ندترین فرد بنی‌اسراییل بود، ازایشان خواست که او را فرمان‌ده و خویشتن را فرمان‌بردارش بدانند). ما آن اندازه گنج و دفینه به اوداده بودیم که (حمل صندوق‌های) خزاین آن برگروه پر زور و با قدرت، سنگینی می‌کرد (و ایشان را دچار مشکل می‌نمود). وقتی (از اوقات) قوم او بدو گفتند: (مغرورانه) شادمانی مکن، که خدا شادمانان (سرمست از غرور) را دوست نمی‌دارد.* به وسیله‌ی آن چه خدا به تو داده است، سرای آخریت را بجوی (و بهشت جاویدان را فراچنگ آور) و بهره‌ی خود را از دنیا فراموش مکن (و بدان که تو هم حق حیات داری و باید از امتعه و لذایذ حلال استفاده بکنی و به خویشتن برسی) و همان‌گونه که خدا به تو (بخشیده است و در حق تو) نیکی کرده است، تو نیز (به دیگران ببخش و بدیشان) نیکی کن و در زمین تباهی مجوی که خدا تباه‌کاران را دوست نمی‌دارد.* (قارون) گفت: این مال در سایه‌ی آگاهی و دانشی که دارم به من داده شده است (و مرا فراهم گشته است. خودم آن را به دست آورده‌ام و خودم هم می‌دانم چگونه آن را مصرف کنم). مگر ندانسته است که خداوند نسل‌های (قرون و اعصار) زیادی را نابود کرده است که از او قدرت بیش‌تری (داشته) و در گردآوری (دارایی مهارت) زیادتری داشته‌اند. (بگذار مجرمان چون او در فسق و فجورو کبر و غرور خود فروروند... در قیامت همه چیز عیان است و حاجت به بیان نیست) لذا گناه‌کاران از گناهشان سوال (تحقیق و ترحیم) نمی‌شود (بلکه سوال توبیخ و تحقیر از ایشان می‌گردد).* (قارون به اندرز پندگویان وقعی ننهاد و بلکه هوس قدرت و جنون ثروت او را بر آن داشت که با آرایش هر چه بیش‌تر، دارایی خود را به نمایش گذاشت و) با تمام زینت خود در برابر قوم خویش نمایان گردید (و زرّ و زیور و قدرت و شوکت خویشتن را در معرض و دیدگاه مردمان قرارداد) آنان که طالب زندگی دنیا بودند، گفتند: ای کاش همان چیزهایی که به قارون داده شده است، ما هم می‌داشتیم! (چه ثروت سرشاری! و چه جاه و جلالی!) واقعاً او دارای بهره‌ی بزرگ و شانس سترگ است.* و کسانی که دانش و آگاهی داشتند (به افرادی که عاشقان زرق و برق دنیا بودند و بزرگواری را در زر و زور می‌دیدند) گفتند: وای بر شما! (چه می‌گویید و سعادت را در چه می‌جویید؟) اجر و پاداش خدا (که بهشت جاویدان است)، بسی والاتر و بهتر (از این چیزها) است برای کسانی که ایمان داشته باشند و کارهای شایسته انجام دهند و این (بهشت یزدان هم) جز نصیب شکیبایان نمی‌گردد.* سپس ما او را و خانه‌اش را به زمین فرو بردیم و گروه و دسته‌ای نداشت که او را در برابر خدا یاری دهند (و وی را از عذاب الهی برهانند) و خود نیز نتوانست خویشتن را کمک کند.* آنان که دیروز آرزو می‌کردند روزی را برای هر کس از بندگانش که بخواهد، گسترش می‌دهد و برای هر کس بخواهد، روزی را تنگ و کم می‌گرداند (و چرا ما از این واقعیت غافل بودیم که داشتن و نداشتن مادیات، وسیله‌ی آزمایش مردمان است و بس؟) اگرخداوند بر ما منّت نمی‌نهاد (تفضل نمی‌فرمود، آرزوی دیروزی ما را برآورده می‌کرد و امروز همچون قارون) ما را (به دل زمین) فرو می‌برد. وای! انگار کافران رستگار نمی‌گردند (و حتما عذاب خدا دیر یا زود گریبان‌گیرشان می‌شود).* ما آن سرای آخرت را تنها بهره‌ی کسانی می‌گردانیم که زمین خواهان تکبر و استکبار نیستند و فساد و تباهی نمی‌جویند (و دل‌هایشان آلودگی‌های مقام‌طلبی و شهرت‌طلبی و بزرگ‌بینی و تباه‌کاری، پاک وپالوده است) و عاقبت از آن پرهیزگاران است».قارون از قوم موسی و از بنی‌اسراییل بود. بنی‌اسراییل که در مصر و در زیر ظلم و ستم حکومت فروعون زندگی می‌کردند و تمامی وجودشان در خدمت فرعون بود. او آنان را خوار و ذلیل کرده بود و بر آنان ستم می‌راند.
