(وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ) و دينشان که مردم را به سوي آن دعوت مي کردند و آن را خوب معرفي مي نمودند نابود گرديد، و از بين رفت. و هنگامي که عذاب پروردگارت آمد، معبوداني که آنها به غير از «الله» مي پرستيدند براي آنها هيچ کاري نکردند و هيچ چيزي را از آنان دور ننمودند. 
(لاَ جَرَمَ ) مسلماً (أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأَخْسَرُونَ) آنان در آخرت زيانکارترين (مردمان) هستند. خداوند متعال زيان را منحصراً براي آنان قرار داد. و حتي بيشترين زيان را براي آنان مقرر نمود و اين به خاطر شدت حسرت و محروميت آنان، نيز شدت مشقت و عذابي است که به آن گرفتار مي شوند. از حالت آنان به خداوند پناه مي بريم.
هنگامي که وضعيت شقاوتمندان را بيان کرد، صفات نيک بختان و سعادتمندان و پاداشي را که نزد خداوند دارند بيان نمود. پس فرمود:إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُواْ إِلَى رَبِّهِمْ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ  بي گمان کساني که ايمان آوردند و کارهاي شايسته انجام دادند و در برابر خداي خود فروتني کردند، اينان بهشتي اند، آنان در آن جاودانه مي ماند. 
مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأَعْمَى وَالأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ حال اين دو گروه مانند کور و کر، و بينا و شنواست، آيا حال اين دو گروه يکي است؟ آيا پند نمي پذيريد؟
خداوند متعال مي فرمايد: (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ ) بي گمان کساني که اصول و قواعدي را که خداوند دستور داده است به آن ايمان بياورند، تصديق کردند، و به آن اقرار نمودند (وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ ) و کارهاي شايسته، مشتمل بر اعمال قلوب و جوارح و زيان انجام دادند. (وَأَخْبَتُواْ إِلَى رَبِّهِمْ ) و در برابر خداي خود فروتني کردند ، و درمقابل عظمت و شکوه او کرنش و سجده ن مودند، و با محبت و دوست داشتن خدا و ترس از او و اميد به او وزاري به درگاهش به سويش باز گشتند.(أُوْلَـئِكَ ) اينان که داراي همۀ اين صفات هستند، (أَصْحَابُ الجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ) ياران بهشت اند، آنان در آن جاودانه مي مانند، چون آنها از هر خير و خوبي برخوردار شده و در انجام خيرات از ديگران پيشي گرفتند. 
(مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ ) حالت اين دو گروه، يعني گروه شقاوتمندان و سعادتمندان (كَالأَعْمَى وَالأَصَمِّ) مانند حالت کور و کر است . اين مثال بدبختان است (وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ ) (يا) مانند حالت بينا و شنوا است . و اين حالت سعادتمندان است 
(هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً ) آيا اين دو گروه حالتشان يکي است؟ حالت اين دو گروه يکي نيست، بلکه تفاوت و فرقشان چنان زياد است که قابل توصيف نيست. (أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ) آيا پند نمي پذيريد؟ و کارهايي را به ياد نمي آوريد که به شما فايده مي دهد تا آن را انجام دهيد؟ و نيز کارهايي را که به شما زيان مي رساند آنها را ترک کنيد.وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ  و به راستي که ما نوح را به سوي قومش فرستاديم (و گفت): «همانا من براي شما بيم دهنده اي آشکار هستم»
أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ که جز خداوند را پرستش نکنيد، بدون شک من از عذاب روز دردناک بر شما مي ترسم. 
فَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قِوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلاَّ بَشَرًا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلاَّ الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ سران کافر قوم او گفتند: «تو را جز بشري همچون خودمان نمي بينيم، و ما مي بينيم که جز افراد فرومآيه و کوتاه فکر ما کسي از او پيروي نکرده اند، و شما هيچ فضل و برتري بر ما ننداريد، بلکه شما را دروغگو مي پنداريم.»
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّيَ وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ گفت: «اي قوم من! به من بگوييد اگر دليلي روشن از سوي پروردگارم داشته باشم و رحمتي از نزد خود به من داده باشد و اين رحمت الهي بر شما پنهان مانده باشد، آيا مي توانم شما را به پذيرش آن وادارم در حالي که شما دوستش نمي داريد؟»
(وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ ) و به راستي که نوح (شيخ پيامبران) را به سوي قومش فرستاديم تا آنان را به سوي خدا دعوت کند و از شرک ورزيدن باز دارد. پس گفت: (إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ(   همانا من براي شما بيم دهنده اي آشکار هستم . يعني آنچه را که شما را از آن بيم مي دهم طوري برايتان بيان مي نمايم که هيچ اشکال و ابهامي در ان باقي نماند. (أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ ) که عبادت را خالصانه و تنها براي خدا انجام دهيد، و عبادت غير خدا را رها کنيد. 
(إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ ) همانا من بر شما از عذاب روزي دردناک مي ترسم، و اگر خدا را يکتا ندانيد و از من اطاعت نکنيد، دچار آن عذاب دردناک مي گرديد. (فَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قِوْمِهِ ) سران کافر و اشراف قومش دعوت او را نپذيرفتند . و آنها اولين کساني بودند که دعوت پيامبر را رد کرده و گفتند: (مَا نَرَاكَ إِلاَّ بَشَرًا مِّثْلَنَا) تو را جز بشري همچون خودمان نمي بينم وانسان بودن نوح به ادعاي آنها مانعي براي پيروي کردن از وي بود، با اينکه در حقيقت همين درست است و غير از آن جايز نيست، چون انسانها مي توانند از انسان ياد بگيرند و در هر کاري به او مراجعه نمايند، به خلاف فرشتگان: ( وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلاَّ الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا ) و مي بينيم که جز افراد فرومآيه ي ما کسي از تو پيروي نکرده است. 
اما در حقيقت آنان اشراف و اهل عقل بودند که از حق فرمان بردند و مانند فرومايگاني نشدند که به آنها سران قوم گفته مي شد، اما از هر شيطان سرکشي پيروي کرده و خداياني از سنگ و درخت براي خود برگرفته و براي آن سجده برده و به آن تقرب مي جستند . آيا فرومآيه تر و ذليل تر از اينها کسي وجود دارد؟
(بَادِيَ الرَّأْيِ ) يعني بدون فکر و انديشه از تو پيروي کردند. منظورشان اين بود که آنها از روي بينش و تفکر اين کار را نکرده اند، بلکه به محض اينکه آنان را عوت نمودي از تو پيروي کردند. غافل از اينکه عقل هاي سليم حق آشکار را به طور بديهي مي پذيرند و خردمندان آن را تصديق مي نمايند، به خلاف کارها و امور پنهاني که به تأمنل و تفکر طولاني احتياج دارد. (وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ )و براي شما فضيلتي بر خويش نمي بينيم. يعني از ما برتر نيستند تا از شما اطاعت کنيم. 
(بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ ) بلکه شما را دروغگو مي پنداريم . و آنها در اين سخن دروغ مي گفتند، چون آنها نشانه 