود اگر كسي آنرا نفهمد؟! چطور تصوّر ميشود كه خداوند حكيم تكلم بكلماتي كند كه كسي نفهمد؟ واقعاً گفتن اين كلمات كاشف از حمق گوينده يا كفر اوست كه ميخواهد قرآنرا از دست مردم بگيرد و بجاى آن اباطيل نشر دهد.

2- مقصود از تكلم فهماندن است اگر مفهوم نباشد مخاطبه عبث و سفه خواهد بود و لايق شخص حكيم نيست.

3- رسول اكرم (ص) قرآن را معجزه خود قرار داد و تحدي فرمود و گفت اگر ميتوانيد مثل او ياده آيه مثل قرآن بياوريد, اگر قرآن مفهوم نباشد تحدي غلط است.

جمعي ميگويند قرآن غير قابل فهم است
جمعي ميگويند قرآن غير قابل فهم است و بوجوهي بر آن استدلال كرده‌اند:

1- ميگويند قرآن آيات متشابهه دارد و متشابهات قرآن را كسي غير از حق تعالى نميفهمد.

جواب ميگوييم: متشابه قابل فهم است بلكه متشابهات قرآن براي هدايت نادانان و عامه نازل شده چنانكه بعد تحقيق خواهد شد.

2- ميگويند اعمالي كه ما را بدان تكليف كرده‌اند دو قسم است قسم اول افعاليست كه ما مصلحت آنرا درك مي‌كنيم مثل نماز و روزه و زكوه كه نماز تواضع محض است و روزه امساك از شهوات و زكوه سعي در رفع حاجت بينوايان است. قسم دو افعالي كه مصلحت آنرا نميدانيم مثل افعال حج كه ما نميدانيم چه مصلحتي در رمي جمره‌است و چه غايتي در سعي ميان صفا و مروه ملحوظ شده‌است, و محققين اتفاق دارند چنانكه پسنديده‌است حق متعال بندگانش را امر بقسم اول كند همچنين نيكو است امر بقسم ثاني بجهت اينكه قسم اول كمال انقياد و اطاعت در او موجود نيست احتمال د