اشد. بنابراين فرمود: (وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ) و اگر از آرزوها و خواسته هايشان پيروي کني بعد از اينکه علم و دانش به تو رسيده است؛ آگاهي و دانش روشني که تو را از پيروي از خواسته هاي آنان باز مي دارد، (مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ) هيچ کار سازي نيست که تو را از عذاب خداوند حمايت نمايد، و به امر مورد علاقه ي خودت دست بيابي. و هيچ بازدارنده اي نيست که تو را از امر ناگوار و ناخوشايند مصون بدارد.وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ و به راستي پيش از تو پيامبراني را فرستاده و زنان و فرزنداني را بديشان داده ايم، و براي هيچ پيامبري ممکن نيست که جز به اجازۀ خدا معجزه اي بياورد، و هر وعده اي سرآمدي معين دارد. 
يَمْحُو اللّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ خداوند هر چه را که بخواهد از ميان مي برد و هر چه را که بخواهد بر جاي مي دارد، و ام الکتاب (= لوح محفوظ) به نزد اوست. 
تو اولين پيامبري نيستي که به سوي مردم فرستاده شده اي تا از اين موضوع به شگفت آيند، بلکه (وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً ) پيش از تو پيامبراني را فرستاده و زنان و فرزنداني را بديشان داده ايم، پس دشمنانت نمي توانند اين را بر تو عيب بگيرند که همچون برادران پيامبرت داري زن و فرزند هستي. پس آنان چرا دارا بودن زن و فرزند را بر شما عيب مي گيرند در حالي که پيامبران پيش از تو نيز چنين بوده اند. آنها جز به خاطر اهداف فاسد و خواسته هاي پليد خود از تو عيب نم گيرند و از تو معجزه بخواهد و نوع آن را پيشنهاد مي کنند در حالي که اختياري ندارد و چيزي در دست تو نيست. (وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ) و هيچ پيامبري را نسزد که جز به اجازه خداوند معجزه اي بياورد، و خداوند آوردن معجزه را اجازه نمي دهد مگر در آن وقت که مقدر فرموده است. 
( لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ) و هر اجلي را سرآمدي معين است که از آن پس و پيش نمي شود، پس عجله کردن و شتاب ورزيدن آنها در رابطه با آمدن معجزات يا فرا رسيدن عذاب سبب نمي شود که خداوند آنچه را مقدر نموده است بعداً رخ دهد پيش تر از موعد مقرر بنماياند، با اينکه خداوند هرچه را بخواهد انجام مي دهد. 
(يَمْحُو اللّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ) خداوند هر چه از تقديرات الهي را که خواهد از ميان مي برد و هر چه را که بخواهد پا بر جا مي دارد، و اين از ميان برداشتن و بر جا  گذاشتن مربوط به چيزهايي نيست که علم و قلم الهي آن را نگاشته و ثبت کرده است، زيرا آنچه را که خداوند ثبت نموده است قابل تغيير و تبديل نيست، زرا چنين چيزي براي خداوند محال است ک در آگاهي و علم وي نقص و خللي واقع شود . بنابراين فرمو: (وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ) و لوح محفوظ که همه چيز به آن بر مي گردد، و آن اصل، و ساير چيزها فرع اند، نزد اوست. پس تغيير و تبديل در فرع واقع مي گردد، مانند کارهاي شبانه روزي که فرشتگان آن را ثبت مي نمايند و خداوند براي ثبت و يا از ميان بردن آن اسبابي قرار داه است، و اين اسباب از دايرۀ آنچه که در لوح المحفوظ نگاشته شده است فراتر نمي رود، مانند اينکه نيکوکاري و صلۀ رحم و احسان را از اسباب طول عمر و فراوان شدن روزي قرار داده، و گناهان را به سبب از ميان رفتن برکت عمر و روزي گردانيده است. و مانند اينکه اسباب نجات از مهلکه را سبب سلامتي قرار داده، و قرار دادن خويشتن در معرض هلاکت را سبب هلاک شدن قرار داده است. پس  اوست که بر حسب قدرت و اراده اش به تدبير امور مي پردازد و آنچه را او تدبير نمايد با آنچه که آن را دانسته و در لوح محفوظ نوشته است تضادي ندارد.قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاء فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوِهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ، ما روی گرداندن تو را به سوی آسمان می بینیم ، پس تو را به سوی قبله ای متوجه می سازیم که از آن خوشنود خواهی شد، پس به سوی مسجدالحرام روی بگردان و هرکجا که بودید روی خود را بدان سو بگردانید و همانا کسانی که کتاب را داده شده اند، می دانند که آن حق و از جانب پروردگارشان است و خداوند از آنچه می کنند بی خبر نیست.
خداوند به پیامبرش می فرماید: « قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاء» ما چشم دوختن و نگاه کردن تو را به تمام جهت های آسمان می بینیم، که همواره در انتظار آن هستی وحی نازل شود و تو را به روی کردن به سمت کعبه دستور دهد. « وَجهَکَ» چهره ات. و نگفت: نگاهت را، زیرا پیامبر به این امر بسیار اهمیت می داد، و گرداندن چهره مستلزم گرداندن چشم است. « فَلَنُوَلِّيَنَّكَ» پس چون سرپرست و مولایت هستیم، رویت را می گردانیم، « قِبْلَةً تَرْضَاهَا » به سوی قبله ای که آن را دوست داری، و آن کعبه است. و این بیان فضیلت و شرافت پیامبر (ص) است، زیرا خداوند به امری مبادرت می ورزد که خشنودی پیامبر را در بر دارد. سپس به صراحت بیان می دارد که باید رو به کعبه کند: « فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ» پس به سوی مسجدالحرام روی بیاور، « وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ» و هرکجا که باشید، در دریا و خشکی و شرق و غرب و جنوب و شمال، و هرجا که هستید، « فَوَلُّواْ وُجُوِهَكُمْ شَطْرَهُ» روی به سوی آن کنید. این آیه بیانگر آن است که استقبال و روکردن به کعبه در همه نمازهای فرض و نمازهای نفل شرط است، اگر ممکن باشد رو به خود کعبه نماید و اگر ممکن نباشد به سمت و جهت آن رو کند. و گرداندن بدن از جهت قبله نماز را باطل می کند چون امر کردن به چیزی در واقع به مثابه نهی کردن از ضد آن است.
 در آیات قبلی خداوند متعال به اعتراض عده ای از اهل کتاب و غیره نسبت به تغییر جهت قبله از سوی پیامبر و مسلمانان اشاره کرد، و اعتراض آنان را نیز مردود اعلام نمود، در اینجا بیان می نماید که اهل کتاب و علمای آنها می دانند در این قضیه تو بر حق و حقیقتی روشن قرار داری، چون در کتابهای خودشان این حقیقت را با چشم سر می بینند اما از روی عناد و ستم اعتراض می کنند، پس وقتی آنها به اشتباه خود واقف هستند به اعتراضشان توجه نکنید، زیرا اعتراض کسی انسان را اندوهگین می گرداند که ممکن باشد حرف وی درست از آب درآید، اما این قضیه بسیار روشن و مبرهن است و هیچ شک و تردیدی در آن نیست.
اما وقتی یقین حاصل شد که حق با فردی است که بر او اعتراض می شود و به یقین دانسته شد که معترض، مخالف و کینه توز است در چنین صورتی نباید به آن توجه کرد، بلکه با