ان کند. ویرانی ظاهری  یعنی منهدم کردن و تخریب و آلوده نمودن آن به نجاسات، و ویرانی معنوی عبارت از جلوگیری از کسانی است که خدا را در مساجد یاد می کنند. و این در مورد هر کسی که این گونه باشد صادق است، پس این حکم شامل اصحاب فیل، و نیز قریش است که پیامبر (ص) را در سال حدیبیه از وارد شدن به مسجدالحرام جلوگیری کردند، و شامل نصارا نیز می شود که بیت المقدس را ویران کردند، و دیگر ستمکارانی که از سر مخالفت و مبارزه با خدا مساجد را ویران می کنند. پس خداوند آنها را مجازات می کند و شرعا و تقدیرا به آنان اجازه نداده است که جز لرزان و ترسان وارد آن شوند. پس چون آنان بندگان خدا را ترساندند، خداوند نیز آنان را تهدید می کند. بنابراین وقتی که مشرکان، پیامبر را از وارد شدن به مسجد الحرام باز داشتند، مدتی نگذشت که خداوند فتح مکه را نصیب او نمود و مشرکان را از وارد شدن آن منع کرد. خداوند متعال می فرماید:« یَآیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِنَّما المُشرِکونَ نَجَسِ فَلاَ یَقّرِبُوا المَسجِدَ الحَرامَ بَعدَ عَامِهِم هَذا» ای مومنان! بی گمان مشرکان پلید هستند، پس، بعد از این سال نزدیک مسجد الحرام نشوند. و خداوند ماجرای اصحاب فیل را بیان کرده است، و مومنان را بر نصارا پیروز گرداند به گونه ای که آنها را از سرزمینشان بیرون راندند. و هرکس که مانند اینها باشد عذاب خدا او را فرا می گیرد و این از آیات بزرگی است که خداوند قبل از وقوعشان از آن خبر داده است. و علمای کرام با استفاده از این آیه استدلال کرده اند که جایز نیست به کافران اجازه داده شود وارد مساجد گردند. « لهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ» ذلت و رسوایی در دنیا برای آنها است. « وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ» و در آخرت نیز عذابی بزرگ پیش روی دارند.
هیچ کس ستمکارتر از فردی نیست که نگذارد که در مساجد نام خدا برده شود، پس ایمان هیچ کسی بزرگتر از ایمان فردی نیست که در آبادانی ظاهری و معنوی مساجد تلاش نماید . همان طور که خداوند متعال فرموده است: « إِنَّماَ یَعمُرُ مَسَجدِ اللَّهِ مَن ءَامَنَ بِاللهَ وَالیوَمِ الأَخِرِ» همانا مساجد خدا را فقط کسی آباد می کند که به خدا و روز آخرت ایمان دارد.
بلکه خداوند دستور داده است که خانه هایش مورد تعظیم و تکریم واقع شوند: « فِی بُیُوتِ أَذِن اللَّهُ أَن تُرفَعَ وَیُذّکَرِ فِیهِ اسمُهُ» در خانه هایی که خداوند اجازه داده است رفعت یابند و نام خدا در آنها برده شود. مساجد احکام زیادی دارند که این آیه اساس آن را تشکیل می دهد.يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِم قُلِ اسْتَهْزِؤُواْ إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ؛ منافقان  مي  ترسند که  مباد از آسمان  در باره  آنها سوره  اي  نازل  شود و، ازآنچه  در دل  نهفته  اند با خبرشان  سازد  بگو : مسخره  کنيد ، که  خدا  آنچه  را که  از آن  مي  ترسيد آشکار خواهد ساخت.
وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِؤُونَ؛ اگر از آنها بپرسي  که  چه  مي  کرديد ? مي  گويند : ما با هم  حرف  مي  زديم   وبازي  مي  کرديم   بگو : آيا خدا و و آيات  او و پيامبرش  را مسخره  مي   کرديد ?
لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَآئِفَةٍ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَآئِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُواْ مُجْرِمِينَ؛ عذر مياوريد  پس  از ايمان  ، کافر شده  ايد  اگر از تقصير گروهي  از  شمابگذريم  گروه  ديگر را که  مجرم  بوده  اند عذاب  خواهيم  کرد.
اين سوره مبارکه«قاضحه» يعني رسوا کننده ناميده مي شود، چون اسرار منافقان را بيان مي  کند و نقابشان را کنار مي زند. و خداوند همواره در اين سوره مي فرمايد: برخي از آنان، برخي از آنان. و صفت هايشان را بيان مي کند، اما منافقان را معين و مشخص نکرد و اين دو فايده دارد؛ يکي اينکه: خدا بسيار ستار و پوشاننده عيب است و دوست دارد عيب بندگانش را بپوشاند. دوم اينکه: هم منافقاني که داراي اين صفت بودند و خطاب متوجه آنها بود، و هم کساني که بعد از آنها آمده و به اين صفت ها متصف مي باشند مورد نکوهش و مذمت هستند. بنابراين بيان صفت، فراگيرتر و مناسب تر است ، و همين امر آنها را بيش از حد ترساند.
خداوند متعال مي فرمايد:« لَّئِن لَّم ينتَهِ المُنَفِقُونَ وَالَّذينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضُ وَالمُرجِفُونَ فِي المَدِينَةِ لَنُغرِينَّکَ بِهِم ثُمَّ لَا يجَورُنَکَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلَاَ، مَّلعُونِينَ أينَمَا ثُقفُوِا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقِتيلَاَ» اگر منافقان و کساني که در دلهايشان مرضي هست و شايعه افکنان در مدينه، از کارشان باز نايستند، تو را سخت برآنان مسلط مي کنيم تا جز مدّتي اندک در همسايگي  تو نپايند. از رحمت خدا دور گرديده و هرکجا يافته شوند گرفته و سخت کشته خواهند شد.
و در اينجا فرمود:« يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِم» منافقان از آن مي ترسند که سوره اي درباره آنان نازل شود که آنان را از مکنونات دلشان خبر دهد و رسوايشان کند تا امور پنهانشان براي بندگان خدا آشکار شود، و عبرتي براي عبرت گيرندگان گردند. « قُلِ اسْتَهْزِؤُواْ» بگو: به ريشخند تمسخر خود ادامه دهيد، « إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ» آيا به خدا، و آيات او و پيامبرش مسخره مي کنيد؟ عذر نياوريد، به راستي که شما پس از ايمانتان کافر شده ايد. زيرا مسخره کردن خدا و پيامبرش کفر است، و انسان را از دين بيرون مي کند، چون اصل و اساس دين بر پايه تعظيم و بزرگ داشت خدا و تعظيم دين و پيامبرش قرار دارد، و مسخره کردن به يکي از آنان با اين اصل متضاد است و به شدت آن را نقض مي کند. بنابراين وقتي پيش پيامبر آمدند و از او عذرخواهي کردند، پيامبر فقط فرمود:« أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِؤُونَ لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ» اگر گروهي از شما به خاطر توبه و پشيماني و طلب مغفرت کردنشان ببخشيم، « نُعَذِّبْ طَآئِفَةً» حتما گروهي ديگر از شما را عذاب مي دهيم، « بِأَنَّهُمْ» به سبب اينکه آنان، « كَانُواْ مُجْرِمِينَ» گناهکار و بر کفر و نفاق خود پايدار بودند.
و اين آيات بيانگر آن است که هرکس پنهاني عليه دين خدا نيرنگ کند، و خدا و آيات او و پيامبرش را به ياد تمسخر بگيرد، خداوند آن راز را آشکار مي نمايد و صاحب آن را رسوا مي کند و او را به شدت عذاب مي دهد. نيز بيانگر آن است که هرکس چيزي از کتاب خدا و سنت پيامبر را به تمسخر بگيرد، يا آن را مورد طعنه و عيب جويي قرار دهد، يا پيامبر را عيب جويي و مسخره کند، او به خداوند بزرگ کفر ورزيده است. و نيز بيانگر آن است که توبه کردن از هر گناهي پذيرفته مي شود گرچه آن گناه بزرگ باشد.الْمُنَافِقُونَ و