ر را بيان کرد و فرمود:« لَوْ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلاَّ خَبَالاً» اگر آنان همراه با شما بيرون مي آمدند چيزي جز کمبود به شما نمي افزودند. « ولأَوْضَعُواْ خِلاَلَكُمْ» و براي فتنه انگيزي و ايجاد شرارت ميان شما تلاش کرده و گروه متحد و يکپارچه شما را متفرق مي کردند، « يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ» آنان به شدت علاقمند هستند تا شما را دچار فتنه کنند و ميان شما دشمني بياندازند، « وَفِيكُمْ» و در ميان شما مردماني هستند که عقلشان ضعيف است و ، « سَمَّاعُونَ لَهُمْ» دعوت آنها را مي پذيرند، و فريب آنان را مي خورند. پس به شدت بر شکست خوردن و خواري تان و انداختن شر ميان شما و بازداشتن شما از دشمنتان حريص اند، و در ميان شما کساني هستند که سخن آنها را مي پذيرند، و از آنان مي خواهند که ايشان را نصيحت نمايند، به همين جهت شري که از بيرون آمدن آنها به همراه مومنان پديد مي آيد بسيار بزرگ و خطرناک است. پس  حکمت است، که آنان را از بيرون رفتن با بندگان مومن خود بازداشت!
و اين از روي رحمت و لطفي بود که نسبت به آنان داشت تا آنچه را که به آنان سود نمي رساند بلکه ضرر مي رساند از آنها دور سازد. « وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ» و خداوند به ستمگران داناست، پس بندگانش را ياد مي دهد که چگونه از آنها بپرهيزند، و مفاسدي را که بر اثر اختلاط با آنها پديد مي آيد برايشان بيان مي دارد. سپس بيان فرمود که آنها در شر و بدي سابقه طولاني دارند. پس فرمود:« لَقَدِ ابْتَغَوُاْ الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ» بي گمان پيش از اين نيز فتنه جويي کردند. يعني وقتي که شما به مدينه هجرت نموديد آنها براي ايجاد فتنه تلاش کردند.« وَقَلَّبُواْ لَكَ الأُمُورَ» و با رايزني و به کار گرفتن حيله و انديشيدن نيرنگ ها، درصدد باطل کردن دعوت شما و شکست دادن دينتان برآمدند، و در اين باره کوتاهي نکردند. « حَتَّى جَاء الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ» تا آنکه ياري خدا فرا رسيد و کار خدا با آنان نمي پسنديدند پيروز شد، پس نيرنگ و باطل آنها نابود گرديد. بنابراين چنين کساني سزاوارند تا خداوند بندگان مومن خود را از آنان برحذر دارد، و مومنان به بيرون نيامدن آنان براي جنگ مبالات نکنند.وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ ائْذَن لِّي وَلاَ تَفْتِنِّي أَلاَ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ؛ بعضي  از آنان  مي  گويند : مرا رخصت  ده  و به  گناه  مينداز آگاه  باش   که اينان  خود در گناه  افتاده  اند و جهنم  بر کافران  احاطه  دارد.
« وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ» و در ميان اين منافقان کسي هست که براي نيامدن به جنگ اجازه مي گيرد و عذر عجيب و غريب آورده و مي گويد: « ائْذَن لِّي» به من اجازه بده تا بمانم، « وَلاَ تَفْتِنِّي» و مرا در بيرون رفتن دچار فتنه مکن ، زيرا اگر من بيرون بيايم و زنان «بني اصفر» را ببينم نمي توانم خودم را کنترل کنم. همان طور که «جد بني قيس» اين را گفت، و سخنش خداوند او را در روز قيامت رسوا کند، چيزي جز ريا و نفاق نبود. 
