، اندرز من – چنانچه خداوند بخواهد شما را گمراه سازد. به شما سودي نمي رساند، و او پروردگارتان است و به سوي او باز گردانده مي شويد. 
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تُجْرَمُونَ آيا مي گويند که (محمد) اين (قرآن) را از پيش خود ساخته است؟ بگو: «اگر آن را از پيش خود ساخته باشيم گناهش برگردن من است، و من از گناهي که مي کنيد بيزارم».
وَأُوحِيَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَن يُؤْمِنَ مِن قَوْمِكَ إِلاَّ مَن قَدْ آمَنَ فَلاَ تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ  و به نوح وحي شد که از قومت جز آنان که ايمان آورده اند کسي ايمان نخواهد آورد، بنابراين آنچه مي کنند غمگين مباش. 
وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ و زير نظر ما و به فرمان ما کشتي بساز، و با من دربارۀ ستمگران گفتگو مکن. بي گمان آنان غرب خواهند شد. 
هنگامي که ديدند نوح از دعوت کردن آنها دست بر نمي دارد، و به هدفشان دست نيافتند، (قَالُواْ يَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتَنِا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ(   گفتند: «اي نوح! به راستي که با ما جر و بحث کردي و جر و بحث را به درازا کشاندي، پس اگر راست مي گويي عذابي را که ما را از آن مي ترساني به ما برسان. 
چقدر نادان و گمراه بودند که اين سخن را به پيامبر خير خواه خود گفتند! آنان اگر راسگو بودند بايد چنين مي گفتند: نوح تو ما را اندرز دادي، و براي ما خير خواهي و دلسوزي کردي، و ما را به چيزي فراخواندي که برايمان روشن و آشکار نبود، ما از تو مي خواهيم که آن را بيشتر براي ما توضيح دهي تا از تو فرمان ببريم. وگرنه به خاطر خير خواهي ات از تو تشکر مي کنيم.
اين پاسخ منصفانۀ کسي است که به چيزي دعوت شده است و آن چيز بر وي پوشيده مانده است. اما آنها دروغگو بودند، و نسبت به پيامبرشان جسارت کردند و آنچه را که او گفته بود بدون کوچکترين شبهه اي رد نمودند و هيچ دليلي بر اين کار نداشتند. 
بنابراين به خاطر جهالت و ستمگري شان شتاب ورزيدند و عذاب خدا را درخواست کردند و گمان بردند که مي توانند خدا را ناتوان سازند. بنابراين نوح به آنها پاسخ داد و فرمود: (إِنَّمَا يَأْتِيكُم بِهِ اللّهُ إِن شَاء ) اگر حکمت و ارادۀ خداوند اقتضا نمايد که آن را بر شما فرو آورد و اين کار را خواهد کرد. (وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ ) و شما نمي توانيد خدا را درمانده کنيد، و هيچ کاري در دست من نيست . 
(وَلاَ يَنفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِن كَانَ اللّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَكُمْ) يعني ارادۀ خداوند چيره و غالب است، پس اگر او بخواهد شما را به خاطر اينکه حق را نپذيرفتند گمراه سازد. هر چند من تمام تلاش خود را مبذول دارم و شما اين کار را کردند اين کار به شما سودي نخواهد رساند. ( هُوَ رَبُّكُمْ ) او پروردگار شماست، هر چه را بخواهد با شما مي کند، و هر آنچه بخواهد در مورد شما حکم مي نمايد.(وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ )و به سوي او باز گردانده مي شويد و شما را طبق کارهايتان سزا و جزا مي دهد. 
(أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ )آيا مشرکان مي گويند که اين را از پيش خود ساخته است ؟ احتمال دارد که ضمير به نوح برگردد، همانطور که سياق کلام در رابطه با داستان او و قومش مي باشد. در اين صورت معني اين طور مي شود: آيا قوم نوح مي گويند: نوح به خدا دروغ نسبت مي دهد و در رابطه با وحيي که ادعا مي نمايد از جانب خداست دروغ م يگويد؟ و خداوند به نوح دستور داد: (قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تُجْرَمُونَ) بگو: اگر من آن را از پيش خود ساخته ام گناهش بر گردن خودم است، و من از گناهي که مي کنيد بيزارم. يعني گناه هر کس بر گردن خودش است (ولا تزر وازره وزر اخري) و هيچ کس بار گناه ديگران را به دوش نمي کشد. 
و احتمال دارد که ضمير به پيامبر، محمد عليه السلام برگردد و اين آيه در اثناي داستان نوح و قومش آمده باشد. چون اين داستان از جمله اموري است که جز پيامبران کسي آن را نمي داند ، و هنگامي که خداوند آن را براي پيامبرش تعريف کرد، و اين داستان همانند ساير نشانه ها بر راستگويي و رسالت او دلالت نمود. به ذکر اين مطلب پرداخت که قومش آن را تکذيب کردند هر چند که آن را به صورت تمام برايشان بيان کرده بود، و فرمود: (أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ) آيا مي گويند: محمد اين قرآن را از پيش خود ساخته است؟ اين از عجيب ترين گفته ها و باطل ترين سخنان است، زيرا آنها مي دانند که محمد خواندن و نوشتن را نمي داند، و براي درس خوانده به سوي اهل کتاب نرفته است، ولي اين کتاب را آورد که آنان را به مبارزه طلبيد تا سوره اي همانندآن را بياورند. 
با وجود اين اگر ادعا کنند که پيامبر آن را از پيش خود ساخته است نشانۀ آن است که آنها معاندند و مجادله کردن با آنها فايده اي ندارد، بلکه در اين صورت شايسته است از آنها اعراض نمود: بنابراين فرمود: (قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي) بگو: اگر آن را از پيش خود ساخته باشم گناه دروغ و افترايم بر گردن خودم است. ( وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تُجْرَمُونَ) و من از گناهي که مي کنيد، بيزارم. پس چرا در تکذيب و دروغ انگاشتن من پافشاري مي کنيد؟
(وَأُوحِيَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَن يُؤْمِنَ مِن قَوْمِكَ إِلاَّ مَن قَدْ آمَنَ ) و به نوح وحي شد که از قومت جز انان که ايمان آورده اند کسي ديگر ايمان نخواهد آورد. يعني آنها سنگدل شده اند، (فَلاَ تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ(  بنابراين بر آنچه مي کنند غم مخور، و به آنان کارهايشان توجه نکن. خداوند آنها را نفرين نموده و عذاب خودش را بر گردانده نمي شود بر آنان قرار داده است. 
(وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا ) و زير نظر ما و به فرمان ما کشتي را بساز ) (وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ ) و در مورد هلاک ساختن ستمگران به من مراجعه نکن. (إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ) بي گمان آنان غرق خواهند شد. يعني فرمان و تقدير من در مورد آنها نافذ شده است.  وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ قَالَ إِن تَسْخَرُواْ مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ  و نوح کشتي را مي ساخت، و هرگاه گروهي از اشراف قومش بر او مي گذشتند و او را مسخره مي کردند، و مي گفتند: «اگر شما ما را مسخره مي کنيد ما هم همانگونه شما را مسخره خواهيم کرد». 
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ آنگاه خواهيد دانست که عذاب رسوا کننده و شکنجۀ هميشگي از آن چه کسي خواهد شد .
حَتَّى إِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلاَّ 