 را بيان كرده و فرمود: (امنت انه لا اله الا الذي ءامنت به بنو اسرايل و انا من المسلمين ) ايمان آوردم كه هيچ معبودي نيست مگر خدايي كه بني اسراييل به او ايمان آورده است و من از فرمان برادران هستم، پس به او گفته شد (ءالن وقد عصيت قبل و كنت من المفسدين) آيا اكنون ايمان مي آوري حال آنكه قبلاً نافرماني كردي و از تباهكاري بودي؟ و همانطور كه خداوند متعال فرموده است (فلما راواباسنا قالوا ءامنا بالله وحده و كفرنا بما كنا به مشركين فلم يك ينفعهم ايمنهم لما راواباسنا سنت الله التي قد خلت في عباده) پس هنگامي كه عذاب ما را ديدند، گفتند: تنهابه خدا ايمان آورده، و به آنچه شريك خدا مي ساختيم كفر ورزيديم. پس ايمان آوردنشان هنگامي كه عذاب ما را ديدند به آنان سودي نبخشيد. اين سنت خداست كه در ميان بندگانش گذشته است. 
و خداوند متعال فرموده است:(حتي اذاجاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلي اعمل صلحا فيما تركت كلا) تا هنگامي كه مرگ به سراغ يكي از آنها آيد، مي گويد «اي پروردگارم! من را دوباره به دنيا برگردان اميد است به تلافي كارهاي گذشته عمل صاحل انجام دهم» نه چنين نيست. 
و حكمت اين امر ظاهر است، زيرا ايمان اضطراري در حقيقت ايمان نيست، چون اگر عذاب و كاري كه او را مجبور به ايمان آوردن كرده است از او دور شودبه كفر و ناسپاسي بر مي گردد. 
(إِلاَّ قَوْمَ يُونُسَ لَمَّآ آمَنُواْ ) مگر قوم يونس كه چون بعد از اينكه عذاب را مشاهده كردند ايمان آوردند (كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الخِزْيِ فِي الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ) عذاب رسوايي را در زندگاني دنيا از آنان دور كرديم، و آنان را تا مدتي برخوردار نموديم. پس آنها از اين قاعدة كلي و سابق مستثني هستند و حتماً در اين حكمتي است از جانب خدايي كه به پيدا و پنهان آگاه است و فهم و درك ما از آن عاجز است. خداوند متعال فرموده است: (و ان يونس لمن المرسلين) و بي گمان يونس از زمرة پيامبران است . تا آنجا كه مي فرمايد: (و ارسلنه الي مائه الف او يزيدون فامنوا فمعتهم الي حين) و او را به سوي صد هزار يا بيشتر فرستاديم، پس ايمان آوردند و آنان را تا مدتي بهره مند ساختيم. وشايد حكمت اين باشد كه اگر هلاك شدگان باز گردانده مي شدند به آنچه از آن نهي شده بودند برگشته و آن را تكرار مي كردند. اما خداوند دانست كه قوم يونس بر ايمانشان پايدار خواهند ماند، و خداوند بهتر مي داند. (وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ ) و اگر پروردگارت مي خواست همة آنان كه در زمين اند جملگي ايمان مي آوردند، آيا مي تواني مردمان را مجبور سازي كه ايمان بياورند؟ 
وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ  و هيچ كس نمي تواند ايمان بياورد مگر آنكه خدا اجازه دهد، و بر آنان كه نمي فهمند پليدي قرار مي دهد. 
خداوند متعال به پيامبرش عليه السلام فرمود: (وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا ) و اگر پروردگارت مي خواست همة آنان را در زمين هستند ايمان مي آوردند. به اين صورت كه خداوند ايمان را به آنها الهام مي كردف و دلهايشان را بر پرهيزگاري ياري مي داد. پس او مي تواند چنين كاري بكند، اما حكمتش اقتضا نموده است كه برخي از مردم مومن و برخي كافر باشند. 
(أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ ) آيا شما مي تواني مردمان را مجبور سازي كه ايمان بياورند؟ يعني اين كار را نمي تواني بكني، و هيچ كس غير از خدا نمي تواند اين كار را بكند. (وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ ) و هيچ كس نمي تواند ايمان بياورد مگر اينكه خدا اجازه دهد. يعني با اراده و اجازه و تقدير شرعي خدا مي تواند ايمان بياورد. پس هر كس كه شايستة ايمان آوردن باشد خداوند او را توفيق داده و هدايت مي نمايد 
(وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ  ) و گمراهي و بدي را بر كساني قرارمي دهد كه اوامر و نواهي خداوند را نمي فهمند و به اندرز و پندهاي او توجهي نمي كنند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:8.txt">1.الحمد (جزء 1)</a><a class="folder" href="w:html:9.xml">2.البقرة (جزء 1،2،3)</a><a class="folder" href="w:html:167.xml">3.آل عمران (جزء 3،4)</a><a class="folder" href="w:html:257.xml">4.النساء (جزء 4،5،6)</a><a class="folder" href="w:html:356.xml">5.المائدة (جزء 6،7)</a><a class="folder" href="w:html:413.xml">6.الأنعام (جزء 7،8)</a><a class="folder" href="w:html:481.xml">7.الأعراف (جزء 8،9)</a><a class="folder" href="w:html:542.xml">8.الأنفال (جزء 9،10)</a><a class="folder" href="w:html:576.xml">9.التوبة (جزء 10،11)</a></body></html>وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ، و چه کسی از آیین ابراهیم روی بر می تابد، مگر آن کس که خویشتن را خوار دانسته و نشناسد؟! و به راستی او را در دنیا برگزیدیم  و او در آخرت از شایستگان است.
إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ، آن گاه که پروردگارش به او فرمود:«فرمانبر باشد»، گفت:« فرمانبر پروردگار جهانیانم.»
وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُون، و ابراهیم و یعقوب فرزندانشان را بدان سفارش کردند که ای فرزندان! خداوند دین را برایتان برگزیده است پس شما نباید بمیرید مگر در حال مسلمانی.
أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَـهَكَ وَإِلَـهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِلَـهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ، آیا شما حاضر بودید وقتی که مرگ یعقوب فرا رسید آن گاه که به فرزندانش گفت: « پس از من چه چیزی را می پرستید؟»، گفتند:« معبودت را، و معبود پدرانت ابراهیم و اسماعی ل و اسحاق را می پرستیم که معبودی یگانه است و ما فرمانبردار او هستیم».
تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ، آن جماعت را روزگار به سرآمد، برای آنان است آنچه کرده اند و برای شما است آنچه کرده اید، و شما از آنچه آنان می کرده اند باز خواست می شوید.
روی برنمی تابد (عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ» از آیین ابراهیم پس از آنکه فضل و بزرگواری ابراهیم یا آیین وی را شناخت « إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ» مگر کسی که خویشتن را نشناسد و خود را خوار و کوچک بشمارد و به بهایی اندک بفروشد. 
همان طور که راه یافته تر و کامل تر از کسی که به آیین ابراهیم علاقه مند است وجود ندارد. سپس از حالت او در دنیا و آخرت خبر داد و فرمود: « وَلَقَدِ اص