ست كه در برابر دولتي كه مي خواهد حقوق ديني و دنيوي آنان را زير پا بگذارد و بر نابود كردن و قرار دادن آنان به عنوان برده و كارگر خودش حريص است، تسليم شوند. 
آري، در حال توانستن واجب است كاري كنند كه حكومت از آن مسلمانان و آنان حاكم شوند. اما اگر رسيدن به اين مرحله امكان پذير نبود مرحله اي كه محافظت از دين و دنياي مسلمانان درآن است مقدم بر هر چيزي است والله اعلم.وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ و به راستي موسي را همراه با نشانه هاي خود و دليل روشن فرستاديم. 
إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاتَّبَعُواْ أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَمَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ به سوي فرعون و اشراف و روسايش (فرستاديم) پس آنان از فرمان فرعون پيروي كردنددر حالي كه فرمان فرعون راست، و ماية هدايت نبود. 
خداوند متعال مي فرمايد: (وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا) و به راستي كه موسي پسر عمران را همراه با نشانه هاي خود كه به راستي آنچه او آورده بود دلالت مي نمود، از قبيل عصا و دست و امثال آن فرستاديم. ( وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ(   و (همراه با) دليل روشني كه چون خورشيد آشكار و روشن بود. (إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ ) به سوي فرعون و اشراف قومش فرستاديم، چون مردم از آنها پيروي مي كردند. اما آنها تسليم معجزاتي نشدند كه موسي به آنها نشانه داد. همانطوركه مشروح قصة آنان در سوره اعراف گذشت. (فَاتَّبَعُواْ أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَمَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ) ولي آنان از فرمان فرعون پيروي كردند در حالي كه فرمان فرعون راست و ماية هدايت نبود، بلكه او گمراه و سركش بود، و جز به آنچه كه زيان محض بود دستور نمي داد .و چون قومش از او پيروي كردند آنها را هلاك و نابود ساخت.صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدون ، رنگ خدایی، و چه کسی از خدا زیباتر بیاراید؟ و ما پرستندگان او هستیم.
رنگ خدایی را بگیرید و آن دین خدا است، و در ظاهر و باطن کاملا آنرا برپا دارید و بااعتقاد کامل و درهمه اوقاتب ه آن پایبند باید تا تبدیل به رنگ شما شده و صفتی از صفات شما گردد. پس هرگاه دین در زندگی روزانه شما سریان پیدا کرد با رضایت و اختیار و محبت از دستورات آن پیروی می کنید، و دین تبدی ل به طبیعت و خوی شما می گردد و از شما جدا نمی شود، آنچنانکه رنگ پارچه یکی از صفات آن است و از آن جدا نمی شود، آن گاه سعادت دنیوی و اخروی را بدست می آورید، زیرا دین، انسان را بر متصف شدن به اخلاق نیک و انجام دادن کارهای خوب و عالی تحریک می نماید. بنابراین به منظور به تعجب واداشتن عقل های پاکیزه فرمود: « وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً» و هیچ رنگی زیباتر از رنگ خدا نیست. 
و اگر می خواهی فرق بین رنگ خدا و دیگر رنگ ها را بدانی، هرچیزی را با ضد آن مقایسه کن. پس چه فکر می کنی در مورد بنده ای که به طور درست به پروردگارش ایمان آورده و فروتنی قلب و فرمانبرداری جوارح داشته و به تمامی صفات نیکو و اخلاق کامل خود را آراسته و هر صفت زشت و اخلاق پستی را از خود می زداید؟! پس او که این گونه است، در گفتار و کردارش صادق و شکیبا و بردبار و پاکدامن و شجاع است، و در سخن و عمل نیکوکار است، از خدا می ترسد و به وی امیدوار است و او را از سر اخلاق عبادت می کند و با بندگانش نیکوکار میباشد.
