آن استفاده نمايد.
وَالْفُلْكَ و كشتيها را برايتان رام و مسخر كرده است، تَجْرِي فِي الْبَحْرِ به فرمان او در دريا شناورند، و كالاهاي تجاري شما را حمل ميكنند، و شما را از جايي به جايي ديگري ميرسانند، و از دريا زيورآلاتي بيرون ميآوريد كه ميپوشيد، وُ و از جملة رحمت و مهربانياش نسبت به شما انت است كه او يُمْسِكُ السَّمَاء أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ آسمان ار نگاه ميدارد و نميگذارد بر زمين فرو افتد، پس اگر رحمت و قدرت الهي نبود آسمان بر زمين ميافتاد و همة آنچه را كه بر روي زمين است هلاك و نابود ميكرد. همانا خداوند آسمانها و زمين ار نگاه ميدارد تا از جاي كنده نشوند. و چنانچه كنده شوند كسي جز او نميتواند آنها را نگاه دارد. بيگمان او بردبار و آمرزنده است. إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ بدون شك خداوند نسبت به بندگان بخشايندة مهربان است، و از پدر و مادرشان و از خودشان نسبت به آنان مهربانتر است. بنابراين براي آنان خير و خوبي را ميخواهد، اما انسانها براي خودشان بدي و زيان را ميطلبند. و از جملة رحمت الهي اين است كه همة اين چيزها را براي آنان مسخر و فرمانبردار نموده است.
وَهُوَ الَّذِي أَحْيَاكُمْ و خداوند ذاتي است كه شما را زندگي بخشيده و شما را از عدم و نيستي به وجود آورده است، ثُمَّ يُمِيتُكُمْ و بعد از آنكه شما را زنده گرداند [دوباره] شما را ميميراند، ثُمَّ يُحْيِيكُمْ و پس از مردنتان شما را زنده مينمايد، و نيكوكار را به نيكياش پاداش ميدهد و بدكار را به خاطر بدكارياش سزا ميدهد. إِنَّ الْإِنسَانَ لَكَفُورٌ بيگمان انسان در برابر نعمتهاي خدا ناسپاس است، و به احسان او اعتراف نمينمايد، بلكه چه بسا به رستاخيز و قدرت و توانايي پروردگارش كفر ميورزد.لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُّسْتَقِيمٍ براي هر ملتي آييني مقرر داشتهايم تا آنان بدان عمل كنند، پس بايد دربارة اين امر با تو ستيز نكنند. و به سوي پروردگارت دعوت كن، بيگمان تو بر راه راست هستي.
وَإِن جَادَلُوكَ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ  و اگر با تو مجادله كردند، بگو: «خداوند به آنچه ميكنيد آگاهتر است».
اللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ خداوند ميان شما در روز قيامت دربارة آنچه اختلاف ميورزيديد داوري ميكند.
أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِنَّ ذَلِكَ فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ آيا ندانستهاي كه خداوند [همه] آنچه را در زمين و آسمان است ميداند، بدون شك تمام اينها در كتابي ثبت و ضبط است، و اين كار براي خدا آسان است.
