َا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَـذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ) و هنگامي که آيات روشن ما بر آنان خوانده شود کساني که به لقاي ما اميد ندارند، مي گويند: «قرآني ديگر غير از اين بياور، يا آن را دگرگون ساز»، بگو: «مرا نرسد که از پيش خود آن را تغيير دهم، جز از آنچه که به من وحي مي شود پيروي نمي کنم. من اگر از فرمان پروردگارم سرپيچي کنم از غذاب روزي بزرگ مي ترسم»
(قُل لَّوْ شَاء اللّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَدْرَاكُم بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِّن قَبْلِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ) بگو : «اگر خداوند مي خواست آن را بر شما نمي خواندم، و (خداوند) شما را از آن آگاه نمي کرد، به راستي که پيش از خواندن آن و قبل از اينکه آن را بدندند، عمري را در ميان سشما سپري کرده ام، آيا نمي فهميد؟
(فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ ) پس کيست ستمگرتر از کسي که بر خداوند دروغ بندد يا آيات او را تکذيب کند؟ به راستي که مجرمان هرگز رستگار نمي شوند. 
خداوند متعال سرسختي کساني که پيامبرش (ص) را تکذيب مي کردند بيان داشته و مي فرمايد: هرگاه آيات قرآن که حق را بيان مي دارند بر آنان خوانده شود از آن روي مي گردانند، و راههاي دشوار را مي پيمايند، پس از روي عناد و ستم مي گويد: (ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَـذَا أَوْ بَدِّلْهُ ) قرآني ديگر غير از اين را بياور يا آن را تغيير بده. خداوند آنها را رسوا کند. چقدر بر خدا جرأت کردند، و خيلي ستمگر بودند، و بسيار آيات خدا را رد نمودند. 
پس خداوند ، پيامبر بزرگ را دستور مي دهد که به آنان بگويد: (قُلْ مَا يَكُونُ لِي) مرا نسزد، و شايستۀ من نيست، ( أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء) که از پيش خود آن را تغيير دهم، زيرا من فقط يک پيامبر و پيام رسان هستم، و هيچ چيزي در دست من نيست، و اختياري ندارم. (إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ ) جز از آنچه که به من وحي مي شود پيروي نمي کنم. يعني اختيار غير از اين ندارم، زيرا من بنده اي مامور هستم. (إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ) من اگر از فرمان پروردگارم سرپيچي کنم از عذاب روزي بزرگ مي ترسم. اين سخن بهترين مردم و ادب او در برابر دستورات پروردگار و وحي اوست، پس اين بي خردان گمراه که هم نادانند، و هم گمراه، هم ستم کرده و هم مخالفت ورزيده اندف هم سخت گيري نموده و هم پروردگار جهانيان را ناتوان شمرده اند، چگونه خواهند بود؟ آيا از عذاب روزي بزرگ نمي ترسند؟ اگر ادعا مي کنند که مي خواهند به وسيلۀ معجزه هايي که خواسته اند حق روشن شود، آنها دروغ مي گويند، زيرا خداوند نشانه هايي را بيان داشته استا که با مشاهدۀ آنها انسان ايمان مي آورد. و خداوند بنا بر حکمت خويش و مهرباني اش نسبت به بندگانش هر طور که بخواهد و به شيوه هاي مختلف نشان ها را بيان مي دارد. 
(قُل لَّوْ شَاء اللّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَدْرَاكُم بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا) بگو: اگر خداوند مي خواست آن را بر شما نمي خواندم، و (او) شما را از آن آگاه نمي کرد. به راستي که عمري طولاني با شما بوده ام. ( مِّن قَبْلِهِ) پيش از خواندن آن و قل از اينکه ان را بدانيد، چنين چيزي به ذهن من خطور نکرد، (أَفَلاَ تَعْقِلُونَ) آيا نمي فهميد که من آن را در مدت عمر خود نخوانده ام، و چيزي از من سر نزده که بر آن دلالت نمايد؟ پس چگونه بعداً آن را ساخته و به زبان مي آورم؟ حال آنکه در ميان شما عمري طولاني را گذرانده ام و شما حقيقت حال مرا مي دانيد؟ و مي دانيد که من بي سوادم و خواندن و نوشتن را بلد نيستم و درس نمي خوانم، و از هيچ کس چيزي ياد نمي گيريم و نمي آموزم؟
و کتابي بزرگ را پيش شما آورده ام که سخنوران و افراد فصيح و بليغ را ناتوان کرده و علما و دانشمندان را درمانده نموده است، پس آيا با وجود اين ممکن است که قرآن از جانب من باشد؟ يا اينکه اين دليل قاطعي است بر اين که از سوي خداوند حکيم و ستوده فرو فرستاده شده است؟ و اگر شما افکارو عقلهايتان را بکار بگيريد و به من و حقيقت اين کتاب بيانديشيد يقين خاهيد کرد که در صداقت و درستي آن شکي نيست، و به يقين خواهيد دانست که آن حق است و بعد از آن چيزي جز گمراهي نمي باشد، اما شما جز دروغ و مخالفت چيزي نداشتيد. پس بدون شک شما ستمگريد. 
(فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ) پس کيست ستمگرتر از کسي که بر خداوند دروغ بندد، يا آيات او را تکذيب کند؟ و اگر من از خود حرف در مي آورم و دروغ مي بافم ستمگرترين مردم بودم، و رستگاري را از دست مي دادم، وحالت من بر شما پنهان نمي ماند، اما من آيات خدا را پيش شما آوردم و شما آن را تکذيب کرديد، پس مشخص شد که شما ستمگريد و به زودي ن ابود خواهيد شد، و تا وقتي که چنين باشيد هرگز به رستگاري دست نخواهيد يافت. 
(قَالَ الّذِينَ لاَ يرجُونَ لِقَآءَنَا) اين دلالت مي نمايد که آنچه آنان را به سخت گيري و به بيراهه رفتن وادار کرد ايمان نداشتن به لقاي خداوند بود. و هر کس به لقاي خدا ايمان بياورد حتماً از اين کتاب فرمان مي برد و به آن ايمان مي آورد، چرا که او قصد و هدفي نيکو دارد. (وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ) و اينان غير از خدا چيزهايي را مي پرستند که به آنان زياني نمي رسانند و سودي به آنان نمي بخشند، و مي گويند: «اينها ميانجي هاي ما نزد خدا هستند» . بگو: »آيا خداوند را به آنچه که در آسمانها و زمين نمي داند، خبر مي دهيد؟» او پاک و فراتر است از چيزهايي که با وي شريک مي سازند. 
خداوند متعال مي فرمايد: (وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ ) مشرکان و کساني که پيامبر(ص) را تکذيب مي کنند غير از خدا چيزهايي را مي پرستند که به آنان زياني نمي رساند، و سودي به آنان نمي بخشد. يعني خدايان و معبودان باطلشان ذره اي نمي توانند به آنان سودي برسانند و هيچ چيزي را از آنان دور نمي کنند. 
(وَيَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ) و سخني بدون دليل مي گويند و ابراز مي دارند که اينها ميانجي هاي ما در نز خدا هستند. يعني بت ها را مي پرستند تا آنان را به خدا نزديک کنند، و برايشان نزد خدا شفاعت و سفارش نمايند، و اين سخني است که از خود درآورده اند . بنابراين خداوند با باطل قرار دادن اين سخن مي فرمايد: ( قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