مَّا يَعْبُدُ هَـؤُلاء ) از باطل بودن آنچه اين مشرکان مي پرستند ترديد نکن، زيرا دليل عقلي و شرعي ندارند، بلکه دليل و شبهۀ آنان اين است که، (مَا يَعْبُدُونَ إِلاَّ كَمَا يَعْبُدُ آبَاؤُهُم مِّن قَبْلُ ) آنان همان چيزهايي را مي پرستند که پدرانشان در گذشته مي پرستيدند . و مع لوم است که اين حتي شبهه اي را نيز ايجاد نمي کند، گذشته از اينکه دليلي باشد، چون به جز سخن پيامبران که سند و مدرک معتبري هستند سخن ديگران معتبر نيست، و بايد براي اثبات صحت آن دليل آورد. خصوصاً سخن چنين افرادي گمراه که در رابطه با موضوع دين سخنان پوچ و باطل فراواني از آنان روايت شده است، زيرا گفته هايشان هر چند که بر آن اتفاق نموده بودند اشتباه و آکنده از گمراهي است. 
(وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنقُوصٍ (و ما بهرۀ آنان را بدون هيچ کم و کاستي به آنان خواهيم داد. حتماً بهره شان از دنيا که برايشان مقدور شده است به آنان مي رسد گرچه آن بهره در نگاه مردم زياد يا زيبا باشد. اما اين امر دليلي بر شايستگي آنان نيست زيرا خداوند دنيا را به کسي که دوستش بدارد و نيز به کسي که دوست نمي دارد مي بخشد، اما ايمان و دين را جز به کسي که دوستش دارد نمي دهد. بنابراين از اتفاق نظر گمراهان بر سخنان پدران گمراهشان و نعمت هايي که خداوند به آنان ارزاني داشته است نبايد فريب خورد. وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ  و به درستي که ما کتاب را به موسي داديم، آن گاه در آن اختلاف شد، و اگر سخن پروردگارت از پيش بر اين نرفته بود قطعاً در ميان آنان داوري مي شد و آنان سخت در شک و ترديدند. 
وَإِنَّ كُـلاًّ لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَالَهُمْ إِنَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ و پروردگارت (سزاي) اعمال همگان را کم و کا ست مي دهد و او به آنچه مي کنند آگاه است. 
خداوند متعال خبر مي دهد که کتاب تورات را که موجب آن است بر اوامر و نواهي اش اتفاق نمود و بر آن اجماع نمود به موسي داده است. اما با وجود اين کساني که خود را به تورات منسوب مي کنند در آن اختلاف نمودند و اين اختلاف به عقايد  و جامعۀ ديني شان ضرر وارد کرد. (وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ ) و اگر سخن پروردگارت از پيش بر اين نرفته بود که آنها را مهلت دهد و در دنيا آنان را به عذاب گرفتار نکند، (لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ ) قطعاً در ميان آنان داوري مي شد، و عذاب او بر ستمگران فرود مي آمد، و اما حکمت خداوند متعال اقتضا نموده است که حکم و داوري ميان آنها را تا روز قيامت به تأخير اندازد، و آنها در شک باقي مانده اند . پس وقتي موضعگيري آنان در مقابل کتاب خودشان چنين ا ست بعيد نيست که گروهي از يهود به قرآني که به تو وحي شده است ايمان نياورند و در آن شک داشته باشند. (وَإِنَّ كُـلاًّ لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَالَهُمْ ) و قطعاً خداوند در روز قيامت دادگرانه ميان آنها قضاوت خواهد کرد و هر کس را آن گونه که سزاوارش باشد سزا و جزا مي دهد. (إِنَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ) و او به آنچه از خوبي و بدي انجام مي دهند آگاه است، پس هيچ يک از کارهاي بزرگ و کوچکشان بر او پوشيده نيست. فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلاَ تَطْغَوْاْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ پس همانگونه که فرمان يافته اند استقامت کن و (نيز) کسي که همراه تو روي به خدا آورده است (بايد چنين کند) و سرکشي مي کنيد، بي گمان او به آنچه مي کنيد بيناست. 
وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ و به ستمکاران گرايش پيدا نکنيد که آتش دوزخ به شما خواهد رسيد، و جز خدا دوستان و سرپرستاني نداريد، و ياري نمي گرديد. 
وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّـيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ و در دو طرف روز و در اوائل شب نماز بگزار، بي گمان نيکي ها بدي ها را از ميان مي برند. اين پندي است براي پندپذيران
وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ  و شکيبايي کن که خداوند پاداشن نيکوکاران را ضايع نخواهد کرد. 
خداوند هنگامي که از عدم استقامت  اهل کتاب خبر داد که موجب اختلاف و دو دستگي آنان شد، پيامبرش محمد عليه السلام و مومنان را دستور داد تا همان گونه که فرمان يافته اند پايداري و استقامت ورزند و آيين هايي را که خداوند مشروع نموده است در پيش بگيرند، و عقايد درستي را که خداوند به انان ارزاني داشته است پاس بدارند. و از آن منحرف نشون و بر آن مواظبت نمايند و هميشه به آن پايبند باشند و بر رعايت حد و مري که خداوند برايشان معين نموده است پابرجا مانده و از آن تجاوز نکنند. 
(إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ) بي گمان او به آنچه مي کنيد بيناست. يعني هيچ چيزي از کارهايتان بر او پوشيده نمي ماند و شما را بر آن مجازات خواهد کرد. در اين آيه مسلمانان بر استقامت و پايداري تشويق، و از ضد آن نهي شده اند. به همين خاطر آنان را بر حذر داشت و از اينکه به کساني تمايل و گرايش پيدا کنند که از راه راست منحرف شده اند و فرمود: 
(وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ ) و به ستمکاران گرايش پيدا نکنيد ، زيرا وقتي که به سوي آنان گرايش پيدا کنيد و در ستمشان با آنان موافقت نماييد و يا به ستمي که آنان روا مي دارند خشنود شويد، (فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ ) آتش دوزخ به شما خواهد رسيد. (وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء ) جز خدا دوستان و سرپرستاني نداريد،  که شما را از عذاب خدا نجات بدهند، و چيزي از پاداش خدا را براي شما فراهم نمي کنند. (ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ(  و عذاب را آنگاه که فرا رسد از شما دور نمي کنند. پس در اين آيه از گرايش به ستمگران نهي شده است، و منظور از «رکون» گرايش و پيوستن به ستم ستمگر، و همسويي با او و راضي شدن به ستمي است که انجام مي دهد. پس وقتي که چنين وعيدي در مورد گرايش به ستمگران آمده است، حالت ستمگران چگونه خواهد بود؟ از خداوند مي خواهيم که ما را از ستم دور بدارد. 
(وَأَقِمِ الصَّلاَةَ ) و خداوند متعال به بر پا داشتن نماز به طور کامل در (طَرَفَيِ النَّهَارِ ) اول و آ[ر روز که نماز صبح و ظهر و عصر در آن داخل شده است دستور مي دهد (وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ ) و در ساعتي از شب نماز بگذار. نماز مغرب و عشا و نماز شب «قيام الليل» در اين داخل است، زيرا اين نماز انسان را به خدا نزديک مي نمايد. 
(إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّـيِّئَاتِ) بي گمان نيکي ها ، بدي ها را از ميان مي برد. يعني نمازهاي پنج گانه و نمازهاي نقل که به دنبال آنها انجام مي شوند از بزرگترين نيکي ها به حساب آمده و ان