ز آنچه مي کنند غافل نيست. 
خداوند متعال خبر مي دهد که اگر او مي خواست همه ي مردم را در قالب يک امت بر دين اسلام قرار مي داد، زيرا مشيت و خواست او محدوديتي ندارد و انجام هيچ کاري براي او غير ممکن نيست، اما حکمت او اقتضا نموده است که آنان همواره مختلف و با راه راست مخالف باشند و از راههايي پيروي کنند که به جهنم منتهي مي شود. و هر گروه چيزي را که مي گويد حق مي پندارد و سخن ديگري را گمراهي مي بينند. (إِلاَّ مَن رَّحِمَ ) مگر کسي که خداوند به آنان رحم کند و آنها را به شناخت حق و عمل کردن به آن رهنمون گرداند، پس ايشان سعادت را دريافته و عنايت خداوند و توفيق الهي آنان را دربرگرفته است،  وغير از ايشان همه خوارند و به خودشان واگذار شده اند. (وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ ) و آنان را براي اين آفريده است. يعني حکمت او اقتضا نمود که آنان را بيافريند تا برخي از آنان نيک بخت باشند و برخي بدبخت، برخي متحد و برخي مختلف باشند، دسته اي را هدايت نمود، و گمراهي را بر دسته اي از آنان مقرر گرداند، تا عدل و حکمت الهي براي بندگانش روشن شود و خوبي و بدي که در سرشت انسانها نهاده شده است آشکار گردد، و تا بازار جهاد و عبادت هايي که جز با امتحان و آزمايش ميسر نمي شود داير گردد. 
(وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ) و براي اينکه سخن پروردگارت بر اين رفته است که قطعاً جهنم را از همگي جن و انس پر مي کنم. پس بايد براي جهنم افرادي فراهم شوند تا کارهايي را انجام دهند که انسان را به جهنم مي رساند.
در اين سوره سرگذشت و اخبار پيامبران بيان شد، سپس حکمت آن را بيان کرد و فرمود: (وَكُـلاًّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ ) و از اخبار پيامبران تمام آنچه را که بدان نيازي داري به تو مي خوانيم تا بدين وسيله دلت را بدان استوار بداريم، و قلبت آرام گيرد و پا برجا شود، و شکيبايي بورزي، همانطور که پيامبر اولوالعزم صبر و شکيبايي ورزيدند. زيرا انسان دوست دارد از ديگران الگو بدراري کند، و با اقتدار به ديگران بهتر مي تواند کارهايش را انجام دهد و از اين طريق مي خواهد از ديگران گوي سبقت را ببرد، و حق نيز با بيان شواهد، و در صورت فراواني کساني که آن را بر پا مي دارند استوار مي گردد. (وَجَاءكَ فِي هَـذِهِ الْحَقُّ ) و در اين سوره حق و يقين برايت آمده است، و به هيچ صورت در آن شکي نيست. پس آگاهي يافتن از آن آگاهي يافتن از حق است، و بزرگترين برتري انسانها شناخت حق است. (وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ) و اندرز و پندي است براي مومنان زيرا از آن پند مي گيرند و از کارهاي ناپسند باز مي آيند و کارهايي را که مورد پسند خداست به ياد مي آورند و آن را انجام مي دهند. اما هر کس که اهل ايمان نيست موظعه و اندرز به آنان سودي نمي بخشد. بنابراين فرمود: (وَقُل لِّلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ ) و به کساني که ايمان نمي آورند بعد از آنکه حجت بر آنان اقامه گرديد به آنها بگو: (اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ ) به حالت و شيوۀ خود عمل کنيد. (إِنَّا عَامِلُونَ ) و چشم به راه باشيد که چه چيزي بر سرما مي آيد. (إِنَّا مُنتَظِرُونَ ) ما (هم) چشم به راه هستيم که چه چيزي بر سر شما مي آيد.
و خداوند بين هر دو گروه جدايي آورد، و کاري کرد که بندگان مومنش هلاکت دشمنان خدا را با چشم سر ببيند. 
(وَلِلّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ ) و آگاهي از امور پنهان و غيب آسمانها و زمين ويژۀ خداوند است. 
(وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الأَمْرُ كُلُّهُ ) و همۀ کارها و انجام دهندگان آن به سوي او بر مي گردند، پس پاک را از ناپاک جدا مي نمايد. (فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ) بنابراين عبادت را براي او انجام بده و آن عبارت از انجام چيزهايي است که خداوند به انجام آن فرمان داده است، و بر انجام آن توانايي داري. و در اين کار بر خدا توکل کن. ( وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ) و پروردگارت از کار خوب و بدي که انجام مي دهند غافل نيست، بلکه آگاهي اش آن را احاطه کرده و قلمش بر آن رفته و فرمان او و سزا و جزايش بر آن جاري است.
پايان تفسير سوره هود<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:750.xml">جزء 12 (آیه 1 الي 53)</a><a class="folder" href="w:html:767.xml">جزء 13 (آیه 54 الي 121)</a></body></html>قُلْ أَتُحَآجُّونَنَا فِي اللّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُون ، بگو: « آیا درباره خدا با ما به مجادله می پردازید حال آنکه او پروردگار ما و پروردگار شما بوده و کردار ما از آن ما است و کردار شما از آن شما است؟ و ما برای او اخلاص می ورزیم؟!»
« محاجه» به معنی مجادله بین دو یا چند نفر است . و مجادله بر سر مسائل اخلاقی صورت می گیرد، طوری که هریک از دو طرف می خواهد سخن خودش را تایید و تقویت نمایدو سخن مقابلش را باطل کند، پس هریک در ارائه و اقامه دلیل کوشش می کند. و مجادله باید به بهترین شیوه انجام شود و از نزدیکترین راه که بتوان گمراه را به حق بازگرداند و حجت را بر وی اقامه کرد و حق را روشن و باطل را بیان داشت، وارد شد. پس اگر مجادله از این حدود بیرون رفت آنگاه تبدیل به خصومت خواهد شد که خیری در آن نیست و فته وشری فراوان از آن ناشی خواهد شد. پس اهل کتاب ادعا می کردند که آنها پیش خداوند از مسلمین بهتر و به او نزدیکترند، و این فقط یک ادعا است که برای اثبات آن باید دلیل و برهان ارائه کرد. پس وقتی که پروردگارِ همه یکی است و او تنها پروردگار شما نیست بلکه  پروردگار ما هم هست و هریک از ما عمل خودش را انجام می دهد، ما و شما در این قضیه یکسان هستیم و این باعث نمی شود که یکی از دو گروه از دیگری به خدا نزدیکتر باشد، زیرا تفاوت و قایل شدن در امری که هر دو گروه در آن اشتراک دارند، بدون اینکه تفاوت چندان موثر و محسوسی در میان باشد ، ادعایی باطل، و تفاوت قایل شدن میان دو امر کاملا مشابه است، و یک نوع خود بزرگ بینی آشکار به حساب می آید. بلکه برتری با اخلاص برای خدا و انجام اعمال صالح  حاصل می شود و آن فقط صفت مومنان است . پس مشخص شد که مومنان از دیگران به خدا نزدیکترند زیرا اخلاص راه رهایی و نجات است. و فرق اولیاء خدا و اولیاء شیطان به صفت های حقیقی است که دوستان خدا از آن برخوردارند و اهل خرد و  اندیشه آن را مشاهده کرده، و جز انسانی که خود بزرگ بین و نادان است در آن اختلاف و نزاع نمی کنند. پس در این آیه بسیار زیاد به روش مجادله اشاره شده است و اینکه باید میان دو چیز همسان، تلفیق و تقریب  به وجود آورد و بین دو  امر مختلف باید فرق گذاشت.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:751.txt">آيه 3-1</a><a class="text" href="w:text:752.txt">آيه 6-4</a><a class="text" href="w:text:753.txt">آيه 9-7</a><a class="text" href="w:text:754.txt">آيه 14-10</a><a class="text" href="w:text:755.txt">آيه 18-15</a><a class="text" href="w:text:756.txt">آيه 22-19</a><a class="text" href="w:text:757.txt">آيه 24-23</a><a class="text" href="w:text:758.txt">