ت مي ساند آنان را هدايت مي کند. بنابراين فرمود: ( تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ) به صورت مداوم از زير آنان جويبارها روان است، ( فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ) در باغهاي پر ناز و نعمت بهشت. خداوند باغها را به نعمت ها نسبت داد، چون آن باغها مشتمل بر ن عمت نيکو و کا مل هستند. ناز و نعمت دل که از سرور و خوشحالي اي که از ديدن خداوند و شنيدن سخن او و لذت بردن از خشنودي و نزديکي او، و ديدار دوستان و برادران و بهره مند شدن از جمع آنها و شنيدن صداي ترانه هاي دل انگيز و منظره هاي فرح بخش حاصل مي گردد. و نعمت جسم که از تناول انواع خوردني ها و نوشيدني ها، و تمتع از همسراني که انسانها نمي توانند آنان را توصيف کنند، و خيال آنها هم به ذهن هيچ کس خطور نکرده است، به دست مي آيد. 
(دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ ) عبادتشان در آن جا براي خداست؛ اول آن بيان پاکي خداوند و منزه قرار دادن او از عيب ها و کاستي هاست، و آخر آن ستايش خداوند است. و تکليف ها و وظايف در بهشت ساقط مي شود و تنها بهره مندي از کاملترين لذت ها براي آنان باقي مي ماند که براي آنان از خوردني هاي لذيذ، لذيذتر است و آن ذکر خدا است که دلها با آن آرام گيرد و روح ها با ان شاد شود. ذکر خدا براي آنان به منزلۀ نفس کشيدن است، بدون اينکه احساس سختي و دشواري بکنند. (وَ) و اما، (تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا) آنها به هنگام ديدار، به يکديگر سلام مي کنند. يعني سخني که از بيهودگي و گناه دور بوده و به «سلام» موصوف است، در بين يکديگر رد و بدل مي کنند. 
و گفته شده که تفسير (دَعْوَئهُمّ فِيهَا سُبّحَنَكَ) اين است که اهل بهشت هرگاه به غذا و نوشيدني و امثال آن نياز داشته باشند، مي گويند (سُبّحَنَكَ اَللّهُمَ)و بلافاصله غذا و نوشيدني برايشان حاضر ي شود. 
(وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ ) و پايان عبادتشان آنگاه که فارغ شوند اين است: (أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ) شکر و سپاس ويژۀ پروردگار جهانيان است. وَلَوْ يُعَجِّلُ اللّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُم بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ) و اگر خداوند براي مردم چنان که خير را به شتاب مي طلبند شر را پيش مي انداخت عقوبت و عذاب، آنها را نابود مي کرد. اما کساني را که به لقاي خدا اميد ندارند رها مي کنيم تا در سرکشي و نافرماني خود سرگردان شوند. 
و اين از لطف و احسان او نسبت به بندگانش است که اگر او در رساندن بدي و مصيبت آنگاه که اسبابش را فراهم سازد شتاب ورزد، و به عذاب دادن آنان مبادرت ورزد، همانطور که درآوردن خوبي براي آنها وقتي که اسبابش را انجام دهند شتاب مي ورزند. (لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ) عقوبت و عذاب، آنها را نابود مي کرد. اما خداوند متعال به آنان مهلت مي دهد و آنان را فراموش نمي کند، و از بسياري از حقوق خود در مي گذرد. و اگر خداوند مردم را به سبب ستمشان به عذاب خويش دچار کند هيچ جنبده اي را در روي زمين نخواهد گذاشت. 
و از همين مقوله است دعاي بنده به هنگام خشم و عصبانيت عليه فرزندان يا خانواده يا مالش، که اگر اين دعا پذيرفته شود همۀ فرزندان و خانواده و اموالش از بين مي رفت و پذيرفته شدن اين دعا بيش از حد به او زيان مي رساند، اما خداوند بردبار و با حکمت است. (فَنَذَرُ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا) اما کساني را که به قيامت ايمان ندارند، و خود را براي آن آماده نمي نمايند، و کارهايي نمي کنند که آنها را از غذاب خدا نجات دهد، ( فِي طُغْيَانِهِمْ ) آنان را در باطلشان رها مي کنيم که به وسيلۀ آن از حق و از حد و مرز بيرون مي روند. 
(يَعْمَهُونَ) سرگردان و حيران مانده، و به راه هدايت نمي روند و به يافتن بهترين و محکم ترين دليل توفيق نمي يابند. و اين عذاب و سزايي است که به سبب ستم و کفر ورزيدنشان به آيات خدا به آنان مي رسد. وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ و چون به انسان رنج و مصيبتي برسد چه بر پهلو خوابيده و چه نشسته و چه ايستاده باشد ما را به کمک مي خواند، و چون رنج و ناراحتي را از او برداريم چنان راه خود را در پيش مي گيرد که گويا ما را به دور کردن رنجي که به او رسيده بود به فرياد نخوانده است. اين چنين براي اسراف کنندگان کاري را انجام مي دهند زينت داده شده است. 
در اينجا خداوند از سرشت و طبيعت انسان خبر مي دهد که هرگاه رنج و مصيبتي به او برسد در دعا کردن مي کوشد، و بر همۀ حا لتها؛ ايستاده و نشسته و بر پهلو خوابيده خدا را مي خواند و در دعا اصرار مي ورزد تا خداوند مصيبت را از او دور نمايد. 
(فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ) و چون رنج و ناراحتي را از او برداريم به غفلت خويش ادامه داده و از پروردگارش اعراض مي نمايد گويا به او مصيبتي نرسيده و خداوند آن را از وي دور نکرده است. پس چه ستمي بالاتر از اين ستم است؟ از خداوند مي خواهد که هدف او را برآورده سازد، و چون او به هدفش رساند، حقوق پروردگارش را ناديده مي انگارد، انگار که خداوند هيچ حقي بر او ندارد. و اين فريب و آرستگي شيطان است، زير آنچه را که در پيشگاه عقل و سرشت زشت و بد است برايش مي آرايد. ( كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ) اين چنين براي اسراف کنندگان کاري را که انجام مي دهند زينت داده است.(وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِن قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُواْ وَجَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ ) و به درستي که ما نسلهايي را که پيش از شما بوده اند هلاک کرديم، هنگامي که ستم کردند و پيامبرانشان براي آنان نشانه هاي روشن آوردند، و هرگز بر آن نبودند که ايمان بياورند. اين چنين گروه گناهکاران را سزا مي دهيم. 
(ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلاَئِفَ فِي الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ ) آنگاه شما را پس از آنان در زمين جانشين کرديم تا بنگريم که چگونه عمل مي کنيد. 
(ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ) پس شما را (خَلاَئِفَ فِي الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ ) پس آنان در زمين جانشين کرديم تا بنگريم که چگونه عمل مي کنيد. پس اگر از کساني که پيش از شما بوده اند عبرت آموختيد و پند گرفتيد و از آيات خدا پيروي کرديد و پيامبرانش را تصديق نموديد، در دنيا و آخرت نجات مي يابيد و اما چنانچه راه ستمکاران را در پش گيريد عذابي که بر آنان فرود آمد بر شما هم فرود خواهد آمد، و هر کس بيم داده شد ديگر عذري ندارد. (وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءن