ا را عذاب نميدهد، و گناهانشان را از بين ميبرد و آثارشان را از آنها دور مينمايد. آمرزش و بخشايش، صفت ذاتي خداوند است، و بندگانش را در هر زماني ميآمرزد. پس براي شما مظلومان كه مورد جنايت قرار گرفتهايد شايسته است كه ببخشد و گذشت كنيد تا خداوند نيز با شما چنين رفتار نمايد فمن عفا و اصلح فاجره علي الله پس هر كس ببخشد و به اصلاح بپردازد پاداش او بر خداوند است.وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ، و از میان مردم کسی هست که سخن او در رابطه با زندگی دنیا ترا به شگفتی می اندازد، و خداوند را بر آنچه در دل دارد گواه می گیرد، و او سر سخت ترین دشمنان است.
وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَاد، و چون قدرت یابد سعی می کند که در زمین فساد و تباهی ورزد، و تلاش می نماید کشتزار و دام را نابود کند، و خداوند فساد را دوست ندارد.
وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ، و چون به او گفته شود: « از خدا بترس»، غرور و تکبر او را فرا می گیرد و به گناه وادارش می کند، پس جهنم او را کافی است، و بد آرامگاهی است.
پس از آنکه خداوند دستور داد بندگانش او را زیاد یاد کنند، و به ویژه در اوقات برتر و دارای فضیلت، از حالت کسی خبر داد که کار و سخنش با هم مخالفند، زیرا سخن یا جایگاه انسان را بالا می برد و یا آن را پایین می آورد.پس فرمود: « وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» و سخنان گروهی از مردم تو را به شگفت وا می دارد، وقتی سخن می گویند، با نرمی و جذابیت صحبت می کنند و آدمی گمان می برد که سخنانشان مفید است. و با گواه گرفتن خدا گفتارشان را تاکید می نمایند، « وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ» به گونه ای که بگوید: همانا خداوند می داند که آنچه در دارم با آنچه که بر زبان می آورم موافق می باشد. اما در حقیقت دروغ می گویند، چون سخن و کارشان با هم مخالف است. پس اگر آنان راست می گفتند، می بایست قول و عملشا ن با هم مطابق باشد، مانند مومن که سخن و کردارش با یکدیگر موافق است. بنابراین فرمود: « وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَام» یعنی هرگاه با آنان مجادله کنی، سختی و تعصب و دیگر صفات زشت را در آنان می بینی، و اخلاق آنان مانند اخلاق مومنان نیست که آسان گیری و تسلیم شدن در برابر حق و چشم پوشی و گذشت خصلت آنان است.
« سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا» تمام سعی و تلاش خود را بر آن مبذول می دارد که گناه و معاصی را انجام دهد، و این همان فساد در زمین است. « وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ» و تلاش می نماید کشتزار و دام را نابود کند. پس به واسطه ی ارتکاب گناه و معاصی کشتزار و میوه ها و چهارپایان تلف شده و برکت آن ها ناقص و کم می شود. « وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَادَ» و چون خداوند فساد را دوست ندارد، از بندهای که در زمین فساد می کند بی نهایت متنفر است، گرچه آن بنده سخن خوبی را بر زبانش بیاورد. این آیه بیانگر آن است سخنانی که بر زبان افراد بیرون می آید دلیلی بر راستی، دروغ ، نیکی یا فساد آنان نیست، تا زمانی که کرداری انجام دهند که آن سخنان را تصدیق نماید. نیز این آیه بیانگر آن است که باید حالات گواهان آزموده شود، و اهل حق و دروغگویان با کارهای نیکشان آزموده شوند، و حالاتشان سنجیده شود، و نباید با ظاهرسازی و جرب زبانی آنها فریب خورد.
سپس بیان کرد کسی که با انجام گناه و نافرمانی خدا در زمین فساد می کند، هرگاه به تقوا دستور داده شود، تکبر می ورزد، « أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ» پس هم گناه انجام می دهند و هم بر خیر خواهان و نصیحت کنندگان تکبر می ورزند. « فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ» پس جهنم برای او بس است که سرای گناهکاران و متکبران است. « وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ» و بد قرارگاه و جایگاهی است، عذاب آن همیشگی است، و اندوهش به پایان نمی رسد، و در آن یاس و ناامیدی برای همیشه بر انسان مستولی شده و عذاب آنها تخفیف داده نمی شود، و امید پاداش ندارند، و این سزای جنایت آنهاست، و در مقابل اعمالشان باید آن را تحمل کنند. پناه به خداوند از حالت آنها.ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ اين از آن جهت است كه خداوند شب را در روز و روز را در شب داخل ميگرداند، و خداوند شنواي نابينا است.
ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ اين از آن جهت است كه خداوند بر حق است و آنچه را كه به جز او فرياد ميخوانند و پرستش مينمايند باطل است، و خداوند والا و بزرگوار است.
خداوند ذاتي است كه اين احكام نيكو و دادگرانه را برايتان مشروع نموده و در تقدير و تدبيرش به خوبي و نيكويي عمل مينمايد. خداوندي كه يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ شب را در روز داخل ميگرداند، و روز را بعد از شب ميآورد، و بر يكي از آن دو ميافزايد، و از ديگري ميكاهد و برعكس، و بر اثر آن فصلها به وجود ميآيند و منافع شب و روز و خورشيد و ماه محقق ميشود كه از بزرگترين نعمتهاي الهي براي بندگان است، و اين براي آنان ضروري و لازم ميباشد. وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ و خداوند شنوا است و همة صداها را عليرغم اينكه به زبانهاي مختلفي هستند، و هر يك نياز مختلفي دارند، ميشنود. بَصِيرٌ بينا است و خيزش و حركت مورچة سياه را در زير صخره سنگ و در شب تاريك ميبينند. سواء منكم من أسر القول و من جهر به و من هو مستخف باليل و سارب بالنهار  [براي او] يكسان است كسي كه پنهاني سخن بگويد و آن كس كه آشكارا بگويد و آنكه خويشتن را در شب پنهان گرداند و در روز آشكارا حركت نمايد.
ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ آن همه قدرت و حكم و احكامي كه خداوند از آن برخوردار است بدان جهت است كه خداوند از آن برخوردار است بدان جهت است كه خداوند حق است . يعني پايدار است و همواره بوده و هست. اول است و پيش از او هيچ چيزي نبوده است، و آخر است و بعد از او چيزي نيست. اسماء و صفاتش كامل است و وعدهاش حق و ملاقات و ديدارش حق، و دين او حق و عبادتش حقث، و دين او حق و هبادتش حق، و هميشه ماندگار است.
وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ و بتها و انبازان و حيوانات و جماداتي كه به جز او به فرياد خوانده شده و پرستش ميشوند، باطلاند؛ خودشان باطل و عبادتشان نيز باطل است، چون آنها به چيزي دست انداختهاند كه نابود شدني و از بين رفتني است، در نتيجه عبادت و پرستش آن بيهوده و باطل است. عبادت و پرستش آن بيهوده و باطل است. وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ و همانا خداوند