و « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » استنباط می شود، و توحید اسماء و صفات که به معنی باور داشتن به صفات کمال است که خداوند برای خویش ثابت نموده و پیامبر نیز (ص) بدون تعطیل و تشبیه و تمثیل آنها را برای پروردگار ثابت کرده است، از واژه « الْحَمْدُ » استنباط می شود. و اثبات نبوت از « اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ » گرفت می شود، زیرا هدایت یافتن به راه راست جز به کمک رسول و رسالت امکان ندارد. و اثبات روز جزا و ثواب و عقاب اخروی از « مَـلِكِ يَوْمِ الدِّينِ » استبناط می گردد، زیرا دین به معنای پاداش عادلانه است.
و نیز این سوره قضا و قدر الهی را اثبات می کند، و نیز اینکه بنده فاعل حقیقی است، به خلاف پندار قدریّه و جبریّه که چنین اعتقادی ندارند. این سوره همچنین متضمن رد نظریات اهل بدعت و گمراهی است و این مطلب از « اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ » دریافت می شود، زیر راه راست به معنی شناخت حق و عمل کردن به آن است، امری که هر بدعت گذار و گمراهی با آن مخالف است.
و نیز « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » متضمن آن است که عبودیت و بندگی باید خالصانه برای خدا صورت گیرد و فقط از بارگاه ایشان استعانت جست. پس سپاس خداوندی را که پروردگار جهانیان است.
پایان تفسیر سوره ی فاتحهَيَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا قُل لِّلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ، مردمان بی خرد می گویند:« چه چیز ایشان را از قبله اشان که بر آن بودند برگرداند؟»، بگو: « مشرق و مغرب برای خدا است، هرکسی را که بخواهد به راه راست هدایت می نماید.»
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ، و این گونه شما را امتی میانه و معتدل گردانیدیم تا گواهان ِ بر مردم باشید و پیامبر نیز بر شما گواه باشد. و ما قبله ای را که بر آن بودی قبله قرار ندادیم مگر برای اینکه بدانیم چه کسی از پیام بر پیروی می کند و چه کسی به عقب بر می گردد ، وگرچه آن بسی دشوار است مگر بر کسانی که خداوند آنان را هدایت نموده، و خ داوند ایمانتان را ضایع نمی گرداند، همانا خداوند نسبت به مردم رئوف و مهربان است.
آیه اول مشتمل بر معجزه، دلجویی، ایجاد اطمینان خاطر برای مومنان، اعتراض و پاسخ آن، ذکر ویژگیهای معترض، و نیز ذکر صفات کسی که فرمانبردار حکم خدا است، می باشد.
پس خداوند خبر داد که به زودی مردمان بی خرد نسبت به این عمل شما رویگردانی از بیت المقدس اعتراض خواهند کرد، و آنها کسانی هستند که منافع خود را تشخیص نداده و آن را ضایع کرده و به کم ترین بها می فروشند. آنها عبارتند از یهودیان و نصرانیان و دیگر اعتراض کنندگان بر احکام و شریعت و قوانین خدا. مسلمین زمانی که در مکه مقیم بودند دستور داده شده بودند به ه نگام نماز رو به سوی بیت المقدس کنند. یک سال و نیم پس از هجرت به مدینه و به خاطر حکمت هایی که خداوند به بعضی از آنها اشاره می نماید، به آنان دستور داد که رو به کعبه نمایند. پس به آنها خبر داد که حتما مردمان بی خرد می گویند: « مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا » چه چیزی آنها را از قبله ای که بر آن بودند برگرداند؟ یعنی چه چیزی آنها را از روی کردن به بیت المقدس منصرف کرد؟ و این اعتراض به حکم خدا و شریعت و فضل و احسان او است. بنابراین خداوند از مسلمانان دلجویی به عمل آورد و به آنها خبر داد که چنین اعتراضی، از  جانب کسانی صورت پذیرفته است که بی خرد و بی دین هستند، پس شما به آنها توجه نکنید، زیرا فرد عاقل نباید به اعتراض انسان بی خرد و سفیه توجه نماید و ذهن خود را بدان مشغول کند. و آیه بیانگر آن است که جز فرد بی خرد و جاهل و کینه توز بر احکام خدا اعتراض نمی کند، و اما فرد فهمیده و مومن و عاقل احکام را پذیرفته و از آن اطاعت می کند.  همانطور که خداوند متعال می فرماید:« وَمَا کَانَ لِمُومِنِ وَلَا مُومِنَةٍ إِذَا قَضیَ اللَهُ وَرَسُولُ أَمرًا أَن یَکُونَ لَهُمُ الخِیرَةُ مِن أمرِهِم» وقتی خدا و پیامبرش به چیزی فرمان دادند برای هیچ مرد و زن مومنی شایسته نیست که از خود اعتراض و اختیاری داشته باشند. « فَلا وَ رَبِّکَ لَا یُومِنُونَ حَتَّی یُحَکِّموُکَ فِیمَا شَجَر بَینَهُم..» سگند به پروردگارت آنها مومن نخواهند بود مگر اینکه تو را در اختلافی که میان آنها بروز کرده است حَکَم قرار دهند. « إِنَّمَا کَانَ قَولَ المُومِنینَ إِذَا دُعُوا إلَی اللَهِ وَرَسُولُه لِیَحکُم بَینَهُم أَن یَقُولُوا سَمِعنَا وَأَطَعنَا» و سخن مومنان وقتی که به سوی خدا و پیامبرش فرا خوانده شوند تا میان آنها داوری کند، فقط این است که بگویند:« شنیدیم و اطاعت کردیم».
و خداوند آنها را بی خرد نامید: « السُّفَهَاء» که برای رد سخنشان و توجه نکردن به آن همین مقدار کافی است. با این وجود خداوند متعال به شبهه مذکور اشاره می کند، سپس به آن پاسخ داده و آن را دفع کرده و می فرماید: « قُل» در جواب آنها بگو: «لِّلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» مشرق و مغرب ملک خدا است، پس هیچ جهتی از جهت ها خارج از گستره فرمانروایی او نیست و خداوند کسی را که بخواهد به راه راست هدایت می کند. از جمله خداوند شما را به سوی این قبله هدایت کرد که از آیین پدرتان ابراهیم است، پس چرا به رو کردن شما به قبله ای که در حیطه فرمانروایی خدا است اعتراض کنند؟! شما که به جهتی رو نکرده اید که از گستره فرمانروایی خدا بیرون باشد؟ پس به محض فهمیدن این مطلب باید تسلیم فرمان خدا شد، چرا که خداوند متعال از سرِ فضل و هدایت و احسان خویش شما را بدان هدایت کرده است، و هرکس نسبت به فضلی که خداوند به شما داده است اعتراض کند، از روی کینه وحسد و ستم اعتراض می نماید.
و از آن جا که « يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» مطلق است،  و مطلق بر مقید حمل می شود، هدایت و گمراهی اسبابی دارد که حکمت و ع دل الهی آن را ایجاب می نماید . خداوند در چندین جا از کتابش اسباب هدایت را بیان کرده است : « یَهدِی بِهِ اللَهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضوَنَهُ سُبُلَ السَّلَمِ» خداوند  به وسیله آن کتاب کسی را که راه خشنودی او را در پیش گیرد به راههای سلامتی هدایت می نماید. در این ایه سببی را که موجب هدایت امت می شود به طور مطلق و همراه با همه انواع هدایت بیان کرده است . همچنانکه این آیه یکی ا