بِهِمْ» به گناهانشان اعتراف کرده و از آن پشيمان شده اند، و بر بازگشتن از آن و پاک کردن خود از آلودگي ها تلاش مي نمايند« خَلَطُواْ عَمَلاً صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا» و کار خوب را با کاري ديگر که بد است در آميخته اند. و عمل صالح و خوب آن است که صاحبش اهل توحيد و ايمان باشد و انسان را از کفر و شرک بيرون آورد، زيرا شرط پذيرفته شدن هر عمل صالحي توحيد و ايمان است. پس ايشان اعمال صالحي را با اعمال بد از قبيل جرات کردن بر ارتکاب برخي کارهاي حرام و کوتاهي ورزيدن در انجام برخي از واجبات درآميخته بودند، و به اين گناه اعتراف کردند اما با اين حال اميدوار بودند که خداوند آنان را بيامرزد. پس« عَسَى اللّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ» اميد است که خداوند توبه آنها را بپذيرد. 
و خداوند به هر دو صورت توبه بنده را مي پذيرد: اول اينکه او را براي توبه کردن توفيق مي دهد. دوم اينکه: بعد از آنکه توبه نمود توبه اش را مي پذيرد. « إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» بي گمان صفت خداوند آمرزيدن و مهرباني است، وهيچ مخلوقي نيست مگر اينکه مشمول مغفرت و رحمت  اوست، بلکه جهان بالا و پايين بر پايه اين دو صفت وي ماندگارند. و اگر خداوند مردم را  به سبب ظلمشان مواخذه نمايد هيچ جنبده اي را روي زمين نخواهد گذاشت. « إِنَّ اللَّه يمسِکُ السمَّوَاتِ وَالأَرضِ أَن تَزوُلا وَلَئِن زَالَتَآ إِن أَمسَکَهُمَا مِن أَحَدِ مِّن بَعدِهِ إِنَّهُ کَانَ حَلِيمَاً غَفُوراَ» همانا خداوند آسمان ها و زمين را نگاه مي دارد تا نيفتند، و اگر بيفتند بعد از او هيچ کسي آنها را نگاه نمي دارد؛ همانا اوست بردبار آمرزنده. و از جمله مغفرت او اين است که هرگاه کساني که بر  خودشان زياده روي کرده اند، و کساني که عمر خود را با انجام کارهاي بد گذرانده اند، توبه نمايند و به سوي او باز گردند، حتي اگر اندکي پيش از مرگشان در مي گذرد. پس اين آيه دلالت مي نمايد کسي که کار بد و نيک انجام داده و به گناهش اعتراف نموده و شيطان شده ولي توبه قطعي نکرده است، در دايره بيم و اميد قرار دارد اما به سلامتي و نجات نزديکتر است . و اما کسي که کار نيک و بد را با هم آميخته است و به گناهش اعتراف نکرده و بر گذشته اش پشيمان نشده است، بلکه همواره بر گناه گذشته اصرار مي ورزد، به شدت بايد نگران آينده ي ا و بود. 
خداوند متعال به پيامبرش، و نيز وارث و جانشين او فرمان مي دهد تا مومنان را پاک کند و ايمانشان را کامل گرداند، « خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً» از اموال آنان زکات بگير« تُطَهِّرُهُمْ» تا آنان را به وسيله آن از گناهان و اخلاق زشت پاک کني، « وَتُزَكِّيهِم» و رشدشان بدهي، و بر اخلاق نيکو و کارهاي شايسته شان بيافزايي و پاداش دنيوي و اخروي آنان را افزايش دهي، و اموالشان رشد کند. « وَصَلِّ عَلَيْهِمْ» وبراي مومنان هنگامي که زکات اموالشان را به تو مي دهند به طور عام و خاص دعاکن.
« إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ» بدون شک دعاي تو براي آنان مايه آرامش دلها و موجب خوشحالي آنان است. « وَاللّهُ سَمِيعٌ» و خداوند دعايت را مي شنود و مي پذيرد.« عَلِِيمُ» و به ح الات و نيت هاي بندگان داناست، پس هرکس را که عملي انجام دهد، طبق علم و آگاهي اش و به اندازه نيت او پاداش مي دهد. و پيامبر (ص) دستور خدا را اطاعت  کرد و آنان را به دادن زکات دستور داد و کارگزاران خود را  براي جمع آوري و وصول آن فرستاد و چون پيش کسي مي رفتند و زکات او را مي گرفتند براي وي دعاي خير و برکت مي نمودند.
پس اين آيه بر واجب بودن زکات در همه اموال دلالت مي نمايد. اگر اموال تجاري باشد که زکات آن مشخص است، زيرا آن مالي است که رشد مي کند و مولّد و درآمدزا است. پس انصاف و عدالت آن است که به وسيله پرداختن زکاتي که خداوند در آن واجب  کرده است با فقرا همدردي شود.
غير از اموال تجاري، اگر قابل رشد و نمو باشد مانند غلّات و ميوه ها و حيواناتي که براي پرورش و شيردهي و توليد مثل نگهداري مي شوند، زکات در آن واجب است، در غير اين صورت زکات در آنها واجب نيست، چون اموالي که به قصد داد و ستد نگهداري مي شود به منزله ي اموالي نيست که معمولا انسان براي خود نگهداري مي نمايد، و اهداف مالي از آن مدّ نظر دارد، زيرا هدف از نگهداري چنين اموالي استفاده شخصي است. پس اموال غير تجاري که قابل رشد و نمو نيست زکات ندارد.
و اين آيه دلالت مي نمايد که بنده نمي تواند خودش را پاک نمايد، و اخلاق نيک و فضايلش را رشد دهد مگر اينکه زکات مالش را بپردازد، و هيچ چيز به اندازه پرداختن زکات در اين خصوص مفيد و موثر نيست.
زيرا رشد و پاکسازي منوط به پرداختن زکات است. و نيز  بر اين دلالت مي نمايد که مستحب است امام يا جانشين او براي کسي که زکاتش را مي پردازد  به خير و برکت دعا کند. و مناسب است که اين دعا با صداي بلند و طوري باشد که زکات دهنده بشنود، زيرا  او با شنيدن دعا آرامش مي يابد.
و از مفهوم آن استنباط مي شود که شايسته است با سخن نرم و دعاي خير براي مومن و با ديگر راه هايي که موجب آرامش قلب او شود، قلب او را شاد و مسرور گرداند.أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ؛ آيا هنوز ندانسته  اند که  خداست  که  توبه  بندگانش  را مي  پذيرد و  صدقات را، مي  ستاند ، و خداست  که  توبه  پذير و مهربان  است  ?
آيا گستردگي رحمت خدا و بخشش فراگير ا و را در نيافته، و ندانسته اند که او « يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ» توبه بندگانِ توبه کننده اش را از تمامي گناهانشان مي پذيرد، بلکه او از توبه بنده اش بسيار خوشحال مي گردد. 
« َيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ» و زکات و صدقه را از آنان قبول مي نمايد، و آن را با دست راستش مي گيرد و پرورش مي دهد تا جايي که يک خرما مانند کوه بزرگي مي شود . پس زکات و صدقاتي که بيشتر از يک خرما باشد چگونه خواهد بود! « وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ» و خداوند بسيار پذيرنده ي توبه ي توبه کنندگان است ، پس هرکس به سوي خدا توبه کند توبه اش را مي پذيرد. گرچه بارها گناه از آنان سرزده باشد. و خداوند از پذيرفتن توبه ي بندگانش خسته نمي شود تا وقتي که بندگان خودشان از توبه کردن خسته شوند و از درگاه او فرار نمايند و با دشمن خودشان دوستي کنند. « الرَّحِيمُ» مهربان است و رحمت  او همه چيز را در بر گرفته است و آن را  براي کساني که پرهيزگاري مي کنند و زکات مي پردازند و به آيات او ايمان مي آورند و از پيامبرش پيروي مي نمايند مقرر داشته است.وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ ، و گفتند: « خداوند فرزندی را برگزیده است»، پاک است او بلکه آنچه در آسمان ها و زمین است از آن اوست، و همه فرمانبردار او هستند.
بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