ِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ» اينان داراي منزلت والاتر و بزرگتري در پيشگاه خداوند و همچنان رستگارانند. يعني جز کسي که به صفات آنان متصف و به اخلاق آنان آراسته باشد، به مقصود نمي رسد و از ترس و هراس رهايي نمي يابد.
« يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم» پروردگارشان به خاطر مهرباني و عطوفت و توجه و محبتي که نسبت بدانان دارد، آنها را « بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ» به رحمتي از سوي خود مژده مي دهد، به وسيله ي آن هر شرّي را از آنان دور ساخت و هر خيري را به آنان رساند، « وَرِضوَنِ» و آنان را به خشنودي از جانب خود که بزرگترين نعمت موجود در بهشت است مژده مي دهد، پس خداوند از آنان خشنود است و هرگز از آنان خشمگين نخواهد شد.
« وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ» و آنان را به باغهايي که در آن نعمت هايي پايدار دارند مژده ميدهد، نعمت هايي که دلها در آرزوي آنند و چشم ها از ديدن آن لذت مي برند. نعمت هايي که کيفيت و اندازه آن را جز خداوند کسي نمي داند. از جمله اين نعمت ها يکي اين است که خداوند براي مجاهدان صد درجه آماده کرده است که ميان هر دو درجه به اندازه زمين و آسمان فاصله وجود دارد، و اگر تمام آفريدگان در يک مقام و درجه جمع شوند همه در آن جاي مي گيرند.
« خَالًِدِينَ فِيهَا أَبَدا» براي هميشه در آن جاودانند، و به جاي ديگري برده نمي شوند، و نمي  خواهند که به جاي آن چيز ديگري به آنها داده شود« إِنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ» بي گمان در پيشگاه خداوند پاداش بسيار بزرگي موجود است، کثرت و فراواني اين پاداش نسبت به فضل و بزرگواري خدا امري غريب نمي باشد، و چنين  عظمت و حسني از کسي که به هر چيزي بگويد:« بشو»، « مي شود» عجيب نمي باشد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) معروف است که وقتي به طور مطلق از آب دادن حاجيان نام برده شود منظور آب زمزم است.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ آبَاءكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاء إَنِ اسْتَحَبُّواْ الْكُفْرَ عَلَى الإِيمَانِ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، اگر پدر يا برادرتان  دوست  دارند که   کفررا به  جاي  ايمان  برگزينند ، آنها را به  دوستي  مگيريد و هر کس  از شما  دوستشان  بدارد از ستمکاران  خواهد بود.
قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ؛ بگو : اگر پدرانتان  و فرزندانتان  و برادرانتان  و زنانتان  و، خويشاوندانتان  و اموالي  که  اندوخته  ايد و تجارتي  که  از کساد آن  بيم   داريد ، و خانه  هايي  که  بدان  دلخوش  هستيد براي  شما از خدا و پيامبرش  و  جهاد کردن  در راه او دوست  داشتني  تر است  ، منتظر باشيد تا خدا فرمان   خويش  بياورد  و خدا نافرمانان  را دوست  ندارد.
خداوند متعال مي فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ» اي کساني که ايمان آورده ايد! به مقتضاي ايمان عمل کنيد، به گونه اي که هر کس ايمان آورد او را به دوستي بگيريد، و هرکس ايمان نياورد با او دشمني کنيد. « لاَ تَتَّخِذُواْ آبَاءكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاء إَنِ اسْتَحَبُّواْ الْكُفْرَ عَلَى الإِيمَانِ» و پدران و برادرانتان را که نزديکترين مردم به شما هستند اگر از روي خشنودي و محبت ، کفر را بر ايمان برگزيدند به دوستي نگيريد. و ديگران را به طريق اولي اگر کفر را بر ايمان برگزيدند به دوستي نگيريد. 
« وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » و هرکس از مشا که آنان را به دوستي بگيرد پس ايشان ستمگرانند، چون آنها بر نافرماني خدا جرات کرده، و دشمنان خدا را دوستان خود قرار داده اند. و اصل و اساس ولايت، محبت و ياري کردن است. و اين بدان خاطر است که دوست  قرار دادن آنان باعث مي شود تا اطاعت از آنها بر اطاعت خدا ،  و محبت آنها بر محبت خدا و پيامبرش مقدم شود. به همين جهت علت منع  اين کار را بيان کرد، و آن اين است که محبت خدا و پيامبرش بايد بر محبت و دوستي هر چيزي مقدم داشته شود، و هر چيزي بايد تابع محبت خدا و پيامبر باشد. بنابراين فرمود:« قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا»بگو: اگر پدرانتان و مادرانتان و برادران نَسَبي و سَبَبي تان و همسرانتان، و به طور کلي همه خويشاوندانتان و مالهايي را که به دست آورده ايد، و در راه به دست آوردن آن رنج کشيده ايد(1) ، « وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا» و تجارتي که از بي رونقي و بي بازاري و کساد شدن آن مي ترسيد. و اين تمام تجارت ها و درآمدها و کالاهاي تجارتي از قبيل پول، ظروف، اسلحه ، غلات، کشتزارها و چهارپايان تجارتي و غيره را شامل مي شود. « وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا» و خانه هايي که زيبا و آراسته و مطابق با ميل شما هستند و آنها را مي پسنديد. پس اگر اين چيزها « أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ» در نزد شما از خدا و پيامبرش و جهاد کردن در راه او محبوب تر باشد ، شما فاسق و ستمگر هستيد.
« فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ» و در انتظار عذابي باشيد که بر شما فرود خواهد آمد. و منتظر باشيد که خداوند کار خود را مي کند و دستور او رد نمي شود. « وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ» و خداوند کساني را که از دايره اطاعت او بيرون رفته و يکي از امور مذکور را  بر محبت وي مقدم داشته اند هدايت نمي کند. اين آيه شريفه بزرگترين دليل بر وجوب مقدم داشتن محبت خدا و پيامبرش بر محبت هر چيز ديگري است، و دليلي است بر اينکه اين وعيد شديد متوجه کسي خواهد بود که يکي از امور مذکور به نزد خدا و پيامبرش و جهاد کردن باشد. و نشانه ي محبوبيت هريک از اين امور ذکر شده اين است که هرگاه دو امر بر وي عرضه شدند؛ که يکي از آن دو را خدا ورسولش دوست مي داشت، و هواي نفس او در آن نبود، و ديگري را خودش دوست داشت و به آن علاقمند بود و  انجام دادن آن منجر به از دست رفتن چيزي مي شد که خدا و پيامبرش آن را دوست داشتند، و يا آن را ناقص مي گرداند، پس در اين حالت اگر آنچه را که خود دوست مي دارد بر آنچه که خدا و رسولش دوست مي دارند مقد داشت، اين بيانگر آن است که او ستمگر مي باشد و آنچه را که بر او واجب است ترک نموده است.
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اموالي را که با رنج و زحمت به دست مي آيد به طور ويژه بيان کرد، چون چنين مالهايي براي صاحبش ارزشمندتر و صاحبان آن بيشتر به آن علاقه دارند. اما کساني که بد