اخته مي شود، پس هر درهم و ديناري جدا گداخته مي شود. « فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ» و در روز قيامت پيشاني و پهلو و پشت هاي ايشان با آن داغ مي گردد، هر وقت سرد شوند دوباره داغ مي شوند، در روزي که مدت آن به اندازه پنجاه هزار سال است. و از روي توبيخ و سرزنش به آنها گفته مي شود:« هَـذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَنفُسِكُمْ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ » اين همان چيزي است که براي خود اندوختيد، پس اينک بچشيد سزاي آنچه را که مي اندوختيد، پس خدا بر شما ستم نکرده است، بلکه شما خود بر  خويشتن ستم کرديد وخود را با اين اموال اندوخته شده عذاب داديد. خداوند در اين دو آيه بيان مي دارد که انسان در دوران ثروتمندي اش به يکي از اين دو صورت منحرف مي شود؛ يا اينکه مالش را در راه باطل خرج مي نمايد که جز ضرر محض هيچ سودي به او نمي رساند، مانند صرف کردن اموال در راه گناه و شهوت هايي که انسان را از طاعت خدا باز مي دارد، و صرف کردن آن براي بازداشتن مردم از راه خدا، يا اينکه مخارج واجب و دادني هاي لازم را از مال خود نمي پردازد. و نهي از چيزي در واقع امر به ضدّ آن است.إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلاَ تَظْلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَآفَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَآفَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ؛ شمار ماهها در نزد خدا ، در کتاب  خدا از آن  روز که  آسمانها و زمين  را  بيافريده  ، دوازده  است   چهار ماه  ، ماههاي  حرامند  اين  است  شيوه  درست  در آن  ماهها بر خويشتن  ستم  مکنيد  و همچنان  که  مشرکان  همگي  به   جنگ  شما برخاستند ، همگي  به  جنگ  ايشان  برخيزيد  و بدانيد که  خدا با  پرهيزگاران  است.
خداوند متعال مي فرمايد:« إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ» همانا تعداد ماه ها در تقدير و قضاي الهي، « اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا» دوازده ماه است، و آن همين  ماه هاي معروف مي باشند. « فِي كِتَابِ اللّهِ» در حکم قَدَري او، « يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ» در روزي که آسمانها و زمين را آفريد و شب و روز را جاري کرد و  اوقات آن را معين ن مود. پس اوقات و شب و روز را بر اين ماههاي دوازده گانه تقسيم کرد. اين است دين راست و درست. « مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ» چهارماه از آن حرام است، و آن عبارتند از رجب، ذوالقعده، ذوالحجه، و محرم. و اين ماه ها به خاطر حرمتي که دارند، و نيز به خاطر اينکه پيکار و جنگ در آنها حرام است ماه حرام ناميده شده اند.
« فَلاَ تَظْلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ» پس در اين ماهها بر خويشتن ستم نکنيد. احتمال دارد که ضمير « فيهن» به « اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا» برگردد. و خداوند بيان نموده که اينها جدولهاي زماني مشخصي براي بندگان هستند که با طاعت خدا آباد مي شوند سپاس  بگويند. و بايد خداوند را سپاس بگويند که با آن تعيين جداول زماني و معين کردنشان در راستاي مصالح بندگان بر آنان  منت نهاده است. پس بايد از ستم ورزيدن بر خويش در اين  اوقات برحذر شوند.
و احتمال دارد که ضمير به چهار  ماه حرام برگردد که معني آيه چنين مي باشد: خداوند شما را به طور ويژه از ستم کردن در اين چهار ماه برحذر داشته است، به خاطر اينکه ستم در اين ماه ها حرمت بيشتري دارد و ستم کردن در اين ماه ها از ستم کردن در ديگر ماه ها کيفر سخت تري دارد. 
يکي از مصاديق ستم نکردن، نهي از جنگ در اين ماهها است، بنابر قول کسي که گفته است: حرمت جنگ و پيکار در ماههاي حرام مورد تحريم پيکار در اين ماه ها وارد شده است و بايد به آنها عمل شود. برخي گفته اند: تحريم پيکار در اين ماهها  منسوخ است و اين از عموم آياتي مانند:« وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَآفَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَآفَّةً» استنباط مي شود. يعني با همه مشرکين و کساني که به پروردگار جهانيان کافراند بجنگيد. نه اينکه با يکي بجنگيد و با يکي نجنگيد، بلکه همه را دشمنان خويش قرار بدهيد، همان طور که آنها نيز نسبت به شما چنين  اند، و همه اهل ايمان را دشمن خود قرار داده و هيچ شري را از مسلمين دريغ نمي دارند. و احتمال دارد که « کَآفَّةَ» حال باشد براي «واو» در « قَتِلوُا» پس معني چنين مي شود: همه شما با مشرکين پيکار کنيد. پس در  اين حالت خيزش عمومي براي جنگ بر همه مومنان واجب مي شود. اما چنين برداشت و تصوري حسب آيه « وَمَا  کَانَ المُومِنُونَ لِينفِرُوا کَآفَّة...» و شايسته نيست که  مومنان همگي براي جهاد خارج شوند منسوخ است.
« وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ» و بدانيد که ياري و کمک خداوند همراه با پرهيزگاران است. پس بايد در نهان و آشکار پرهيزگاري کنيد و براي انجام دادن طاعت الهي تلاش نماييد، به ويژه به هنگام جنگيدن با کافران، زيرا در اين حال ممکن است مومن،  تقوا و پرهيزگاري را در رفتار با کافران حربي ترک نمايد.إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُحِلِّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِّيُوَاطِؤُواْ عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللّهُ فَيُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ اللّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ؛ به  تاخير افکندن  ماههاي  حرام  ، افزوني  در کفر است  و موجب  گمراهي   کافران ، آنان  يک  سال  آن  ماه  را حلال  مي  شمردند و يک  سال  حرام  ، تا با  آن  شمار که  خدا حرام  کرده  است  توافق  يابند  پس  آنچه  را که  خدا حرام   کرده  حلال مي  شمارند کردار ناپسندشان  در نظرشان  آراسته  گرديده  و خدا  کافران  را هدايت  نمي  کند.
«النَّسِيءُ» مراد به تاخير انداختن مي باشد که اهل جاهليت در ماههاي حرام انجام مي دادند، و از جمله بدعت هاي باطلشان اين بود که آنها وقتي نياز پيدا مي کردند که در برخي از ماههاي حرام بجنگند اما در عين حال مي خواستند تعداد ماههاي حرام که خداوند جنگ در آنها را حرام نموده است رعايت کنند، برخي از ماههاي حرام را به تاخير يا تقديم انداخته و يکي از ماههاي حلال را به دلخواه خودشان به جاي آن قرار مي دادند، پس در اين حالت جنگ را در آن حلال مي شمردند و ماه  حلال را  حرام قرار مي دادند. 
اين کار همانطور که خداوند متعال از آنها خبر داده است موجب فزوني در کفر و گمراهيشان است، چون  اشکال هايي را در بردارد، از آن جمله اينکه آنها آن را از انزد خود ساختند و به منزله ي شرع و  دين خدا قرار دادند، حال آنکه خدا و رسولش از آن مبّرا هستند. و از آن جمله اينکه آنها دين را تغيير دادند، پس حلال را حرام ساختند و حرام را حلال نمودند. ديگر اينکه آنها به گمان خود خداوند و بندگانش را گول زدند و دين بندگان را بر آنان مشتبه کردند، و ن