با زبان مي گفت:« هدف خوبي دارم، زيرا بيرون رفتن من باعث فتنه و قرار گرفتن در معرض شر مي شود، و بيرون نرفتنم باعث مصونيت از فتنه و دست نگاه داشتن از شر مي گردد.» خداوند متعال با بيان اينکه اين سخن دروغ است، فرمود:« أَلاَ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ» آگاه باش که در فتنه افتاده اند. زيرا به فرض اينکه در هدفش صداقت داشته باشد، اما باز در اثر باز ماندن و نرفتن به جنگ، فساد و فتنه بزرگي پديد مي آيد، و آن  نافرماني خدا و پيامبر و جرات کردن براي ارتکاب گناه بزرگ مي باشد. اما بيرون رفتن و به فتنه مبتلا شدن نسبت به شرکت نکردن در جنگ فساد  کمتري دارد، و فقط گمان مبتلا شدن به آن مي رود. با اينکه هدف اين گوينده جز شرک نکردن در جنگ نبود. بنابراين خداوند به آنها هشدار داد و فرمود:« وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ» و به راستي که جهنم در برگيرنده کافران است و آنها راه فرار و گريزي از آن ندارند و از آن نجات پيدا نمي کنند.إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُواْ قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّواْ وَّهُمْ فَرِحُونَ؛ اگر خيري  به  تو رسد اندوهگينشان  سازد ، و اگر به  تو مصيبتي  رسد مي ، گويند: ما چاره  کار خويش  پيش  از اين  انديشيده  ايم   آنگاه  شادمان  باز  مي  گردند.
قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ؛ بگو : مصيبتي  جز آنچه  خدا براي  ما مقرر کرده  است  به  ما نخواهد رسيد  او مولاي  ماست  و مؤمنان  بر خدا توکل  کنند.
خداوند متعال با بيان اينکه منافقان دشمنان حقيقي هستند و از دين متنفرند، مي فرمايد: « إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ» اگر نيکي به تو برسد، از قبيل پيروز شدن بر دشمن، « َسُؤْهُمْ» آنان را اندوهگين و غمگين مي کند، « وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ» و اگر  مصيبتي به شما دست دهد از قبيل پيروز شدن دشمن بر شما ،« يَقُولُواْ» با افتخار و باليدن به سلامتي خود ، و اينکه همراه تو شرکت نجسته اند، مي گويند:« قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ» ما پرهيز نموديم و کارهايي کرديم که ما را از افتادن در چنين مصيبتي نجات داد. « وَيَتَوَلَّواْ وَّهُمْ فَرِحُونَ» و شادمان از مصيبتي که براي تو پيش آمده است، و از اينکه با تو مشارکت نکرده اند، بر مي گردند. خداوند در حالي که سخنان آنان را رد مي نمايد، مي فرمايد:« قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللّهُ لَنَا» بگو:« هرگز به ما چيزي نمي رسد جز آنچه خداوند برايمان مقرر نموده»، و در لوح محفوظ قرار داده است. « هُوَ مَوْلاَنَا» او در امور ديني و دنيوي سرپرست و ياور ما است، پس بايد به تقديرات او راضي باشيم، و ما اختياري نداريم وهيچ کاري در دست ما نيست. « وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» و مومنان  بايد در جلب منافع و مصالح خود و دور کردن زيان هايشان بر خدا اعتماد و تکيه نمايند، و بايد در به دست آوردن خواسته هايشان به او اعتماد نمايند، پس هرکس که بر او توکل نمايد ناکام نمي گردد، ولي هرکس به غير او توکل کند خوار مي گردد و شکست مي خورد و به آرزوهايش دست نمي يابد.قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ ؛ بگو : آيا جز يکي  از آن  دو نيکي  ، انتظار چيز ديگري  را براي  ما داريد، ?ولي  ما منتظريم  که  عذاب  خدا ، يا از جانب  او يا به  دست  ما به  شما  برسد پس  شما منتظر باشيد ما نيز منتظر مي  مانيم.
به منافقان که چشم به راهند تا مصيبت هايي به شما برسد، بگو:« درباره ما منتظر چه چيزهايي هستيد؟» شما در مورد ما جز چيزي که نهايتا به سود ماست انت