خداوند، موسی علیه السلام را فرستاد تا بنی‌اسرایی را از ذلّت و خواری نجات داده و غلّ و زنجیرهای ستم فرعون را از دست و پای ایشان باز کند و آنان را در ایمان و عزّت و سرافرازی به سرزمین موعود ببرد.
وقتی که رویارویی با فرعون به معنی رویارویی با طغیان و سرکشی و مقابله با حکومت ظالم و ستمگر باشد، طبیعی است که مقابله و رویارویی با طغیان و سرکشی و مقابله با حکومت ظالم و ستمگر باشد. طبیعی است که مقابله و رویارویی با قارون نیز به معنی مقابله با طغیان و سرکشی ثروت و دارایی است. خداوند چه زیبا فرمود:
«كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى(6) أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى(7)» (علق: 7-6)
«قطعاً انسان‌ها سرکشی آغاز می‌کنند * اگر خود را دارا و بی‌نیاز ببینند.»
این دو (سرکشی و طغیان قدرت و حکومت و سرکشی و طغیان مال و ثروت) از یک جا سرچشمه می‌گیرند. به درستی ثروت و سامان قارون در طول تاریخ و برای نسل‌های متعدد و حتی تا زمان ما ضرب‌المثل و زبانزد شده است و هر گاه بخواهند فراوانی ثروت و مال کسی را توصیف کنند، می‌گویند گنج قارون را داراست.
اموال قارون طلا و نقره و زیورآلات و چیزهای گران‌بها بود که در صندوق‌های آهنی و در اطاق‌های مخصوص در کاخ شیشه‌ای‌اش گذاشته بود. آن‌قدر زیاد بود که کلیدهای آن صندوق‌ها، با زنجیرهای طولانی به هم وصل بودند که مردان نیرومند و قوی‌هیکل از حمل و برداشتن آن‌ها عاجز و ناتوان بودند.عقل ضعیف و سطحی‌نگر و انسانی که فقط ظاهری به چیز‌ها می نگرد و درباره‌ی آن فکر نمی‌کند. ثروت زیاد را نعمتی از جانب پروردگار می‌داند که بندگانش داده است. ولی انسان با ایمان و تیزبین چیزی به جز آن می‌پندارد. او این نعمت و ثروت را به وسیله‌ی امتحان و آزمایشی از طرف پروردگار می‌داند. اگر از این مال و ثروت در مسیر خیر و نیکی و در جهت اطاعت و عبادت خدا استفاده نمود، آن وقت نعمتی از جانب خدا که در دنیا و آخرت به او بهترین پاداش عطا خواهد کرد، اما اگر از این مال و ثروت در مسیر گناه و نافرمانی پروردگار استفاده نمود و در راه شر و بدی آن را مصرف نماید، در حقیقت نکبت و مایه‌ی بدبختی است؛ چون این مال و ثروت فقط بر گناهان صاحبشان می‌افزاید و عذاب را در روز آخرت براو افزایش می‌دهد.
پس در نتیجه‌ی فراوانی ثروت ثروت‌مندان و افزایش پی‌درپی همانا سنّت استدراج از جانب پروردگار است.
خواننده‌ی عزیز! بنگر به این سخن حضرت سلیمان علیه السلام که با داشتن مال و ثروت فراوان و حکومت مقتدر فرمود:
«هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي» (نمل: 40).
«... این از بخشش پروردگار من است...».
«لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ» (نمل: 40).
«... می‌خواهد مرا امتحان کند که آیا شکر (نعمت) او را به جای می‌آورم یا ناسپاسی می‌کنم. هر کس که سپاس‌گذاری می‌کند. تنها به خویش سپاس‌گذاری کرده است و هر کس که ناسپاسی کند، پروردگار من بی‌نیاز از سپاس او (بوده) و صاحب کرم است».
«إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ» (قصص: 76).
«... به راستی خداوند شادمانان (سرمست از غرور) را دوست نمی‌دارد».
باز به سوی قارون برمی