بود، سوء تفاهم را برطرف كرد و گفت: ( وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ ) و من براي انجام كار خوب و دوري از كار بد، هنري از خود ندارم مگر اينكه خداوند مرا توفيق دهد، و من با قدرت و حركت خود نمي توانم كاري بكنم. (عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ ) در كارهايم به او تكيه كرده و به او اعتماد كافي دارم. (وَإِلَيْهِ أُنِيبُ(  و به سوي او باز مي گردم و عبادت هايي را انجام مي دهم كه مرا به انجام آن فرمان داده است و بااين دو كار ، يعني كمك خواستن از پروردگارم و بازگشت به سوي او حالات بندگان درست مي شود، همانطور كه خداوند متعال فرموده است: (فاعبده و توكل عليه) او را پرستش كنم و بر او توكل نما. و فرموده است(اياك نعبد و اياك نستعين) تنها ترا مي پرستم و تنها از تو ياري مي جويم.  وَيَا قَوْمِ لاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَن يُصِيبَكُم مِّثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِّنكُم بِبَعِيدٍ و اي قوم من ! مخالف با من، شما را بر آن ندارد كه همان بلائي به شما برسد كه به قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح رسيد، و قوم لوط از شما دور نيستند. 
وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ و از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به سوي او برگرديد، بي گمان پروردگارم مهربان (و) دوستدار است.
(وَيَقَوْمِ لاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي ) و اي قوم من! دشمني و مخالفت با من شما را بر آن ندارد، كه (أَن يُصِيبَكُم مِّثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِّنكُم بِبَعِيدٍ(   به شما بلا و عذابي برسد كه به قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح رسيد، و قوم لوط از شما دور نيستند، چرا كه هم از نظر زماني و هم از نظر مكاني به شما نزديكند.( وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ) و به خاطر گناهاني كه مرتكب شده ايد از پروردگارتان آمرزش بخواهيد، ( ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ) سپس در زندگي آينده تان با توسل به انجام طاعت او و ترك مخالفتش به سويش باز گرديد. 
( إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ ( بي گمان پروردگارم نسبت به كسي كه توبه كند و به سوي او بازگردد مهربان است؛ به او رحم مي كند و او را مي آمرزد و توبه اش را مي پذيرد و اورا دوست مي دارد. (وَدُودٌ ) از نامهاي خدا مي باشد و بدين معني است كه او بندگان مؤمن خود را دوست دارد، و آنها هم او را دوست مي دارند. پس كلمة (وَدُودٌ ) «فعول» به معني «فاعل» و نيز معني «مفعول» است.قَالُواْ يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِّمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفًا وَلَوْلاَ رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ گفتند:«اي شعيب! بسياري از آنچه را كه مي گويي نمي فهميم و ما تو را در ميان خود ناتوان مي بينيم، و اگر قبيله ات نبود تو را سنگسار مي كرديم، و تو پيش ما گرانقدر نيستي».
(قَالُواْ يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِّمَّا تَقُولُ ) آنان از موعظه و اندرزهاي شعيب به ستوه آمده و گفتند: بسياري از آنچه را كه مي گويي نمي فهميم، و اين به خاطر نفرت آنها از شعيب و گفته هايش بود. 
(وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفًا) و ما تو را در ميان خود ناتوان مي بينيم. يعني تو از بزرگان و سران نيستي، بلكه از مستضعفان و ناتوانان مي باشي. ( وَلَوْلاَ رَهْطُكَ) و اگر قبيله ات نبود، ( لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ(   حتماً تو را سنگسار مي كرديم. تو نزد ما ارزش واحترامي نداري و اگر ما با تو كاري نداريم به خاطر احترام قبيله ات است. قَالَ يَا قَوْمِ أَرَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَاتَّخَذْتُمُوهُ وَرَاءكُمْ ظِهْرِيًّا إِنَّ رَبِّي بِمَا تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ گفت: «اي قوم من! آيا قبيله ام در نزد شما از خداوند گرامي تر است؟ و خدا را پشت سر خويش انداخته و فراموش كرده ايد، بي گمان پروردگارم به آنچه مي كنيد احاطه دارد». 
وَيَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَمَنْ هُوَ كَاذِبٌ وَارْتَقِبُواْ إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ و اي قوم من بر روش و شيوة خودتان عمل كنيد، من نيز (به شيوة خود) عمل مي كنم، به زودي خواهيد دانست كه عذاب رسوا كننده به چه كسي مي رسد، (و خواهيد دانست) چه كسي دروغگو است، چشم براه باشيد من هم چشم براهم».
(قَالَ ) شعيب با دلسوزي به آنها گفت: (يَقَوْمِ أَرَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُم مِّنَ اللّهِ ) اي قوم من! آيا قبيله ام در نزد شما از خداوند گرامي تر است؟ چگونه به خاطر قبيله ام رعايت مرا مي كنيد و به خاطر خدا رعايت مرا نمي كنيد؟ پس قبيله ام براي شما از خداوند مهمتر و گرامي تر است. (وَاتَّخَذْتُمُوهُ وَرَاءكُمْ ظِهْرِيًّا) و خدا را پشت سر انداخته و به آن توجه نكرده و از او نمي هراسيد ( إِنَّ رَبِّي بِمَا تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ(   همانا پروردگارم به آنچه مي كنيد احاطه دارد  و به اندازة ذره اي از كارهاي شما در زمين و آسمان بر او پوشيده نمي ماند، و به زودي به كيفر كارهايي كه مي كنيد سخت ترين سزا را به شما خواهد داد. و هنگامي كه شعيب از آنها خسته شد، گفت: 
(يَقَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ ) اي قوم من! به روش و دينتان عمل كنيد. (إِنِّي عَامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ) من نيز به شيوة خود عمل مي كنم  به زودي خواهيد دانست كه عذاب رسوا كننده به چه كسي مي رسد روايش مي كند، و عذاب هميشگي بر چه كسي فرود مي آيد؟ (مَنْ هُوَ كَاذِبٌ) و به زودي خواهيد دانست كه چه كسي دروغگو است، من يا شما؟ و وقتي عذاب بر آنان وارد شد اين حقيقت را دانستند. (وَارْتَقِبُواْ إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ) و چشم به راه و منتظر باشيد كه چه بلايي به من مي رسد، و من هم چشم به راه عذابي هستم كه به آن گرفتار خواهيد شد.وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْبًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مَّنَّا وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ و هنگامي كه فرمان ما در رسيد شعيب و كساني را كه همراه او ايمان آورده بودند به رحمتي از سوي خود نجات داديمف و صدايي مرگبار ستمكاران را در گرفت، پس در خانه و كاشانة خود خشكيدند و از پاي درآمدند. 
كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا أَلاَ بُعْدًا لِّمَدْيَنَ كَمَا بَعِدَتْ ثَمُودُ (چنان كه) گويي هرگز در آنجا نبودند، هان! نفرين و لعنت بر قوم مدين باد همانطور كه قوم ثمود نفرين شدند. 
(وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا) و هنگامي كه فرمان ما مبني بر هلاك كردن قوم شعيب در رسيد، ( نَجَّيْنَا شُعَيْبًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مَّنَّا وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ(  شعيب و كساني را كه همراه او ايمان آورده بودند به رحمتي از سوي خود ن