ه است و باطل به آن راهي ندارد، نه از جلو و نه از پشت سر. و به وسيله اين قرآن حجت بر هرکسي که قرآن به وي برسد اقامه مي شود، اما بيشتر مردم ايمان نمي آورند، و گرنه ، هرکس که به قرآن ايمان آورد، «هُدَي» قرآن براي او هدايتي است که وي را از گمراهي نجات مي دهد، « وَرَحمَةُ» و رحمتي است که او را از شقاوت و بدبختي نجات مي دهد، پس مومن با قرآن راه مي يابد، و از آن پيروي مي نمايد، و به وسيله قرآن در دنيا و آخرت خوشبخت مي گردد. و اما کسي که به آن ايمان نياورد، او گمراه و در دنيا و آخرت بدبخت است.أَوَكُلَّمَا عَاهَدُواْ عَهْداً نَّبَذَهُ فَرِيقٌ مِّنْهُم بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يُؤْمِنُون ، مگر نه این بود که هرگاه پیمانی بستند گروهی از آنان را دور انداختند؟ بلکه بیشتر آنها ایمان ندارند.
در این آیه پروردگار- جلّ جلاله- می خواهد به خاطر پیمانهای زیادی که آنان با خدا می بستند اما بدان عمل نمی کردند، ما را به تعجب وادارد. « کُلَّمَا» مفید تکرار است. یعنی هرگاه پیمانی را می بستند آنرا نقض می کردند. چرا؟ چون بیشتر آنها  ایمان نمی آورند، پس ایمان نیاوردن آنها باعث می شود تا پیمان ها را بشکنند. و اگر آنها صادقانه ایمان می آوردند مانند کسانی می شدند که خداوند در موردشان گفته است: « مِّنَ المُومِنیِنَ رِجَالُ صَدَقُوُا مَا عَهَدُوا اللَّه عَلَیه» از مومنان مردانی هستند که در پیمانی که با خدا بستند راست گفتند.وَإِذَا قُرِىءَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ؛ چون  قرآن  خوانند به  آن  گوش  فرا دهيد و خاموش  باشيد ، شايد مشمول  رحمت خدا شويد.
اين دستور عام است و هرکس را که کتاب خدا را بشنود در بر ميگيرد، و به  او دستور داده شده تا به قرآن گوش فرا دهد، و سکوت  اختيار کند.  فرق «انصات» و « استماع» اين است که « انصيات» به معني سکوت ظاهري ا ست، و ان با سخن نگفتن يا مشغول نشدن به آن مشغول مي سازد. اما « استماع» يعني اين که آدمي گوش  فرا دهد و حضور قلب داشته باشد، و در آنچه مي شنود بيانديشد. زيرا اگر انسان به هنگامي که کتاب خدا خوانده مي شود به اين دو چيز پايبند باشد، هم گوش فرا دهد و هم در آن بيانديشد به خير زياد و دانش فراوان و ايمان مستمر و تازه و هدايت افزون و بينش فراوان دست مي يازد. بنابراين خداوند حاصل شدن رحمت را به دنبال گوش  فرا دادن و سکوت کردن قرار داده است. پس اين دلالت مي نمايد که هرکس به هنگام قرائت قرآن به آن گوش ندهد و ساکت نشود، از رحمت خدا محروم مي گردد، و خير فراواني را از دست مي دهد. مهمترين چيزي که شنونده قرآن به آن دستور داده شده، اين است که در نماز جهري، وقتي که امام قرآن مي خواند، بايد گوش فرا بدهد و سکوت کند، زيرا او به سکوت کردن دستور داده شده است. حتي بيشتر علما مي گويند: سکوت در اين حالت از خواند سوره فاتحه و غيره بهتر است.وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ؛ پروردگارت  را در دل  خود به  تضرع  و ترس  ، بي  آنکه  صداي  خود بلند کني   ،هر صبح  و شام  ياد کن  و از غافلان  مباش.
إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ؛ هر آينه  آنان  که  در نزد پروردگار تو هستند از پرستش  او سر نمي  تابند  و تسبيحش  مي  گويند و برايش  سجده  مي  کنند.