خداوند متعال خبر ميدهد كه او براي هر ملتي آيين و عبادتي را مقرر داشته است، مَنسَكًا به گونهاي كه در برخي امور با يكديگر فرق دارند، با اينكه همه از عدل و حكمت او برخوردارند. چنانكه خداوند متعال فرموده است: لكل جعلنا منكم شرعه و منهاجاً و لو شاءالله لجعلكم امه و احده ليبلوكم في ما اتلكم براي هر يك از شما آيين و برنامهاي مقرر داشتهايم، و اگ رخداوندي ميخواست شما را ملت واحدي قرار ميداد، اما تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد. هُمْ نَاسِكُوهُ كه آنها برابر آن آيين عمل ميكنند، پس نبايد بيسوادان مشرك و جاهل آشكارا اعتراض كنند، زيرا وقتي رسالت پيامبر با دلايل متقن ثابت گرديد همه بايد آنچه را كه آورده است بپذيرند و اتراض نكنند. بنابراين فرمود فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ پس نبايد دربارة اين امور با تو ستيز كنند. يعني تكذيب كنندگان نبايد با تو به مجادله و ستيز بپردازند، و بر آنچه برايشان آوردهاي به عقلهاي فاسدشان استناد كرده و اعتراض نمايند. همچنانكه در رابطه با حلال بودن حيوان مرداري كه خود كشتهايد ميخوريد و آنچه را كه خداوند كشته است نميخوريد؟! و مانند اينكه گفتند: انما البيع مثل الربوا خريد و فروش همانند رباست. و ديگر اعتراضاتي كه لازم نيست براي همهي آنها جوابي آورده شود، در حالي كه آنان اصل رسالت را نميپذيرند در حاليكه جاي هيچ مجادله و اعتراضي نيست، چرا كه هر سخن جاي دارد و ه رنكته مقامي پس كسي كه اعتراض ميكند و منكر رسالت پيامبر است، اگر ميپندارد با مجادله راهياب ميگردد به او گفته ميشود: ما با تو فقط در مورد اثبات رسالت و عدم آن سخن ميگوييم، و گر نه، پافشاري بر نكتهاي خاص در ميان رسالت، بيانگر آن است كه مقصد او سرسختي و لجاجت و ناتوان ساختن است. بنابراين خداوند پيامبرش را فرمان داد تا با حكمت و پند نيكو به سوي پروردگارش دعوت دهد، و اين راه را ادامه دهد، خواه كساين اعتراض كنند يا نه و خداوند به وي فرمود: شايسته است كه هيچ چيزي تو را از دعوت دادن دور نكند، چون تو لَعَلَى هُدًى مُّسْتَقِيمٍ بر راه راست هستي، راهي كه انسان را به هدف و مقصد ميرساند، و اين راه شناخت حق و عمل كردن به آن را دربر دارد، پس تو به كارت و به راه خويش اعتماد و يقينداري، و اين اعتماد و يقين باعث صلابت تو در انجام فرمان پروردگارت ميشود. و تو چيزي مشكوكي قرار نداري و يا سخن دروغي نياوردهاي تا همراه با مردم و در راستاي تأمين خواستهها و نظرهايشان حركت كني و اعتراض آنها تو را باز ايستادند. خداوند متعال در فرمودهاي ديگر نيز پيامبر را به همين امر سفارش ميكنند:فتوكل علي الله انك علي الحق المبين پس بر خداوند توكل كن، بيگمان تو بر حق آشكار هستي. فرمودة الهي: إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُّسْتَقِيمٍ پاسخي است به كساني كه به امور جزئي شريعت اعتراض مينمايند، زيرا همه آنچه پيامبر آورده است هدايت و رهنمون است. و هدايت بصيرتي است كه آدمي به وسيلة آن در اصول و فروع راهياب ميشود، و آن مسائلي هستند كه خوبي و عدل و حكمت آن باعقل و فطرت سالم شناخته ميشود و اين با انديشيدن در جزء جزء آنچه بدان امر شده و يا از آن نهي بعمل آمده است شناخته ميشود.
بنابر اين خداوند او را دستور داد تا در اين حالت از مجادله با آنها دوري نمايد، پس فرمود: 
وَإِن جَادَلُوكَ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ  و اگر با تو به مجادله پرداختند، بگو: خداوندا به آنچه ميكنيد آگاهتر است. يعني اهداف و نيتهاي شما را ميداند، و شما را بر آن مجازات خواهد كرد، و او يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ روز قيامت در ميان شما دربارة آنچه اختلاف ميروزيد داوري ميكند. پس هر كس بر راه راست باشد از اهل بهشت است، و هر كس از راه راست منحرف گردد اهل جهنم است. و آنچه كه موجب كمال داوري خداوند ميگردد اين است كه آگاهي و شناخت او بيكران است. بنابراين آگاهي بيحد و حصر و احاطة كتابش را بيان نمود و فرمود: أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاء وَالْأَرْضِ آيا ندانسته