ید منتظر بود تا اعتراض کننده به سزای دنیوی و اخروی خود برسد. به همین جهت خداوند متعال فرموده است: « وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ» و خداوند از آنچه می کنند بی خبر نیست، بلکه اعمال آنها را ثبت می کند و آنها را بر آن اعمال مجازات خواهد کرد. و این تهدیدی است برای معترضین و تسلیت و دلجویی است برای مومنان.وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ و اگر برخي از آنچه را که بدان وعده مي دهيم به تو بنمايانيم و يا اينکه تو را بميرانيم، در هر حال تنها رسيدن بر (عهدۀ) تو است و حساب بر عهدۀ ما مي باشد .
أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا وَاللّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ آيا نديده اند که ما از اطراف زمين مي کاهيم و خداوند حکم مي کند و فرمان و حکمش هيچ گونه رد و مانعي ندارد، و او سريع الحساب است. ؟
خداوند به پيامبرش محمد صلي الله عليه واله مي فرمايد: براي فرا رسيدن عذابي که به آنان و عده داده شده است شتاب مکن، زيرا اگر آنان همچنان به سرکشي و کفر و ناسپاسي خود ادامه بدهند حتماً عذابي که به آنان وعده داده شده است به آنان مي رسد . پس يا آن را (نُرِيَنَّكَ) در دنيا به تو مي نمايانيم، و آنگاه خشنود و چشم روشن مي شوي، (أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ ) و يا قبل از اينکه آنان دچار عذاب شوند تو را مي ميرانيم، پس مبتلا کردن آنان به عذاب وظيفۀ تو نيست (فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ) زيرا تنها رساندن پيام خدا به مردم و روشنگري براي آنان بر عهدۀ تو است، ( وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ) و حساب بر عهدۀ ما است، و ما مردم را در مورد اينکه آيا آنچه که بر گردنشان بوده انجام داده و يا آن را ضايع کرده و انجام نداده اند مورد بازخواست قرارمي دهيم، پس يا آنان را پاداش عطا مي کنيم و يا مورد عقوبت و انتقام قرار مي دهيم.
سپس خداوند متعال تکذيب کنندگان را تهديد نموده و مي فرمايد: (أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا) آيا کافران نمي بينند که ما همواره از اطراف زمين مي کاهيم؟ گفته شده که منظور اين است که خداوند با هلاک کردن تکذيب کنندگان و رشه کن کردن ستمگران، از سرزمين آنها مي کاهد. و گفته شده اين کاهش اشاره به فتوحات اسلامي و از دست رفتن شهرهاي مشرکين و زيانمند شدن آنها در اموال و جانهايشان است. و سخنان ديگري نيز گفته شده است، اما به ظاهر والله اعلم منظور اين است که خداوند به تدريج سرزمين تکذيب کنندگان و کافران را از دستشان مي گيرد و از آن مي کاهد و مصيبت ها را در گوشه  و اطراف آن ايجاد مي کند، تا آنان را بيدار سازد، قبل از اينکه نقص و کمبود دامانشان را بگيرد، و بلاهايي را بر آنان فرو مي فرستد که هيچ کس نمي تواند آن را دفع کند بنابراين فرمود: ( وَاللّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ ) و خداوند فرمان مي دهد و فرمانش هيچ رد کننده اي ندارد. 
هيچ کس نمي تواند فرمان شرعي و تقديري، و جزاي الهي را رد نمايد. پس دستورات و فرمانهايي که خداوند صادر مي کند در نهايت سنجيدگي و متانت و استحکام قرار داشته و هيچ خللي و نقصي در آن وجود ندارد، و بر پآيه عدالت و انصاف و نيکي استوار مي باشد، و هيچ کس نمي تواند فرمانهاي او را مورد بازجويي قرار دهد، و اعتراضي بر ان وارد نيست. بر خلاف فرمان غير خدا که گاهي درست و گاهي نادرست خواهد بود (وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ) و او سريع مانعي ندارد، و او سريع الحساب است پس کافران نبايد در رابطه با آمدني است نزديک مي باشد.وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلِلّهِ الْمَكْرُ جَمِيعًا يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ وَسَيَعْلَمُ الْكُفَّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّارِ به راستي کساني که پيش از اينان بودند مکر ورزيدند ولي مکر و نقشه ها همگي از آن خداست؛ مي داند آنچه را که هر کس انجام مي دهد، و کافران مي خواهند دانست که سرانجام نيکوي اين جهان از آن کيست. 
وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ و کافران مي گويد: «تو پيامبر (خدا) نيستي»بگو«کافي است خدا و کسي که علم کتاب نزد او است ميان من و شما گواه باشد».
خداوند متعال مي فرمايد:( وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ) به راستي کساني که پيش از اينان بودند دربارۀ پيامبران و پيام حقي که آورده بودند مکر ورزيدند و توطئه کردند. اما توطئه ومکرشان چيزي از آنان دور نکرد و فايده اي براي آنان نداشت و نتوانستند کاري از پيش ببرند. آنان با خداوند مبارزه مي کنند. (فَلِلّهِ الْمَكْرُ جَمِيعًا ) ولي مکر و نقشه ها همگي از آن خداست يعني هيچ کس نمي تواند مکري بورزد و چاره اي بيانديشد مگر به اجازۀ خدا و حسب تقدير او، پس وقتي آنان عليه دين خداوند توطئه مي کنند بدون شک مکر و توطئه هايشان به خودشان بر خواهد گشت و ناکام و پشيمان خواهند شد، زيرا خداوند (يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ) مي داند آنچه را که هر کس انجام مي هد، و خداوند خواست و اراده و اعمال ظاهري و باطني هر کس را مي داند و توطئه و مکر ورزيدن بخشي از کارهاي آنان است، بنابراين بر خداوند پنهان نمي باشد. از اين رو ممکن است که توطئه ، به حق و اهل حق زياني برسانند و براي کفار مفيد باشد. (وَسَيَعْلَمُ الْكُفَّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّارِ ) و کافران خواهند دانست که پايان نيکوي اين جهان از آن آنهاست يا از آن پيامبران خدا؟ و مشخص است که سرانجام نيک از آن پرهيزگاران است نه از کفر و کافران. 
(وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً) و کافران مي گويد: تو پيامبر نيستي يعني شما و آنچه را که همراه با شما فرستاده شده است تکذيب مي کنند. (قُلْ) اگر آنان در اين رابطه گواه خواستند ، به آنها بگو: (كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ) کافي است خدا ميان من و شما گواه باشد و گواهي خداوند به سه صورت است، قول، عمل و اقرار. اما قول خدا وحي اوست که به راستگوترين بنده اش وحي نموده است. و رسالت و آيين خود را با آن استوار مي دارد و اما گواهي عملي خداوند اين است که پيامبرش را کمک و ياري نمود، چنان کمکي که از توان او و ياران و پيروانش خارج بود، و اين ياري خداوند گواهي عملي خداوند است در خصوص صدق رسالت پيامبرش. و اما اقرار خداوند نيز گواه بر صدق رسالت پيامبر است. زيرا پيامبر از جانب خداوند خبر داده است که او پيامبر خداست و خداوند مردم را دستور داده تا از او پيروي نمايند، پس هر کس از او پيروي کند خشنودي خداوند و بهشت از آن اوست، و هر کس از او پيروي نکند سزاوار جهنم است و ناخشنودي خداوند از آن اوست، و خون و مالش براي پيامبر حلال است. و خداوند پيامبر را بر اين کار تاييد مي کند. و اگر به دروغ به خداوند چيزي را