ياد خدا با دل يا زبان انجام مي شود. و گاهي با هر دو. ذکر و يادي که با قلب و زبان انجام مي شود کاملترين حالات ذکر است، پس خداوند ابتدا بنده و پيامبرش محمد و سپس ديگران را به ذکر و ياد مخلصانه پروردگار در دل و در تنهايي دستور مي دهد. « تَضَرُّعَاَ» فروتنانه، انواع ذکرها را با زبانت تکرار کن، « وَخِيفَةَ» و بيمناکانه، به اين صورت که در قلب خود از خدا بترسي و با دلي هراسناک و با ترس از اينکه عملت  مورد قبول او واقع نشود به ذکر خدا بپرداز.و علمت ترس اين است که براي تکميل عمل و اصلاح آن در راستاي نصيحت ديگران و توصيه آنان به عمل صالح، سعي و تلاش نمايي.
« وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ» يعني متوسط و ميانه رو باش، نه صدايت را در نماز زياد بلند کن، و نه آن را زياد آهسته بخوان، بلکه ميان اين دو راهي برگزين.
« بَالغُذُوّ» صبحگاهان و اول روز، «وَالأَصَالِ» و در آخر روز، و ذکر و ياد خدا در اين دو وقت داراي آن چنان مزيت  و فضيلتي است که ديگر اوقات فاقد آنند. « وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ» و از زمره غافلان مباش، کساني که خداوند را فراموش کرده، و خداوند خودشان را از ياد خودشان برده است، و از خير دنيا و آخرت محروم شده اند، چرا که آنان از خدايي که سعادت و رستگاري در بندگي و ذکر اوست اعراض کرده، و به کسي روي آورده اند که شقاوت و ناکامي در مشغول شدن به  اوست. 
و اين از آدابي است که شايسته است بنده آن را آن گونه که شايسته است رعايت کند، و آن زياد کردن ذکر خدا در شب و روز است، به خصوص در دو سوي روز؛ اول و آخر آن، و بايد مخلصانه و فروتنانه و خاشعانه و آرام، و با قلب و زبان و ادب و متانت به ذکر خدا بپردازد، و با حضور قلب به ذکر و دعا روي آورد. و نبايد به هنگام ذکر و دعا غافل باشد، زيرا خداوند دعا را از قلب غافل و بي خبر نمي پذيرد.
سپس خداوند متعال بيان کرد او بندگاني دارد که همواره وي را عبادت  کرده و به خدمتش پايبند هستند، و آنان فرشتگان مي باشند، تا بدانيد که عبادت شما بر خدايي وي نمي افزايد، و عبادت شما افتخار و عزتي براي او به وجود نمي آورد، چرا که اگر او را عبادت نکنيد از مقام و منزلتش کاسته نمي شود، زيرا خداوند که شما را به عبادت خود دستور مي دهد، مي خواهد خودتان فايده ببريد، و چندين برابر عمل خود سود ببريد. پس خداوند فرمود:« إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ» آناني که نزد پروردگارت هستند، يعني فرشتگان مقرب و حاملان عرش و فرشتگان کروبي که نزد پروردگارت هستند، « لاَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ» از عبادت خدا تکبر مي ورزند، و خود را از اين عمل بالاتر و بزرگتر نمي دانند، بلکه به عبادت او تن مي دهند، و از دستورهاي پروردگارشان اطاعت مي کنند، « وَيُسَبِّحُونَهُ» و شب و روز او را به پاکي مي ستايند، و خسته نمي شوند. « وَلَهُ» و براي خداي يگانه که شريکي ندارد، « يَسْجُدُونَ» سجده مي کنند. پس بندگان بايد به اين فرشتگان بزرگوار اقتدا کنند، و بر عبادت و پرستش پادشاه دانا مداومت و مواظبت نمايند.
پايان تفسير سوره ي أعراف<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:543.xml">جزء 9 (آیه 1 الي 40)</a><a class="folder" href="w:html:559.xml">جزء 10 (آیه 41 الي 75)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:544.txt">آيه 4-1</a><a class="text" href="w:text:545.txt">آيه 8-5</a><a class="text" href="w:text:546.txt">آيه 14-9</a><a class="text" href="w:text:547.txt">آيه 16-15</a><a class="text" href="w:text:548.txt">آيه 19-17</a><a class="text" href="w:text:549.txt">آيه 23-20</a><a class="text" href="w