شْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لاَّ يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُواْ عَلَى شَيْءٍ ذَلِكَ هُوَ الضَّلاَلُ الْبَعِيدُ مثال آنان که به پروردگارشان کفر ورزيدند کردانشان همچون خاکستري است که تند بادي در يک روز طوفاني بر آن وزيده باشد، به چيزي از آنچه در دنيا انجام داده اند دست نمي يابند. اين گمراهي دور (ودرازي) است. 
خداوند متعال از اعمالي که کفار براي خدا انجام داده ند خبر مي دهد، و اينکه آن اعمال در بطلان و از بين رفتن همانند خاکستري است که ريزترين و سبک ترين يچز است،  هرگاه در روز طوفاني باد تندي بر آن بوزد آن را با خود مي برد و نا بود مي شود. پس بدين گونه اعمال کافران را از بين مي برد (لاَّ يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُواْ عَلَى شَيْءٍ) به چيزي از آنچه در دنيا انجام داده اند دست نمي يابند، و حتي اعمالي که در دنيا انجام داده اند به اندازه ي ذره اي دستگير آنها نمي شود، چون بر اساس کفر و تکذيب انجام گرفته است. (ذَلِكَ هُوَ الضَّلاَلُ الْبَعِيدُ ) اين است گمراهي دور و دراز، زيرا کوشش آنها باطل گشت و کارشان از بين رفت و نابود شد. با منظور کارهايي است که کافران عليه اهل حق انجام مي دادند و کوشش مي کردند حق را در نطفه خفه کنند، اما مکرشان به خود آنان برگشت و آنها هرگز نتوانستند به خدا و پيامبران و لشکر حق زياني برسانند.أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحقِّ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ آيا نمي بيني که خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريده است، اگر بخواهد شما را از ميان مي برد و آفرينش جديدي را پديد مي آورد؟
وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ  و اين کار براي خداوند مشکل نيست. 
وَبَرَزُواْ لِلّهِ جَمِيعًا فَقَالَ الضُّعَفَاء لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللّهِ مِن شَيْءٍ قَالُواْ لَوْ هَدَانَا اللّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ سَوَاء عَلَيْنَآ أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِيصٍ و همه در برابر خداوند حاضر مي شوند، پس ضعيفان به کساني که خود را بزرگ مي پنداشتند مي گويند: «ما پيروان شما بوديم، پس آيا مي توانيد چيزي از عذاب خداوند را از ما دفع کنيد؟» مي گويند:«اگر خداوند ما ر اهدايت مي کرد ما هم شما را هدايت مي نموديم، براي ما يکسان است چه بي تابي کنيم يا شکيبايي ورزيم هيچ پناهگاهي نداريم».
خداوند متعال بندگان را آگاه مي سازد که (أَنَّ اللّهَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحقِّ ) آسمانها و زمين را به حق آفريده است، تا مردم او را عبادت نمايند و بشناسند و آنان را امر و نهي کند، و با استناد به آفرينش آسمان و زمين و آنچه در ميان اين دو وجود دارد بر صفات کمال خود استدلال نمايد. نيز تا مردمان بدانند آن کسي که آسمانها و زمين را با اين گستردگي و بزرگي آفريده است مي تواند آنها را از نو بيافريند تا آنان را به خاطر نيکي ها و بديهايشان جزا و سزا بدهد، و از انجام چنين کاري ناتوان نيست. بنابراين فرمود: (إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ ) احتمال دارد که معني آيه چنين باشد: اگر خداوند بخواهد شما را از ميان مي برد و قومي ديگر را پديد مي آورد که بيشتر از خداوند فرمان مي برد و احتمال دارد منظور اين باشد که اگر خداوند بخواهد نابودتان مي کند سپس در روز رستاخيز شما را با آفرينش تازه اي باز مي گرداند، و آنچه از حالات قيامت که پس از اين مي آيد اين احتمال را تقويت مي نمايد 
(وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ  ) و اين کار براي خداوند غير ممکن نيست . بلکه چنين کاري براي او خيلي آسان است. (ما خلقکم و لا بعثکم الا کنفس وحده) آفرينش و زنده کردن پس از مرگتان مانند آفرينش يک نفر است. (و هوالذي يبدوا الخلق ثم يعيده و هو اهون عليه) و او ذاتي است که آفرينش را آغاز مي نمايد، سپس آن تکرار مي کند و آفريدن دوباره براي او آسانتر است. 
(وَبَرَزُواْ لِلّهِ جَمِيعًا) و همه ي خلايق در برابر خداوند حاضر مي گردند آنگاه که در صور دميده مي شود، پس مردم از قبرهايشان بيرون مي آيند و در محضر پروردگار حاضر مي گردند و در زميني برابر و هموار و صاف مي ايستند که هيچ فراز و نشيبي در آن نيست، و پيش خدا حاضر مي شوند و هيچ کس نمي تواند از خدا پنهان شود، و چون حاضر شند به جر و بحث مي پردازند و هر يک از خود دفاع مي نمايد و مي خواهد از سرنوشتي که براي او رقم خورده دفاع کند، ولي چگونه مي تواند از آن سرنوشت محتوم رهايي يابد؟
(فَقَالَ الضُّعَفَاء لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ)و پيروان مقدلين به ساني که خود را بزرگ مي پنداشتند و مردم از آنها پيروي مي کردند و رهبران گمراهي و انحراف بودند، مي گويند: (إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا) ما در دنيا پيروان شما بوديم؛ ما را به گمراهي دستور داده و آن را براي ما زيبا جلوه داده و ما را فريب داديد. (فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللّهِ مِن شَيْءٍ) پس آيا مي توانيد چيزي از عذاب خداوند را از ما دور کنيد، گرچه به اندازۀ ذره اي باشد؟ (قَالُواْ )کساني که از آنها پيروي مي شد و رئيس و پيشوا بودند، مي گويند (اغوينهم کما غوينا) آنها را گول زديم همانطور که خود فريب خورديم و (لَوْ هَدَانَا اللّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ) اگر خداوند ما را هدايت مي کرد ما هم شما را هدايت مي نموديم، پس هيچ کس براي ديگري نمي تواند کاري بکند (سَوَاء عَلَيْنَآ أَجَزِعْنَا) براي ما يکسان است در مقابل عذاب چه بي تابي کنيم (أَمْ صَبَرْنَا) يا شکيبايي ورزيم (مَا لَنَا مِن مَّحِيصٍ )هيچ پناهگاهي نداريم که به آن پناه ببريم و از عذاب خدا به سوي آن بگريزيم. وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلاَ تَلُومُونِي وَلُومُواْ أَنفُسَكُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ و هنگامي که کار به پايان ريسد او کار از کار گذشت شيطان مي گويد: «خداوند به شما وعدۀ راستين داد و من به شما وعده دادم و با شما خلاف وعده کردم. و من هيچ سلطه اي بر شما نداشتم جز اينکه شما را دعوت نمودم و شما هم دعوتم را پذيرفتيد. پس مرا سرزنش مکنيد و خودتان را سرزنش نماييد، نه به من رياد شما مي رسم و نه شما به فرياد من مي رسيد، بي گمان به اينکه پيش از اين شما مرا شريک خدا مي دانستيد کافرم. بي گمان ستمکاران عذاب دردناکي دارند».
(وَقَالَ الشَّيْطَانُ) و شيطان که به سبب هر شر و بدي است که در دنيا اتفاق اتاده يا مي افتد، اهل جنم را خطاب مي کند و از آن بيزاري مي جويد، (لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ) هنگامي که کار ب