ُم مُّؤُمِنِينَ ؛ آيا با مردمي  که  سوگند خود را شکستند و آهنگ  اخراج  پيامبر کردند و  آنهابر ضد شما دشمني  آغاز کردند ، نمي  جنگيد ? آيا از آنها مي  ترسيد ، و  حال آنکه  اگر ايمان  آورده  باشيد سزاوارتر است  که  از خدا بترسيد و بس  ?
قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ؛ با آنها بجنگيد  خدا به  دست  شما عذابشان  مي  کند و خوارشان  مي  سازد و، شما را پيروزي  مي  دهد و دلهاي  مؤمنان  را خنک  مي  گرداند.
وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَيَتُوبُ اللّهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ؛ و کينه  از دلهايشان  بزدايد و توبه  هر که  را که  بخواهد مي  پذيرد  اوست دانا و حکيم.
خداوند متعال بعد از اينکه فرمود: اگر مشرکاني که با شما پيمان بسته اند بر پيمان خود وفادار ماندند، شما هم در برابر آنان راست و وفادار باشيد ، فرمود:« وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ» و اگر با شما جنگيدند و پيمان خود را شکستند ، يا ديگران را  براي جنگيدن با شما ياري کردند، و يا آسيبي به شما رساندند، « وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ» و دينتان را مورد طعنه قرار دادند و آن را مسخره کردند. و اين شامل همه انواع طعن و تمسخري است که در مورد دين  يا قرآن روا داشتند. 
« فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» پس با پيشوايان و رهبران کفر و روسايي که دين خدا را به تمسخر مي گيرند، و ياور دين شيطان هستند، بجنگيد. و سران را به طور ويژه ذکر کرد، زيرا جنايتشان بزرگ است، و ديگران پيرو آنها هستند. نيز تا دلالت نمايد که هرکس دين را به تمسخر بگيرد و در صدد رد کردن آن باشد، از پيشوايان کفر است.« إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ» همانا آنان عهد و پيماني ندارند که به آن پايبند باشند، بلکه همواره خيانت و عهدشکني مي کنند، و نمي توان به آنها اعتماد کرد، « لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ» شايد وقتي که با آنها جنگيديد از طعنه زدن به دينتان دست بردارند، و وارد دين اسلام شوند. سپس با بيان صفت هايي که اين دشمنان دارند، مومنان را بر جنگيدن با آنها تحريک نمود، و فرمود:« أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ» آيا با گروهي نمي جنگيد که سوگندهايشان را شکستند و آهنگ بيرون کردن پيامبر را از مکه کردند؟ پيامبري که احترام و بزرگداشت او واجب بود؟ اما آنان خواستند او را از وطنش بيرون کنند، و آنچه را در  توان داشتند براي اين هدف به کار بردند، « وَهُم بَدَؤُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ» و ايشان نخستين بار آغازگر جنگ بودند و پيمان را شکستند. و ديگران را عليه شما ياري کردند. اين زماني بود که قريش با اينکه با مسلمين پيمان داشتند قبيله بني بکر را که هم پيمانشان بودند عليه قبيله خزاعه که از هم پيمانان پيامبر (ص) بودند، کمک کردند، و همراه با بني بکر عليه خزاعه جنگيدند. همانطور که اين موضوع به طور مشروح در سيره بيان شده است. « أَتَخْشَوْنَهُمْ» آيا از آنها مي ترسيد و با آنها نمي جنگيد؟!« فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤُمِنِينَ »پس اگر مومن هستيد خداوند سزاوارتر است که از او بترسيد. خداوند شما را دستور داده تا با آنها بجنگيد و بر اين موضوع بسيار تاکيد کرده است. پس اگر شما مومن هستيد از فرمان خدا اطاعت کنيد. و از آنها نترسيد و به سبب ترس از آنها دستور خدا را ترک ننماييد.
سپس به جنگيدن با آنها دستور داد، و فوايد جنگ با آنها را بيان نمود. و اين در واقع به مثابه تشويق و تحريک کردن مومنان براي جنگيدن با آنها است. پس فرمود:« قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ» با آنان بجنگيد تا  خداوند آنان را با دستان شما و به وسيله کشته شدنشان عذاب دهد. « وَيُخْزِهِمْ» و شما را بر آنان پيروز نمايد، و آنان را خوار بگرداند. آنها دشمنان شما هستند و بايد خوار شوند و براي رسيدن به اين هدف بايد تلاش نمود.
« وَيَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ» و شما را بر آنان پيروز مي گرداند. و اين وعده و مژده اي از جانب خدا بود که به آن وفا نمود. « وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ» و دلهاي گروه مومنان را شفا بخشد، و خشم دلهايشان را از بين ببرد، زيرا آنها چنان خشم و کينه اي از آنان در دل داشتند که پيکار با آنان شفابخش آن غمّ و غصه اي خواهد بود که در دلهاي مومنان است، زيرا دشمنان با خدا و پيامبرش مي جنگند و براي خاموش کردن نور خدا تلاش مي کنند. پس پيکار با آنها کينه و خشمي را که در دلهايشان است از بين مي برد، و اين بر محبت و دوستي خداوند نسبت به مومنان و توجه  خداوند به حالات آنها دلالت مي نمايد، تا جايي که خداوند شفا دادن دلهاي مومنان و از بين بردن خشمشان را از جمله اهداف و مقاصد شريعت قرار داده است.
سپس فرمود:« وَيَتُوبُ اللّهُ عَلَى مَن يَشَاء» و خداوند برحسب مشيت و خواست خويش، توبه هرکدام از آنهايي را که آنان را براي داخل شدن به اسلام توفيق داده، و  اسلام را در دل هايشان زيبا جلوه مي دهد و کفر و فسق و نافرماني را در انظار آنان ناپسند مي گرداند. « وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ» و خداوند دانا و حکيم است و هرچيزي را در جاي مناسب قرار مي دهد و هرکس را که شايسته ايمان آوردن باشد هدايت مي نمايد، و هرکس را که شايسته ايمان آوردن نباشد در گمراهي و عناد خودش باقي مي گذارد.أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُواْ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللّهِ وَلاَ رَسُولِهِ وَلاَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ؛ آيا پنداشته  ايد که  شما را به  حال  خود واگذاشته  اند بي  آنکه  خدا کساني ، از شما را که  جهاد مي  کنند و جز خدا و پيامبرش  و مؤمنان  را به  همرازي  نمي گزينند ، معلوم  دارد ? هر چند به  هر کاري  که  مي  کنيد آگاه  است.
خداوند متعال پس از اينکه بندگان مومنش را به جهاد فرمان داد، فرمود:« أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُواْ» آيا پنداشته ايد که به حال خودتان واگذار مي شويد، بدون اينکه آزمايش و امتحان شويد، راستگو و دروغگو مشخص گردد؟ « وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ» در حالي که هنوز خداوند کساني را از شما که جهاد کرده اند ندانسته است؟ دانستني که از حالت نهاني بالقوه به سوي خارج بالفعل بيرون آيد تا پاداش و سزا بر آن تحقق يابد. و کساني را که بداند که در راه او جهاد کرده اند. 
« وَلَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللّهِ وَلاَ رَسُولِهِ وَلاَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً» و به غير از خدا و پيامبر و مومنان و دوست نزديک و محرم اسراري براي خود نگرفته اند. يعني کسي را از کافران به دوستي نگرفته اند، بلکه خدا و پيامبر و مومنان را به دوستي مي گيرند. پس خداوند جهاد را مشروع نمود تا بدين وسيله هدف و مقصود بزرگ به دست ب