َالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ؛ مردان  منافق  و زنان  منافق  ، همه  همانند يکديگرند  به  کارهاي  زشت ، فرمان مي  دهند و از کارهاي  نيک  جلو مي  گيرند و مشت  خود را از انفاق  در  راه  خدا مي  بندند  خدا را فراموش  کرده  اند  خدا نيز ايشان  را فراموش   کرده است  ، زيرا منافقان  نافرمانانند.
وَعَدَ الله الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ؛ خدا به  مردان  منافق  و زنان  منافق  و کافران  وعده  آتش  جهنم  داده  است   در آن  جاودانه  اند  همين  برايشان  بس  است   لعنت  خدا بر آنها باد و  به عذابي  پايدار گرفتار خواهند شد.
خداوند متعال مي فرمايد:« الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ» مردان منافق و زنان منافق از همديگرند، و چون آنها در نفاق مشترکند، در اينکه برخي از آنان برخي ديگر را به دوستي بگيرند ، مشترک مي باشند. و اين بيانگر آن است که مومنان بايد دوستي خود را با آنها قطع نمايند.
سپس صفت مشترک همه  منافقان را بيان کرد و فرمود:« يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ» به کار زشت که کفر و فسق و گناه است فرمان مي دهند، « وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ» و مردم را از کار خوب که ايمان و اخلاق خوب و اعمال صالح و آداب نيکو است باز مي دارند، « وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ» و دست هايشان را از صدقه و بخشش و احسان بسته مي دارند. پس خداوند آنها را به بخل توصيف نموده است. « نَسُوا اللَّهَ» خدا را فراموش کرده اند و او را جز اندکي ياد نمي کنند، « فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» پس خداوند هم آنها را فراموش نموده و رحمت خويش را از آنان دريغ داشته، و به آنان توفيق خير نمي  دهد و آنان را وارد بهشت نمي کند، بلکه آنان را در پايين ترين طبقه جهنم باقي مي گذارد، و در آن براي هميشه مي مانند. « إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» بي گمان منافقان فاسق اند. « فسق» را در آنان منحصر گرداند، زيرا فسق آنان از فسق ديگران بزرگ تر است، به دليل اينکه عذاب آنان از عذاب ديگران شديدتر مي باشد، و همانا خداوند مومنان را به وسيله ي آنان مورد آزمايش قرار داد، زيرا منافقان در ميان آنان زندگي مي کردند، و پرهيز از آنان امري سخت و دشوار است. 
« وَعَدَ الله الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ » خداوند مردان منافق و زنان منافق و کافران را به آتش جهنم وعده داده است که در آن جاودانه مي مانند و جهنم برايشان بس است. و خداوند آنان را نفرين کرده و از رحمت خويش بدور داشته است و داراي عذاب هميشگي خواهند بود. منافقان و کافران در آتش جهنم در کنار هم قرار دارند و لعنت و جاودانگي در جهنم براي آنان است، چون آنها در دنيا بر کفر و دشمني با خدا و پيامبرش و کفر ورزيدن به آيات خدا متحد و يکپارچه بودند.كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالاً وَأَوْلاَدًا فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلاَقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ بِخَلاَقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُواْ أُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الُّدنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛ همانند کساني  که  پيش  از شما بودند ، با نيروي  بيشتر و دارايي  و، فرزندان بيشتر  ايشان  از نصيب  خويش  بهره  مند شدند  شما نيز از نصيب   خويش  بهره  مند شده  ايد ، همچنان  که  کساني  که  پيش  از شما بوده  اند ، از  نصيب  خويش  بهره  مند شده  بودند  شما سخنان  ناپسند گفتيد ، همچنان  که   ايشان  سخن ناپسند مي  گفتند  اعمال  آنان  در دنيا و آخرت  ناچيز گرديد و  زيانمند شدند.
أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وِأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ؛ آيا خبر کساني  که  پيش  از آنها بوده  اند چون  قوم  نوح  و عاد و ثمود و، قوم ابراهيم  و اصحاب  مدين  و مؤتفکه  را نشنيده  اند که  پيامبرانشان  با  نشانه هاي  آشکار بر آنها مبعوث  شدند ? خدا به  آنها ستم  نمي  کرد ، آنان   خود برخود ستم  مي  کردند.
خداوند متعال منافقان را از عذاب هايي که به امت هاي تکذيب  کننده رسيده است برحذر داشته و مي فرمايد:« قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وِأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ» قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهيم و اصحاب مدين و روستاهاي زيرو رو شده قوم لوط، همه اينها« أَتَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ» پيامبرانشان با حق واضح و آشکار نزدشان آمدند، اما آنان را تکذيب کردند و در نتيجه به سرانجامي گرفتار شدند که خداوند براي ما تعريف نموده است. پس اعمال شما به اعمال آنان شبيه است.
« فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ» و شما هم از نصيب خود در دنيا بهره مند شديد، و آن را در قالب لذت و شهوت به دست آورديد، و اين نعمت ها را در جهت جلب رضاي خدا بکار نبرديد، بلکه آن را در راه نافرماني خدا صرف نموديد، و همت و اراده شما  فقط صرف خوشگذراني و لهو و لعت شد، همانطور کساني که پيش از شما بودند چنين کردند. « وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُواْ» و شما در باطل و دروغ فرو رفتيد، و در اين زمينه به  مجادله پرداختيد تا حق را در هم شکسته و نابود کنيد. سپس اين بود کردار و دانش آنها؛ بهره مندي از لذايذ دنيا، و فرو رفتن در باطل.
بنابراين سزاوار عقوبت و هلاکتي شدند تا کساني که پيش از آنها بودند و کارهايي مانند کارهاي آنان انجام دادند سزاوار آن گرديدند. و اما مومنان که از بهره و نعمت هاي دنيا  بهره مند مي شوند اين نعم ها را در مسير طاعت خدا بکار مي گيرند، و دانش آنان دانش پيامبران است و آن رسيدن به يقين در تمامي خواسته هاي عالي، و استفاده از «  مجادله ي حق» براي نابود کردن باطل است. « فَمَا كَانَ اللّهُ لِيَظْلِمَهُمْ» پس خداوند وقتي که عذاب خود را بر آنان فرود آورد براي اين نبود که بر آنان ستم کند. « وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ» بلکه آنان خودشان بر خويشتن ستم کردند و به خود جرات دادند که مرتکب گناهان شوند. و از پيامبران سرپيچي کردند و از فرمان هر سرکش کينه توزي اطاعت  نمودند.وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ 