 ميآورد، و از اول نمازش تا آخر آن بدان توجه دارد، و با اين كار وسوسهها و افكار بيارزش را از خود دور ميگرداند، و اين روح نماز، است و مقصود و هدف از نماز همين است. و اين چيزي است كه براي بنده نوشته ميشود. پس نمازي كه خشوع و فروتني و حضور قلب در آن نباشد چنانچه قابل قبول باشد و صاحبش بر آن پاداش يابد، پاداش آن به اندازهاي است كه قلب از آن تعقل كند و بفهمد.
وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ و كساني كه از گفتن سخن بيفايده و بيهوده روي ميگردانند چون به آن علاقه ندارند، و ميخواهند نفس خود را از آن پاك بدارند، و هر گاه بر گفتار و كردار بيهودهاي گذر كنند با كرامت و به بهترين وجه از كنار آن ميگذرند. و وقتي آنها از گفتار بيهوده روي گردان هستند از حرام نيز به طريق اولي روي ميگردانند، و هر گاه انسان بتواند زبانش را كنترل كند قطعاً ميتواند كارش را نيز كنترل نمايد ، و اختيارش در دست خودش خواهد بود، چنانكه پيغمبر (ص) به معاذ بن جبل آنگاه كه او را به چند چيز توصيه نمود، فرمود: آيا تو را به ملاك همة اينها خبر دهم؟ گفتم: «آري، اي پيامبر خدا!» پس پيامبر زبان خودش را گرفت و فرمود: «اين زبانت را كنترل كن». پس يكي از صفات پسنديدة مؤمنان اين است كه زبان خود را از گفتههاي بيهوده و سخنهاي حرام كنترل نمايند.
وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَعِلُونَ و كساني كه زكات همة اموالشان را ميپردازند و با پرداخت زكات، خودشان را از آلودگيهاي اخلاقي و كارهاي زشت كه نفس با ترك گفتن و پرهيز كردن از آن پاكيزه ميگردد پاكيززه مي نمايند. پس آنان عبادت پروردگار را به خوبي و نيكي و با فروتني در نماز انجام ميدهند و با پرداخت زكات با بندگان خدا نيكي ميكنند.
وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَفِظُونَ و كساني كه شرمگاههايشان را از ارتكاب زنا پاك ميدارند. و از كمال حفاظت شرمگاه اين است كه انسان از آنچه آدمي را به زنا فرا ميخواند مانند نگاه كردن و دست زدن و غيره پرهيز نمايد. پس آنها شرمگاههايشان را حفظ مي نمايند.إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ  مگر از همسران يا كنيزان خود، كه با آنان همبستر شده و نزديكي ميكنند، و در اين رهگذر سزاوار ملامت و نكوهشي نيستند، چون خداوند همسران و كنيزان را برايشان حلال نموده است،
فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ پس هر كس غير از همسر و كنيز را براي اشباغ غريزة جنسي خود بجويد فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ چنين افرادي از آنچه خداوند حلال نموده است تجاوز كرده و به سوي حرام رفته، و بر ارتكاب محارم الهي جرأت نمودهاند. اين آيه بر حرمت «متعه» دلالت مينمايد، چون زني كه با ازدواج موقت همسر قرار ميگيرد، همسر حقيقي نيست كه هدف نگاه داشتن و زندگي كردن با وي باشد، و كنيز هم نميباشد، و حرام بودن ازدواج با زني كه به قصد حلال كردن وي براي شوهر قبلياش انجام ميگيرد، به همين خاطر است. و أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَنُهُمْ بر اين دلالت مي نمايد كه شرط حلال بودن كنيز اين است كه شش دانگ كنيز در ملكيت او باشد. پس اگر نيمي يا بعضي از كنيز در ملكيت او بود برايش حلال نيست، چون در ملكيت او قرار ندارد، بلكه اين كنيز در ملكيت او و كسي ديگر قرار دارد. پس همانطور كه جايز نيست يك زن آزاد دو تا شوهر داشته باشد، نيز جايز نيست با يك كنيز دو آقا و ارباب رابطة زناشويي مشترك داشته باشند.
وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ. و كساني كه امانتها و پيمانهايشان را رعايت ميكنند. يعني آن را حفاظت ميكنند و به آن پايبند هستند، و براي اجراي آن ميكوشند. اين شامل همةامانتها است؛ امانتهايي كه حق خداوند هستند، و امانتهايي كه حق بندگان خدا ميباشند. خداوند متعال فرموده است: انا عرضنا الامانه علي السموات و الارض و الجبال فابين أن يحملها و اشفقن منها و حملها الإنسن بدون شك ما امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه نموديم، پس ابا ورزيدند و از آن هراسيدند، و انسان آن را به دوش گرفت.
پس همة چيزهايي كه خداوند بر بندهاش واجب نموده امانت است و بايد كاملاً آنها را انجام دهد و حفظ نمايد. همچنين امانتهايي كه انسانها بر دوش يكديگر ميگذارند؛ مانند مالهايي كه به امانت داده ميشود، و رازهايي كه بطور امانت با كسي در ميان نهاده ميشود، و امثال آن. پس بنده بايد هر دو امانت را ادا نمايد:همانا خداوند به شما فرمان ميهد كه امانتها را به اهل آن بسپاريد. همچنين شامل عهد و پيماني است كه به بندگان با يكديگر ميبندند و بنده بايد به آن وفادار باشد، كه عهدشكني حرام است.
وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ و كساني كه همواره و هميشه نمازهايشان را در اوقات معين و با شرايط و اركان آن انجام ميدهند. پس خداوند آنها را ستايش نمود كه در نماز فروتني مينمايند و بر آن مواظبت ميكنند، و اصولا نماز بدون اين دو حالت نماز محسوب نميشود. پس كسي كه هميشه نماز ميخواند اما بدون فروتني و حضور قلب، يا اينكه نمار را با فروتني و خشوع ميخواند اما بدون محافظت و مواظبت بر آن، چنين كساني قابل نكوهش و سرزنش ميباشند، و كارشان ناقص است.
أُوْلَئِكَ كساني كه داراي اين صفتها هستند، هُمُ الْوَارِثُونَ الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ وارثاناند كه بهشت برين ، و فردوس را كه بالاترين و بهترين جاي بهشت است به دست ميآورند، چون آنها داراي بالاترين صفات نيك و خير بودهاند. و بيا منظور از فردوس همة بهشت است، تا عموم مؤمنان با درجات و مراتب مختلفشان هر يك به اندازة خودش در آن داخل شوند. هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ آنان در آن جاودانهاند، از آن رنجيده و خسته نميشوند، و دلشان نميخواهد كه به جاي ديگر برده شوند، چون بهشت كاملترين و برترين نعمتهاي را در بر دارد، و هيچ چيزي در آن نيست كه صفا و زيبايي آن را مكدر نمايد.وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ و به راستي كه انسان را از گلي برداشته شده از تمام زمين آفريدهايم.
ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ سپس او را به صورت نطفهاي در قرارگاه استوار قرار داديم.
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ سپس نطفه را به خوني بسته تبديل كرديم، و آنگاه خون بسته را به شكل قطعه گوشتي به اندازهي آنچه كه جويده ميشود در آورديم، و از اين تكه گوشت جويده شده استخوانهايي ساختيم، و بعد بر استخوانها گوشت پوشانيديم، و از آن پس او را [به] آفرينش ديگري آفريديم، پس بزرگ است خداوند بهترين آفرينندگان 
ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَلِكَ لَمَيِّتُونَ بعد از آن قطعاً شما خواهيد مرد.
ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تُبْعَثُونَ  سپس شما در روز قيامت ح