 اش حکم خواهد کرد. بنابراين (أَلاَ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ(آگاه باشيد که وعدۀ خداوند حق است ولي بيشتر آنان نمي دانند. پس خود را براي لقاي خدا آماده نمي کنند بلکه حتي به آن ايمان نمي آورند در حالي که دلايل قطعي و حجت هاي عقلي و نقلي بر صحت آن دلالت مي نمايد. (هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ ) زنده گرداندن و ميراندن و انواع تدابير در اختيار اوست و در آن شريکي ندارد. (وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) و در روز قيامت به سوي او برگردانده مي شويد، و شما را طبق اعمالتان جزا و سزا مي دهد؛ اگر اعمالتان خوب باشد پاداش خوب به شما مي دهد و اگر اعمالتان بد باشد سزاي بد به شما مي دهد.يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ  اي مردم! از سوي پروردگارتان اندرزي، و در مان چيزهايي که در سينه هاست براي شما آمده است، و هدايت و رحمتي است براي مومنان. 
قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ بگو: « به فضل و رحمت خداست که (مسلمانان) بايد شادمان شوند. و اين از آنچه فراهم مي آورند بهتر است» 
خداوند متعال با بيان صفت هاي خوب اين کتاب بزرگوار ، مردم را به روي آوردن به آن تشويق مي کند. پس فرمود (يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ ) اي مردم، از سوي پروردگارتان اندرزي، براي شما آمده است که شما را پند داده و از کارهايي که باعث ناخشنودي خدا و گرفتار شدن به عذابش مي گردد بيم مي دهد، و با بيان آثار و مفاسد آن شما را از آن بر حذر مي دارد. (وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ) و درماني است براي آنچه که در سينه هاست. اين قرآن براي بيماريهاي حاصل از شهوات که در سينه هاست و آدمي را از فرمان بردن از شريعت باز مي دارد، نيز براي بيماريهاي حاصل از شبهات که علم يقيني را دچار نقص و کمبود مي کنند، درمان است. چون در قرآن پندها و تشويق و ترساندن و وعده و وعيدهايي است که باعث روي آوردن بنده و ترساندن او مي گردد. و چون علاقه به انجام کارهاي خوب، و ترس بر اساس تکرار معاني و مفاهيم قرآني در وي رشد نمايد، از اين کار واجب مي آيد که خواستۀ خدا را بر خواستۀ نفس مقدم بداردف نيز اين امر موجب مي شود تا آنچه را که خدا مي پسندد از شهوت نفس براي او دوست داشتني تر شود. 
و همچنين دلايل و حجت هايي که در قرآن است و خداوند آن را به شيوه هاي مختلف و به بهترين صورت بيان کرده است هر شک و شبهه اي که به «ساحت» حق وارد شود از بين مي برد و قلب را به بالاترين درجات يقين مي رساند و چون قلب از بيماري رهايي يابد و لباس تندرستي به تن کند همۀ اعضا از آن پيروي مي کنند، زيرا اعضا با سلامت قلب تندرستي به دست مي آورند، و با فاسد شدن آن فاسد مي گردند. (وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ) و هدايت و رحمتي است براي مومنان. پس هدايت شناخت حق و عمل کردن به آن است. و رحمت عبارت است از خير و احسان و پاداش دنيا و قيامت که نصيب کسي مي شود که به هدايت قرآن رهنمون شده باشد. پس هدايت بزرگترين وسيله، و رحمت بهترين و برترين اهداف است. اما به وسيلۀ اين قرآن جز مومن هدايت نمي شود، و اين قرآن فقط براي مومنان مآيه رحمت است. 
و چون هدايت به دست آيد و رحمت پديد آمده از هدايت نازل شود، سعادت و رستگاري و سود و موفقيت و شادي و سرور به دست خواهد آمد. بنابراين خداوند متعال دستور داده است تا به آن خوشحال شوند. پس فرمود: (قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ)بگو:  به فضل خدا که قرآن است و بزرگترين نعمت و احسان و فضلي است که به بندگانش ارزاني نموده است. (وَبِرَحْمَتِهِ) و به رحمت او که دين و ايمان و عبادت خدا و دوست داشتن او و شناخت اوست. (فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ) به همين بايد شادمان شوند، و اين از هر آنچه فراهم مي آورند اعم از کالاهاي دنيا و لذت هاي آن بهتر است. 
پس نعمت دين که سعادت هر دو جهان را به همراه دارد با تمام آنچه که در دنيا هست و از بين مي رود قابل مقايسه نيست. دين کجا و دنيا کجا! 
و خداوند دستور داده است به هنگام برخورداري از فضل و رحمتش شاد شويم، چون اين مر باعث شاداب گشتن و با نشاط شدن نفس مي گردد، و سبب مي شود تا انسان شکر خدا را به جاي بياورد و نيرو بگيرد و به علم و ايمان علاقه مند شود و به آنها بيافزايد. و اين امر پسنديده اي است، به خلاف شاد شدن به شهوت هاي دنيا و لذتهايش، يا شاد شدن به خاطر باطل، زيرا اين امر مذموم است. خداوند متعال در مورد قوم قارون بيان فرموده است که به وي گفتند: (لا تفرح ان الله لا يحب الفرحين) شاد مباش! همانا خداوند شادمانان را دوست نمي دارد. 
همانطور که خداوند متعال در مورد کساني که به باطلي که نزدشان بود خوشحال شده بودند، با آنچه پيامبران آورده بودند متناقض بود، فرموده است: (فلما جاء تهم رسلهم بالبينت فرحوا بما عندهم من العلم) و هنگامي که پيامبرانشان با دلايل روشن نزد آنان آمدند به دانشي که نزدشان بود شاد شدند.قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ لَكُم مِّن رِّزْقٍ فَجَعَلْتُم مِّنْهُ حَرَامًا وَحَلاَلاً قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ بگو: «به من بگوييد آنچه از روزي که خداوند برايتان فرستاده است (چرا) برخي از آن را حرام و برخي از آن را حلال نموده اند؟ آيا خداوند به شما اجازه داده است يا بر خداوند دروغ مي بنديد؟
وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَشْكُرُونَ  آيا کساني که بر خد دروغ مي بندند و در روز قيامت به سوي خدا بر مي گردند، گمان مي برند چگونه با آنان رفتار شود؟ به راستي خداوند نسبت به مردم داراي فضل و مهرباني است ولي بيشترشان سپاسگزار نيستند. 
خداوند متعال با اعتراض بر مشرکاني که حرام خدا را حلال نمودند و حلال او را حرام کردند، مي فرمايد: (قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ لَكُم مِّن رِّزْقٍ) بگو: «به من بگوييد: انواع حيوانات حلال گوشت که خداوند روزي شما قرار داده و رحمتي براي شما گردانده است، ( فَجَعَلْتُم مِّنْهُ حَرَامًا وَحَلاَلاً) (چرا) برخي از آن را حرام و برخي از آن را حلال نموده اند؟ آنان را سرزنش کن و به خاطر اين گفتۀ فاسدشان به آنها بگو: (قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ) آيا خداوند به شما اجازه داده است (اين کار را بکنيد ) يا بر خداوند دروغ مي بنديد؟ و مشخص است که خداوند به آنان اجازه نداده است. پس دانسته شد که آنها دروغ مي بندند.
(وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ) آيا کساني که بر خدا دروغ مي بندند دربارۀ عذابي که پروردگار در روز قيامت به آنان مي چشاند چه گمان دارند؟ خداو