کس خواست کلام خدا را بشنود بايد او را پناه بدهند. و اين دليلي صريح بر صحت مذهب اهل سنت و جماعت است که مي گويند: قرآن کلام خدا است و مخلوق نمي باشد، چون خداوند آن را گفته است و به خود نسبت داده است، به مانند نسبت دادن صفت به موصوفش. و نيز دليلي بر باطل بودن مذهب معتزله و کساني است که از آنها پيروي  کرده و مي گويند: قرآن مخلوق است. و چه بسيار است دلايلي که بر باطل بودن اين گفته دلالت مي نمايد، اما در اينجا مجالي براي بيان آن نيست.كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِندَ اللّهِ وَعِندَ رَسُولِهِ إِلاَّ الَّذِينَ عَاهَدتُّمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُواْ لَكُمْ فَاسْتَقِيمُواْ لَهُمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ؛ چگونه  مشرکان  را با خدا و پيامبر او پيماني  باشد ? مگر آنهايي  که  نزد، مسجدالحرام  با ايشان  پيمان  بستيد  اگر بر سر پيمانشان  ايستادند ، بر سر پيمانتان  بايستيد  خدا پرهيزگاران  را دوست  دارد.
اين بيان حکمتي است که ايجاب مي نمايد تا خدا و پيامبرش از مشرکين بيزار باشند، پس فرمود:« كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِندَ اللّهِ وَعِندَ رَسُولِهِ» چگونه مشرکان نزد خدا و پيامبرش عهد و پيماني داشته باشند؟ آيا فريضه ايمان را انجام دادند يا از اذيت و آزار پيامبر خدا و مومنان دست کشيده اند؟ مگر آنان به جنگ با حق نپرداختند و باطل را ياري ننمودند؟! 
مگر آنان فساد را در زمين به راه نيانداختند؟! آري همه ي اين کارها را کردند. پس سزاوار است که خداوند از آنها اعلام برائت و بيزاري نمايد و نزد خدا و پيامبرش عهد و پيماني نداشته باشند. « إِلاَّ الَّذِينَ عَاهَدتُّمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ» مگر مشرکيني که با آنان در کنار مسجدالحرام پيمان بسته ايد. پس پيمان آنها به خصوص در آن مکانِ محترم داراي حرمت است و بايد رعايت شود. «  فَمَا اسْتَقَامُواْ لَكُمْ فَاسْتَقِيمُواْ لَهُمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ» پس تا زماني که در برابر عهد و پيماني که با شما بسته اند راست و وفادار باشند شما نيز نسبت بديشان راست و وفادار باشيد . همانا خداوند پرهيزگاران را دوست مي دارد.كَيْفَ وَإِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لاَ يَرْقُبُواْ فِيكُمْ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً يُرْضُونَكُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ؛ چگونه  پيماني  باشد که  اگر بر شما پيروز شوند به  هيچ  عهد و سوگند و، خويشاوندي  وفا نکنند ? به  زبان  خشنودتان  مي  سازند و در دل  سر مي  پيچند و بيشترين  عصيانگرانند.
اشْتَرَوْاْ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ آيات  خدا را به  بهاي  اندک  فروختند و از راه  خدا اعراض  کردند و  بدکاري کردند.
لاَ يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ؛ عهد و سوگند و خويشاوندي  هيچ  مؤمني  را رعايت  نمي  کنند و مردمي   تجاوزکارند.
فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛ پس  اگر توبه  کردند و نماز به  جاي  آوردند و زکات  دادند ، برادران   ديني شما هستند  ما آيات  خدا را براي  مردمي  که  از دانايي  برخوردارند  تفصيل  مي  دهيم.
«کَيفَ» چگونه مشرکان نزد خدا عهد و پيماني نداشته باشند! « وَإِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ» حال آنکه اگر بر شما سلطه يابند و غالب شوند، به شما رحم نمي کنند، « لاَ يَرْقُبُواْ فِيكُمْ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً» و هيچ حق خويشاوندي و پيماني را درباره شما رعايت نمي کنند، و از خدا نمي ترسند و بدترين عذاب را به شما مي رسانند. پس آنان اگر پيروز شوند اين گونه با شما برخورد خواهند کرد. بنابراين رفتاري که به هنگام ترس از شما در پيش مي گيرند شما را فريب ندهد، زيرا آنان « يُرْضُونَكُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ» شما را با زبانهايشان خشنود مي کنند، اما دلهايشان محبت و گرايشي نسبت به شما ندارد، بلکه آنان دشمنان حقيقي اندو به راستي از شما نفرت دارند« وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ» و بيشتر آنان فاسقند؛ نه دين دارند و نه جوانمردي. « اشْتَرَوْاْ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً» بهره ناچيز و فرومايه دنيا را بر ايمان آوردن به خدا و پيامبرش، و فرمان بردن از آيات خدا ترجيح دادند، « فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ» پس خودشان از راه خدا باز ماندند و ديگران را نيز از راه او باز داشتند، و به راستي آنان کار بسيار بدي مي کردند. « لاَ يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً» و به خاطر دشمني شان با ايمان و مومنان هيچ خويشاوندي و پيماني را در مورد مومنان رعايت نمي کنند.
پس آنچه باعث شده است که آنها با شما دشمني ورزند و نسبت به شما نفرت داشته باشند، ايمان است. پس ، از دينتان دفاع کنيد و آن را ياري نماييد، و هرکس که با دينتان دشمني کند او را دشمن بگيريد. و هرکس آن را ياري نمايد او را دوست خود بدانيد . و محور  دوستي و دشمني را دوستي و دشمني با دين قرار دهيد، و دوستي و دشمني را يک امر طبيعي به حساب نياوريد که هرجا دلتان خواست دوستي کنيد با دشمني نماييد. و از هواي نفس که به بدي فرمان مي دهد. پيروي نکنيد. بنابراين فرمود: « فَإِن تَابُواْ» اگر آنان از شرک خود توبه  کردند و به ايمان بازگشتند، « وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ» و نماز را برپاداشتند و زکات را پرداختند، پس برادران ديني شما مشرک بودنشان با آنان داشتيد به فراموشي بسپاريد، و بندگان مخلص خدا باشيد. و با اين کار بنده حقيقي خدا مي شويد.
پس از آنکه خداوند احکام مهمي را بيان نمود، و حکمت ها و فرمانهايي را بيان داشت، فرمود: « وَنُفَصِّلُ الآيَاتِ» و آيات را توضيح مي دهيم و مشخص مي کنيم، « لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ» براي گروهي که مي دانند. پس خطاب خدا متوجه دانايان است، چرا که آيات و احکام دين اسلام و قوانين آن توسط علما شناخته مي شود. بار خدايا! در سايه رحمت و بخشش و کرم و احسان خود ما را از گروهي بگردان که مي دانند و به آنچه مي دانند عمل مي کنند.وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ؛ اگر پس  از بستن  پيمان  ، سوگند خود شکستند و در دين  شما طعن  زدند ، با، پيشوايان  کفر قتال  کنيد که  ايشان  را رسم  سوگند نگه  داشتن  نيست  ، باشد  که  از کردار خود باز ايستند.
أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَؤُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُن