ْ مِن قَبْلِهَا أُمَمٌ لِّتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِيَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَـنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ بدين گونه تو را به ميان امتي فرستاديم که امتهاي فراواني پيش از آن آمده و رفته اند، تا آنچه را به تو وحي کرده ايم بر آنان هر چند که منکر خداوند مهربانند بخوانند. بگو: «خداوند پروردگار من است، جز او معبود به حقي نيست، بر او توکل نموده ام و بازگشت من به سوي اوست».
خداوند متعال به پيامبر محمد عليه السلام مي فرمايد: (كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ) بدين گونه تو را به سوي قومت فرستاديم تا آنان را به سوي راه هدايت فرا بخواني، (قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَا أُمَمٌ ) که پيش از آنان امتهاي فراواني آمده و رفته اند، و ما پيامبران خود را به ميان آنها فرستاديم، پس شما نخستين رسول و پيامبر نيستي تا رسالتت براي انها ناآشنا جلوه کند. و شما از جانب خود سخن نمي گويي بلکه آيات خداوند را براي آنان مي خواني که بر تو وحي مي شود؛ آياتي که دلها را پاک مي نمايد و نفس ها  را پاکيزه مي گرداند، اما قوم تو به خداوند مهربان کفر مي ورزند، پس آنان با پذيرش و شکر به استقبال رحمت و احسان خدا نرفتند؛ رحمت وا حساني که بزرگترين نوع آن عبارت بود از اينکه شما را به عنوان فرستاده به سويشان روانه کرديم و کتاب را بر تو نايل نموديم. بلکه با انکار و عناد با مهرباني و احسان خداوند برخورد کرديم. پس آنان از ملت هايي که پيش ازايشان بودند و پيامبران را تکذيب کردند عبرت نگرفتند که چگونه خداوند آنان را به سمت گناهانشان به عذاب سخت خويش گرفتار ساخت. (قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ ) بگو: او پروردگار من است و هيچ معبود به حقي جز او وجود ندارد. و اين کلام، هر دو قسم توحيد را در بردارد؛ هم توحيد الوهيت، و هم توحيد ربوبيت. پس او پروردگار من است و از همان ابتدا مرا با نعمت هايش پرورش داده، و معبود و خدايم است. (عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ) و در همه ي کارهايم بر او توکل نموده، ( وَإِلَيْهِ مَتَابِ) و در تمام عبادت هايم و در همه ي احوالم به سوي او بر مي گردم.وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَل لِّلّهِ الأَمْرُ جَمِيعًا أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَن لَّوْ يَشَاء اللّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا وَلاَ يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُواْ تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِّن دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ و اگر قرآني باشد که کوهها بدان به حرکت در آيند و يا زمين به وسيله ي آن پاره پاره گردد و يا مردگان بدان به سختي درآورده شوند (اين قرآن خواهد بود)، بلکه همۀ کارها در دست خداست. آيا مومنان نمي دانند که اگر خداوند مي خواست همۀ مردم را هدايت مي کرد؟ کافران پيوسته به سبب کاري که مي کنند دچار بلا و مصيبت کوبنده مي گردند. يا آن بلا و مصيبت نزديک خانه آنها فرود مي آيد، تا آنگاه که وعدۀ خداوند فرا رسد، بي گمان خداوند خلاف وعده نمي کند. 
خداوند متعال با بيان فضيلت و برتري قرآن کريم بر ساير کتابهايي که فرو فرستاده شده اند، مي فرمايد: (وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا) و اگر قرآني در ميان کتباهاي الهي يافت شود) که (سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ) کوهها بدان از جاي خود روان مي شد و به حرکت در مي آمد. (أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ) يا زمين به وسيلۀ آن پاره پاره مي گرديد، و نهرها بدان روان مي گشت و باغها بدان شکفته مي شد، (أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى)و يا مردگان بدان به سختي در مي آمدند اين قرآن مي بود. (بَل لِّلّهِ الأَمْرُ جَمِيعًا) بلکه همۀ کارها در دست خداست و خداوند نشانه هايي را مي آورد که حکمت او اقتضا مي کند. پس تکذيب کنندگان چرا معجزات و نشانه هايي را پيشنهاد مي نمايند، آيا آنان اختياري دارند و کاري در دست آنان است؟ 
(أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَن لَّوْ يَشَاء اللّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا) آيا مومنان نمي دانند که اگر خداوند مي خواست همۀ مردم را هدايت مي کرد؟ پس مومنان بايد بدانند که خداوند بر هدايت کردن همۀ مردم تواناست، اما پروردگار اين را نمي کند، بلکه هر کس را که بخواهد هدايت مي نمايد و هر کس را که بخواهد گمراه مي سازد. (وَلاَ يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُواْ)و کافران پيوسته بر کفرشان قرار دارند و عبرت نمي گيرند و پند نمي پذيرند، و خداوند مصيبتهاي کوبنده اي را يکي پس از ديگري در خانه هاشان بر آنان و يا بر اطرافيانشان فرود مي آورد اما باز هم بر کفر خود اصرار مي ورزند (حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللّهِ)تا آنگاه که وعدۀ خداوند فرا رسد؛ و عده اي که به آنها داده شده است مبني بر اينکه پيوسته عذاب خدا بر آنان وارد مي شود، و هيچ راه گريزي از آن نيست. (إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ.) بي گمان خداوند خلاف وعده نمي کند. و اين تهديد و ترسان آنهاست و بيانگر عذابي است که خداوند به سبب کفر و مخالفت و ستمگري اشان به آنان و عده داده است و بر آنها نازل خواهد شد.وَلَقَدِ اسْتُهْزِىءَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ و به راستي که پيامبراني پيش از تو مورد استهزا قرار گرفته اند، و من کافران را مدتي مهلت داده ام، سپس ايشان را گرفتار ساخته ام، پس (بنگر) کيفرم چگونه بود؟
خداوند متعال در راستاي دلجويي دادن پيامبر و استوار گرداندن وي مي فرمايد: (وَلَقَدِ اسْتُهْزِىءَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ )براستي پيامبراني پيش از تو نيز به ريشخند و تسمخر گرفته شده اند، پس تو اولين پيامبري نيستي که تکذيب شده و مورد اذيت قرار گرفته اي. 
(فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ ) پس کساني را که به پيامبرانشان کفر ورزيدند مدتي مهلت دادم تا گمان بردند عذاب داده نمي شوند.( ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ ) سپس ايشان را با انواع عذابها گرفتار ساختم، (فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ ) پس کيفرم چگونه بود؟ کيفري سخت و عذابي دردناک بود. بنابراين کساني که تو را تکذيب کرده و مسخره مي کنند ازاينکه آنان را مهلت داده امي فريب نخوردند ومغرور نشوند، و امت هاي گذشته الگو و نمونۀ آنها هستند، و بپرهيزند از اينکه بلايي بر سر آنها بيايد که بر سر امت هاي گذشته آمده است.أَفَمَنْ هُوَ قَآئِمٌ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء قُلْ سَمُّوهُمْ أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي الأَرْضِ أَم بِظَاهِرٍ مِّنَ الْقَوْلِ بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ مَكْرُهُمْ وَصُدُّواْ عَنِ السَّبِيلِ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ آيا کسي که حافظ و مراتب همه است و اعمال ايشان را مي پايد (چون بتان است)؟ و براي خداوند شر