کان مي گوييم: «شما و معبوداني که با خداشريک مي گرفتيد در جاي خود بايستيد». سپس در ميانشان جدايي مي افکنيم و شرکايشان مي گويند: «شما ما را نمي پرستيديد».
(فَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ ) پس خداوند بين ما و شما کافي است . بدون شک ما از عبادت شما بي خبر بوده ايم. 
(هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ وَرُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ) در آنجا هر کس کارهايي را که قبلاً کرده است مي آزمايد، و به سوي خدا، مولاي حقيقيشان برگردانده مي شوند، و آنچه به دروغ ساخته و به م بافته بودند از آنان ناپديد مي شود. 
خداوند متعال مي فرمايد: (وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا) و به ياد آور روزي که همگان را گرد مي آوريم. يعني همۀ خلايق را در روزي مشخص جمع نموده و مشرکان و آنچه را که به جاي خدا مي پرستيدند حاضر مي کنيم. ( ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَآؤُكُمْ)سپس به مشرکان مي گوييم : شما و معبوداني که با خدا شريک مي گرفتيد در جاي خود بايستيد تا ميان شما و آنها داوري کنيم. ( فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ ) سپس در ميان جسمها و قلبهايشان جدايي مي آوريم و دشمني سختي ميان آنها پديد مي آيد. اين در حالي است که در دنيا خالص ترين محبت و صميمت را به پاي يکديگر ريخته بودند ، سپس اين محبت و دوستي به نفرت و دشمني تبديل مي گردد. (وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم) و معبوداتي را که با خدا شريک مي کردند از آنان بيزاري جسته و مي گويند: ( مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ) شما ما را نمي پرستيد. ما خدا را از اينکه شريک يا همتايي داشته باشد پاک و منزه مي دانيم. (فَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ ) خداوند کافي است که بين ما و شما گواه باشد. ما بدون شک از عبادت شما بي خبر بوده ايم. ما نه شما را به آن دستور داده، و نه شما را به آن فرا خوانده ايم، در واقع شما کسي را عبادت کرده ايد که شما را به آن فرا خوانده است و آن شيطان است. همانطور که خداوند متعال فرموده است: (الم اعهد اليکم بيئيءاد ا ن لا تعبدوالشيطان انه لکم عدو مبين) اي بني آدم! مگر از شما پيمان نگرفتم که شيطان را عبادت و فرمانبرداري نکنيد، زيرا او دشمني آشکار است؟ و فرموده است: (و يوم يحشرهم جميعا ثم يقول للمئلکه اهولاء اياکم کانوا يعبدون قالوا سبحانک اهولاء اياکم کانوا يعبدون قالوا سبحانک انت ولينا من دونهم بل کانوا يعبدون الجن اکثرهم بهم مومنون) و(ياد کن) روزي را که (خداوند) تمامي آنها را حشر مي کند، سپس به فرشتگان مي گويد: «آيا اينها بودند که شما را مي پرستيدند؟» مي گويند: «پاک و منزهي تو، سرپرست و ياور ما تويي نه آنان! بلکه جنيان را پرستش مي کردند، بيشترشان به آنها اعتقاد و ايمان داشتند».
پس فرشتگان بزرگوار و پيامبران و اوليا و امثالشان در روز قيامت، از کساني که آنها را براي رفع مشکلات و برآوري حاجات و نيازها خوانده اند بيزاري مي جويند، و آنان در اين مورد راستگويند. پس در اين هنگام مشرکان چنان حسرت و تاسف مي خورند که قابل وصف نيست. و مشرکان مقدار و اندازۀ اعمالي را که انجام داده و کارهاي زشتي که در گذشته کرده اند، مي دانند و در اين رو براي آنها روشن مي شود که آنان دروغگو بوده و بر خدا دروغ بسته اند و عبادتشان از ديده ناپديد مي شود و معبودهايشان از بين مي روند و اسباب و وسيله ها را از دست مي دهند. بنابراين فرمود: (هُنَالِكَ) در آن روز، ( تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ) هر کس به بررسي اعمال و کارهايش مي پردازد و سزا و جزاي آن را مي بيند. و به اندازۀ اعمالي که انجام داده است جزا و سزا داده مي شود، پس اگر اعمالش بد باشد به او سزاي بد داده مي شود ( وَرُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ) و به سوي خدا، آقا و مولاي حقيقي شان برگردانده مي شوند و آنچه به دروغ ساخته، و گفته بودند: «شرکي که ما بر آن هستيم درست است و آنچه را که به غير از خدا مي پرستيم به ما فايده مي دهد و عذاب را از ما دور مي کند» از آنها ناپديد مي شود. (قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ( بگو: «چه کسي از آسمان و زمين به شما روزي مي دهد؟ يا چه کسي مالک گوش و چشمها است؟ و چه کسي زنده را از مرده بيرون مي آورد، و چه کسي مرده را از زنده بيرون مي آورد؟ و چه کسي امور (هستي) را تدبير مي کند؟ خواهند گفت: «خدا»، پس بگو : «آيا نمي ترسيد و پرهيزگار نمي شويد؟»
(فَذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ )آن خداست که پروردگار راستين شماست، و پس از حق جز گمراهي ديگر چيست؟ پس چگونه (از حق) برگردانده مي شويد؟ 
(كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُواْ أَنَّهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ) اين گونه فرمان پروردگارت بر کساني که نافرماني مي کنند محقق گشت که آنان ايمان نمي آورند. 
(قُلْ) با کساني که چيزهايي را شريک خدا ساخته و خداوند دليلي بر صحت آن نازل نکرده است، به گفتگو بنشين و آنچه را که آنان در رابطه با توحيد ربوبيت اقرار کرده اند دليلي بر بطلان شرکشان در توحيد الوهيت قرار ده و بگو ( مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ) چه کسي با فرستادن روزي از آسمان و بيرون آوردن انواع غذاها از زمين و فراهم آوردن اسباب آن به شما روزي مي دهد؟ ( أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ) يا چه کسي گوشها و چشمها را آفريده و چه کسي مالک آن است؟ و فقط گوش و چشم را ذکر کرد، و اين از باب اشاره به «مفضول» از طريق «فاضل» است، و نيز اينکه دو عضو فوايد بسيار زيادي براي آدامي دارند. ( وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ ) و چه کسي زنده را از مرده بيرون مي آورد؟ مانن بيرون آوردن انواع درختان و گياهان از دانه ها و هسته ها، و بيرون آوردن مومن از کافر و پرنده از تخم و مثال آن. (وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ ) و (چه کسي) مرده را از زنده بيرون مي کند و نيز عکس آنچه که ذکر شد انجام مي دهد؟ (وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ ) و (چه کسي) کار هستي را در جهان بالا و پايين تدبير مي کند؟ و اين شامل همۀ انواع تدابير الهي است . و چون در رابطه با اين چيزها از آنان بپرسي، (فَسَيَقُولُونَ اللّهُ) خواهند گفت : خدا چون آنها به همۀ اينها اعتراف کرده و اقرار مي کنند که خداوند در اين چيزها شريکي ندارد. ( فَقُلْ) پس حجت را بر آنان تمام کن و بگو: ( أَفَلاَ تَتَّقُونَ(آيا از خداوند نمي ترسيد؟ و چرا عبادت را تنها برا