چنین کسی را با بنده ای مقایسه کن که به پروردگارش کفر ورزیده و از او گریخته و به کسی دیگر از مخلوقات وی روی آورده و به کفر و شرک و دروغ و خیانت و فریب و مکر و ارتکاب اعمال منافی عفت و بدرفتاری با مردم در سخن و کردار متصف است، پس نه برای خدا مخلص است و نه نسبت به بندگانش احسان می نماید.
اینجاست که فرق بزرگ این دو برایت روشن می گردد و در می یابی که هیچ رنگی بهتر و زیباتر از رنگ خدا نیست، و هیچ رنگی زشت از رنگ کسی نیست که خود را به غیر از رنگ خدا آراسته است.
« وَنَحْنُ لَهُ عَابِدونَ» این بخش از آیه بیانگر رنگ خدا است و آن انجام این دو اصل است؛ اول اخلاص، و دوم پیروی کردن، زیرا عبادت عبارت از اقوال و افعال ظاهری و باطنی است که خداوند آن را دوست دارد و آن را می پسندد، و هیچ چیزی مورد رضایت خدا قرار نمی گیرد مگر اینکه آن را بر زبان پیامبرش مشروع  کرده باشد. و اخلاص یعنی این که قصد بنده از انجام این اعمال فقط رضای خدا باشد . و مقدم کردن معمول«لَهُ» بر عامل که « عَبِدُونَ» است، مفید حصر می باشد. « وَنَحْنُ لَهُ عَابِدونَ» و آنان را با اسم فاعل ( عابدون ) متصف ساخت که بر ثبوت و پایداری دلالت می نماید، و بیانگر ان است که عبادت صفت آنهاست و آنها همواره بر آن ثابت قدم و استوارند.يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَبِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ فرعون در روز قيامت پيشاپيش قوم خود حركت كرده، آنگاه آنان را به آتش درخواهد آورد، چه بد جايگاهي است كه بدان وارد مي شوند!
وَأُتْبِعُواْ فِي هَـذِهِ لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ در اين دنيا و در روز قيامت نفرين بدرقة راه آنان است. چه بد عطائي به آنان داده مي شود. 
 (يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَبِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ(  فرعون در روز قيامت پيشاپيش قوم خود حركت كرده، آنگاه آنان را به آتش درخواهد آورد، چه بد جايگاهي است كه بدان وارد مي شوند!(وَأُتْبِعُواْ فِي هَـذِهِ لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ) و خدا و فرشتگان و همة مردم آنان را در دنيا و آخرت نفرين مي كنند ( بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ) چه بد چيزي است عذاب خدا و لعنت دنيا و آخرت كه بر آنان قرار مي گيرد.ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْقُرَى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ مِنْهَا قَآئِمٌ وَحَصِيدٌ اين از خبرهاي شهرهايي است كه براي تو بازگو مي كنيم، برخي از اين شهرها هنوز باقي هستند و برخي از بيخ بركنده شده اند. 
وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَـكِن ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ مِن شَيْءٍ لِّمَّا جَاء أَمْرُ رَبِّكَ وَمَا زَادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ وما بر آنان ستم نكرديم، بلكه خودشان بر خويشتن ستم كردند، و معبودانشان كه به غير از خدا مي پرستيدند و به فرياد مي خواندند وقتي كه فرمان پروردگارت در رسيد چيزي را از آنان دفع نكردند، و بر آنان جز نابودي نيافزودند. 
وقتي كه خداوند داستان اين امت ها و پيامبرانشان را بيان نمود به پيامبرش فرمود: (ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْقُرَى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ) اين از خبرهاي شهرهاست كه براي تو بازگو مي كنيم تا با آن مردمان را بيم دهي، و نشانه اي براي رسالت تو و موعظه و پندي براي مومنان باشد. 
(مِنْهَا قَآئِمٌ) برخي از آنها باقي است و از بين نرفته و آثار خانه هايشان باقي مانده است ( وَحَصِيدٌ ) و برخي از آنها از بيخ كنده شده است؛ خانه ها و منزلهايشان ويران 