 فِي الأَرْضِ) بگو: آيا خداوند را به آنچه که در آسمانها و زمين نمي دانند خبر مي دهيد؟ يعني خداوند داناست و آگاهي او همۀ آنچه را که در آسمانها و زمين شريک هايي دارد؟ آيا او را به چيزي که بر وي پوشيده مانده و شما آن را مي دانيد خبر مي دهيد؟ آيا شما داناتريد يا خدا؟ پس آيا سخني ياوه تر و باطل تر از اين گفته وجود دارد؟ زيرا سخن باطل آنان به اين معني است که اين گمراهان و نادانان بي خرد از پروردگار جهانيان دانا ترند.
پس فرد عاقل بايد فقط به تصور کردن اين گفته کفايت کند، و هرگاه اين سخن را تصور کند به فاسد و ياوه بودن آن يقين مي کند. 
( سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ) پاک و منزه است از اينکه او را شريک يا همانندي باشدف بلکه او خداي يگانه و يکتا و بي نياز است و هيچ خدايي در آسمانها و زمين جز او نيست، و هر معبودي غير از او خواه در عالم بالا باشد يا در عالم پايين از نظر عقل و شريعت و فطرت باطل است. 
(ذَلِکَ بِاَنَ اللَه هُوَ الحَقُ وَ اَنّ مَا يدعُونَ مِن دُوِنِه، هُوَ البطِلُ وَ اَنَ الله هُوَ اَلعِلي الکبِيرُ) اين بدان علت است که خداوند حق مي باشد و آنچه غير از او مشرکان به فرياد مي خوانند باطل، و خداوند برتر و بزرگ است .(وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ) و مردم جز يک ملت نبودند، پس اختلاف کردند، وا گر سخن پروردگارت از پيش بر اين نرفته بود، حتماً ميانشان بر سر آنچه در آن اختلاف مي ورزند داروي مي شد. 
(وَيَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ) و مي گويند: «چرا نشانه اي از سوي پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟ » بگو: «تنها خداست که بر غيبت آگاه است، پس منتظر باشيد من هم با شما از منتظرانم»
(وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً ) و مردم جز يک ملت نبودند، که بر دين درست و صحيح و واحد قرار داشتند ، اما اختلاف کردند پس خداوند پيامبران را به عنوان ترساننده و مژده دهنده نزد آنان فرستاد و همراه آنان کتاب را نازل کرد تا در ميان مردم در آنچه که در آن اختلاف کرده اند داروي کند. 
(وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ ) و اگر سخن پروردگارت از پيش بر اين نرفته بود که گناهکاران را مهلت داده و به خاطر گناهانشان آنان را زود عذاب ندهد، (لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ) ،در آنچه که در آن اختلاف مي ورزند ميان آنان داوري مي شد. به اين صورت که مومنان را نجات داده و کافران را تکذيب کننده را هلاک مي ساختيم. و اين چيز ميان آنها جدايي مي آورد. 
اما خداوند مي خواست تا برخي از آنان را به وسيلۀ برخي ديگر امتحان کند، و مورد آزمايش قرار دهد تا راستگو از دروغگو مشخص گردد. 
(وَيَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ) و تکذيب کنندگان بهانه گير مي گويند: چرا که جانب پروردگارش نشانه اي بر او فرو فرستاده نمي شود؟
منظورشان نشانه ها و معجزاتي بود که آنها پيشنهاد مي کردند. از قبيل اينکه گفتند: (لَولاَ اُنزِلَ إلَيهِ مَلَکُ فَيکُونَ مَعَهُ نَذِيرا...) چرا فرشتهاي فرستاده نشده تا همراه او بيم دهد و مانند اينکه گفتند: (وَ قَالُوا لَن نُومِنَ لَکَ حَتي تَفجُرَ لَنَا مِنَ الاَرضِ ينُبُوعًا...) هرگز به تو ايمان نمي آوريم مگر اينکه چشمه اي از زمين براي ما بجوشاني.
( فَقُلْ ) پس وقتي که از تو معجزه طلب کردند به آنان بگو: (إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ) تنها خدا بر غيب آگاه است. يعني علم او حالات بندگان را احاطه کرده است، پس او طبق علم و حکمت بي نظيرش به تدبير امورشان مي پردازد و هيچ کس غير از خدا در هيچ زمينه اي نمي تواند به تدبير امور بپردازد. ( فَانْتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ )بگو: منتظر باشيد، همانا من هم همراه شما از منتظرانم . يعني هر يک براي ديگري چيزي را انتظار بکشد که شايستۀ آن است . پس بنگريد که سرانجام نيک از آن چه کسي خواهد بود؟ 
(وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فِي آيَاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَكْرًا إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ ) و چون پس از مصيبت و بلايي که به مردم رسيده است رحمتي به آنان بچشانيم، آن گاه در آيات ما مکر مي کنند، بگو: «خداوند در مکر سريعتر است». بي گمان فرستادگان ما مکر و حيله هاي شما را مي نويسند. 
خداوند متعال مي فرمايد: (وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ) و هنگامي که مردم را پس از مصيبت و بلايي که به آنان رسيده است رحمتي بچشانيم، مانند تندرستي بعد از بيماري، و ثروتمندي بعد از فقر، و امنيت بعد از ترس، مصيبت و رنجي را که به آنان رسيده است فراموش مي کنند و شکر خداوند را بر فراخي رحمتش به جاي نمي آورند، بلکه به سرکشي و مکر ورزي خود ادامه مي دهند. 
بنابراين فرمود: ( إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فِي آيَاتِنَا) آنگاه در آيات ما مکر مي کنند، يعني تلاش مي نند که به وسيلۀ باطل، حق را از بين ببرند.( قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَكْرًا ) بگو: همانا خداوند در مکر سريعتر است. زيرا مکر بد جز به اهل آن بر نمي گردد. پس اهداف و نقشه هاي پليدشان عليه خودشان بر مي گردد، و از پيگرد خدا در امان نمي مانند، بلکه کارهايي که انجام مي دهند فرشتگان آن را مي نويسند و خداوند آن را مي شمارد، سپس آنها را بر آن سزا مي دهد. (هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَـذِهِ لَنَكُونَنِّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ) اوست که شما را در خشکي و دريا راه مي برد تا آنکه در کشتي ها قرار گيريد، و باد موافق آنان را پيش برد و سرنشينان بدان شادمان گردند، و به ناگاه بادي سخت به آنان در رسد و از هر سو موج به سويشان آيد، و آنان يقين کنند که گرفتار شده اند (آن وقت) خداوند را در حالي که دين و عبادت خالص را تنها از آن وي مي دانند، به فرياد مي خوانند و اگر ما را از اين حال برهاني قطعاً از سپاسگزاران خواهيم بود. 
(فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنفُسِكُم مَّتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَينَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ) اما هنگامي که نجاتشان داد ناگهان در زمين به ناحق ستم مي کنند. اي مردم! ستمتان تنها به زيان خودتان است، چند روزي ا