ختن مسجد  ضرار را تفرقه افکني در ميان مسلمانان و اشاعه کفر، و جنگ با خدا و پيامبر بيان کرد. به همين جهت از آن بازداشته شدند.
4- از نماز خواندن در جاههايي که گناه انجام مي گيرد نهي شده است و بايد از آن دور شد. 
5- گناه در مکانها اثر مي گذارد، همانطور که گناه و نافرماني منافقان در مسجد ضرار اثر گذاشت و از نمازگزاردن در آن نهي شد. و همچنين اطاعت در مکان ها اثر مي گذارد، همانطور که در مسجد قبا اثر گذاشت تا جايي که خداوند در مورد آن فرمود:« لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ» مسجدي که از روز نخست بر تقوا بنيان نهاده شده است سزاوارتر است که در آن بايستي و نماز بگزاري.
بنابراين مسجد قبا فضيلتي دارد که ديگر مساجد ندارند تا جايي که پيامبر (ص) هر شنبه به آنجا مي رفت و در آن نماز مي خواند و نماز خواندن در آن را تشويق کرده است.
6- از عللي که در اين آيات بيان شده اند چهار قاعده مهم استنباط مي گردد که عبارتند از هر عملي که موجب زيان رساندن به مسلماني باشد، يا در آن نافرماني خدا انجام بگيرد زيرا معاصي جزوِ فروع کفر هستند، يا موجب اختلاف و پراکندگي مسلمين شود، يا در عمل معاونت و مساعدت کسي باشد که با خدا و رسولش دشمني مي کند، و اين کار ممنوع و حرام است. و عکس اين قضيه نيز صادق است. يعني چنانچه در کاري مساعدت و معاونت خدا و رسولش وجود داشته باشد آن کار جايز و روا مي باشد.
7- چنانچه مسجد قبا بر پايه ي تقوا بنا نهاده شده باشد، مسجدالنبي(ع) که پيامبر با دستان مبارک خود آن را ساخته و خداوند آن را براي وي انتخاب نموده است به طريق اولي براساس تقوا بنا نهاده شده است. 
8- عملي که براساس اخلاص و پيروي از کتاب و سنت انجام شود براساس تقوا بنا  نهاده شده است و صاحبش را به باغهاي جاودان بهشت مي رساند. و عملي که بر نيت پليد و براساس بدعت و گمراهي بنا نهاده شده باشد عملي است که شالوده آن بر لبه پرتگاه فروريخته اي قرار دارد که  انجام دهنده آن به عمق جهنم سقوط مي نمايد و خداوند گروه ستمکاران را هدايت نمي کند.إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ؛ خدا از مؤمنان  جانها و مالهايشان  را خريد ، تا بهشت  از آنان  باشد، درراه  خدا جنگ  مي  کنند ، چه  بکشند يا کشته  شوند وعده اي  که  خدا در  تورات  وانجيل  و قرآن  داده  است  به  حق  بر عهده  اوست   و چه  کسي  بهتر از  خدا به عهد خود وفا خواهد کرد ? بدين  خريد و فروخت  که  کرده  ايد شاد  باشيد که  کاميابي  بزرگي  است.
خداوند خبري راستين و وعده اي حق را در رابطه با داد و ستدي بزرگ مي دهد و آن اين است که « اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم» ذات بزرگوارش از مومنان جانهايشان و مالهايشان را خريده است، پس جان و مال مومنان کالاست« بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ» به بهاي آنکه بهشت براي آنان باشد، بهشتي که هرچند دل بخواهد و چشم از آن لذت ببرد، و شادي ها و خوبي هاي فراوان و حوريان زيبا و مسکن هاي زيبا در آن وجود دارد. کيفيت معامله و داد و ستد اين گونه است که مومنان مالهايشان را در جهاد با دشمنان خدا و اعتلاي حکم او و آشکار کردن دينش صرف مي نمايند و جانشان را در اين راه فدا مي کنند،« يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ» در راه خدا جنگ مي کنند، پس مي کشند و کشته مي شوند. پس اين معامله و خريد و فروش از جانب خدا با انواع تاکيدها موکد شده است.
« وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ» اين وعده ايست که در تورات و انجيل و قرآن آمده است که شريف ترين و بالاترين و کامل ترين کتابها هستند، و کاملترين پيامبران اولوالعزم آنها را آورده اند. و همه اينها بر بيان اين وعده راستين متفق اند. « وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ» و چه کسي از خدا به وعده خود وفا کننده تر است؟ پس اي مومناني که با خدا معامله کرده ايد! به معامله خود شاد باشيد، و برخي از شما برخي ديگر را مژده دهيد و يکديگر را بر انجام آن تحريک  کنيد. « وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» و اين کاميابي اي بزرگي است، که هيچ کاميابي بزرگتر از آن وجود ندارد، چون ضامن سعادت هميشگي و نعمت جاودانگي و خشنودي خداست، که خشنودي خدا از نعمت هاي بهشت بسيار بزرگتر است. و اگر مي خواهي ارزش معامله را بشناسي بنگر که مشتري چه کسي است ؟ مشتري خداوند جل جلاله است، و به کالا بنگر که بزرگترين کالاهاست، و آن باغهاي بهشت است. و به قيمتي که براي بدست آوردن آن صرف مي شود بنگر و آن جان و مال است که براي انسان از همه چيز دوست داشتني تر است. و اين عقد معامله به دست چه کسي اجرا شده است، کسي که اين معامله را اجرا کرده است برترين پيامبران است. و بنگر که درچه دفترهايي نوشته شده است، در کتابهاي بزرگ خدا که بر برترين انسانها نازل شده اند، و آن تورات و انجيل و قرآن است.التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ؛ توبه  کنندگانند ، پرستندگانند ، ستايندگانند ، روزه  دارانند ، رکوع ، کنندگانند ، سجده  کنندگانند ، امر کنندگان  به  معروف  و نهي  کنندگان  از منکرندو حافظان  حدود خدايند  و مؤمنان  را بشارت  ده.
پرسشي که در اينجا به نظر مي رسد اين است که خداوند چه مومناني را به وارد شدن  به بهشت و بدست آوردن خوبي ها مژده داده است؟ پس  فرمود:« التَّائِبُونَ» آنان توبه کنندگانند. يعني همواره و در همه  اوقات از تمام گناهانشان توبه مي کنند. « الْعَابِدُونَ» پرستشگران که اطاعت او را از  قبيل اداي واجبات و مستحبات در هر وقتي انجام مي دهند. پس با  انجام واجبات و مستحبات و ترک منکرات است که بنده پرستشگر مي شود.
« الْحَامِدُونَ» سپاسگزاران ، که خدا را در خوشي و ناخوشي و توانگري و تنگدستي سپاس مي گويند، و به نعمت هاي ظاهري و باطني که خداوند به آنان ارزاني نموده است اعتراف مي نمايند ، و با ذکر و ياد خدا در صبحگاهان و شامگاهان او را ستايش مي کنند. « السَّائِحُونَ» سياحت به روزه تفسير شده است، يعني روزه داران، يا به معني سياحت و گردش براي طلب علم است. و به سياحت و گردش قلب در درياي شناخت خدا و محبت او و انايت و بازگشتن نيز تفسير شده است. و صحيح اين است که سياحت به معني سفر به قصد انجام عبادت است، مانند سفر براي حج و عمر