يايد، و آن اين است که راستگوياني را که جز در راه خدا حرکت نمي کنند، از دروغگوياني که ادعا مي کنند  ايمان دارند، در حاليکه کساني غير از خدا و پيامبر و مومنان را به دوستي مي گيرند، مشخص نمايد. « وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» و خداوند به آنچه از شما سر مي زند آگاه است ، پس شما را مي آزمايد تا آنچه که بر آن هستيد روشن گردد، و شما را طبق اعمال نيک و بدتان جزا و سزا دهد.مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَن يَعْمُرُواْ مَسَاجِدَ الله شَاهِدِينَ عَلَى أَنفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِي النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ ؛ مشرکان  را نرسد که  در حالي  که  به  کفر خود اقرار مي  کنند مسجدهاي  خدا  را عمارت  کنند اعمال  آنها ناچيز شده  و در آتش  جاويدانند.
إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَـئِكَ أَن يَكُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ ؛ مسجدهاي  خدا را کساني  عمارت  مي  کنند که  به  خدا و روز قيامت  ايمان   آورده ، اند و نماز مي  گزارند و زکات  مي  دهند و جز از خدا نمي  ترسند  اميد است  که  اينان  از هدايت  يافتگان  باشند.
خداوند متعال مي فرمايد:« مَا کَانَ» شايسته و مناسب نيست، « لِلْمُشْرِكِينَ أَن يَعْمُرُواْ مَسَاجِدَ الله» براي مشرکان که مساجد خدا را با عبادت و نماز وغيره آباد کنند، حال آنکه خودشان بر کفر خود گواهي مي دهند، چون حالت و خوي آنها بر اين حقيقت گواهي مي دهد، و بسياري از آنان مي دانند که بر کفر و باطل قرار دارند، پس وقتي که « شَاهِدِينَ عَلَى أَنفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ» به کفر، و عدم  ايمان خويش که شرط قبول اعمال است، گواهي مي دهند، چگونه ادعا مي کنند که آباد کنندگان مساجد خدا هستند، در حالي که کارهايشان از اصل و اساس باطل  است؟ بنابراين فرمود:« أُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ» آنان اعمالشان ضايع و تباه است. « وَفِي النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ » و در آتش جهنم جاودانه اند. 
سپس بيان کرد که آباد کنندگان مساجد خدا چه کساني هستند. پس فرمود:« إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ» تنها کسي مساجد را آباد مي سازد که به خدا و روز قيامت ايمان داشته باشد، و نمازهاي واجب و مستحب را به صورت شايسته برپا دارد، « وَآتَى الزَّكَاةَ» و زکات را به مستحقان بپردازد، « وَلَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللّهَ» و از کسي جز خدا نترسد. يعني ترس او فقط از خدا باشد، و از آنچه خدا حرام نموده است دست نگاه دارد، و در  انجام حقوق و واجبات الهي کوتاهي ورزد.
پس خداوند آنان را به داشتن ايمان مفيد، و انجام دادن کارهاي شايسته که اساس همه کارهاي شايسته نماز و زکات است و به ترس از خدا که اساس هر کار خيري است متصف نمود. بنابراين اينها آبادکنندگان حقيقي مساجد هستند، و تنها آنان مساجد را آباد مي کنند. « فَعَسَى أُوْلَـئِكَ أَن يَكُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ » پس اميد است که ايشان از راه يافتگان باشند. « عسي» به معني  اميد است اما وقتي از جانب خدا باشد حتما تحقق پيدا مي کند. اما هرکس به خدا و روز قيامت ايمان نياورد، و از خدا نترسد پس او از آبادکنندگان مساجد نيست، و شايستگي آن را ندارد که به آباد کردن مسجد مبادرت ورزد، گرچه ادعا کند او مسجد را آباد مي نمايد.أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ؛ آيا آب  دادن  به  حاجيان  و عمارت  مسجدالحرام  را با ايمان  به  خدا و روز  قيامت  و جهاد در راه  خدا برابر مي  دانيد ? نه  ، نزد خدا برابر نيستند و  خدا ستمکاران  را هدايت  نمي  کند.
الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ؛ آنان  که  ايمان  آوردند و مهاجرت  کردند و در راه  خدا به  مال  و جان   خويش جهاد کردند ، در نزد خدا درجتي  عظيم  تر دارند و کاميافتگانند.
يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ؛ پروردگارشان  به  رحمت  و خشنودي  خود و به  بهشتي  که  در آن  نعمتهاي  جاويد، باشد ، بشارتشان  مي  دهد.
خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ؛ در آن  بهشت  جاويدان  بمانند ، زيرا اجر و مزد بزرگ  در نزد خداوند است.
هنگامي که برخي از مسلمانان در رابطه با آباد کردن مسجدالحرام از طريق ساختن آن، و اقامه نماز و ساير عبادت در آن، و آب دادن به حاجيان، و در رابطه با فضيلت و برتري به حاجيان، و در رابطه با فضيلت و برتري اين اعمال بر ايمان آوردن به خدا و جهاد در راه او با يکديگر، و يا با مشرکان اختلاف کردند، خداوند خبر داد که اين دو کار با هم تفاوت دارد. پس فرمود:« أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ» آيا آب دادن حاجيان را از آب زمزم(1) ، « وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ» و آباد کردن مسجدالحرام را همسان کار کسي قرار داده ايد که به خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه خدا جهاد کرده است؟! اين دو کار در نزد خداوند برابر نيستند. پس جهاد، و ايمان آوردن، از آب دادن به حاجيان و آباد کردن مسجدالحرام به مراتب برتر و بهتر است، چون ايمان اصل و اساس دين است و به وسيله ايمان اعمال پذيرفته شده و کارها پاکيزه مي شود. 
و اما جهاد در راه خدا قله بلند دين است و با جهاد است که دين اسلام حفظ مي شود و قلمرو آن گسترش مي يابد، و حق پيروز شده و باطل خوار مي گردد. اما آباد کردن مسجدالحرام و آب دادن به حاجيان گرچه کارهاي شايسته اي هستند اما پذيرفته شدن آنها مشروط به داشتنِ ايمان است. و منافعي که ايمان و جهاد دارند اين اعمال ندارند. بنابراين فرمود:« لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ» نزد خداوند برابر نيستند، و خداوند گروه ستمکاران را هدايت نمي کند. يعني کساني که ستمگري تبديل به صفت آنان گشته و صلاحيت پذيرفتن چيزي از خير و خوبي را ندارند بلکه جز شر و بدي سزاوار آنان نيست.
سپس برتري اين دسته را به صراحت بيان کرد و فرمود:« الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ» کساني که ايمان آوردند و هجرت کردند و با خرج کردن مالهايشان براي جهاد و آماده کردن جنگجويان، جهاد نمودند، « وَأنفُسِهِم» و با جان هايشان جهاد کردند و براي جهاد بيرون رفتند،« أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئ