برت آموز که صادق و کاذب به وسيله آن مشخص مي شود، اما آنها حقيقت تو را نمي بينند، و آنچه را از زيبايي و کمال و صداقت که در وجود تو مي باشد، مشاهده نمي کنند.خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ؛ عفو را پيشه  کن  و به  نيکي  فرمان  ده  و از جاهلان  اعراض  کن.
اين آيه اخلاق و رفتار خوب و آنچه که شايسته است طبق آن با مردم رفتار شود،را در برگرفته است.پس شايسته است که مسلمان با مردم آسان گيري کند، يعني اخلاق و اعمالي را از آنان بپذيرد که انجام دادن آن نزدشان سهل و آسان است. و در تعامل با آنان روشي ساده و آسان در پيش بگيرد. پس مردم را  به آنچه که طبيعتشان با آن سازگار نيست مکلف نکند، بلکه در مقابل هر رفتار و گفتار خوبي آنان را سپاس گويد. و هنگامي که کوتاهي و تقصيري از آنان سر زد، از کوتاهي و تقصير  آنها چشم پوشي نمايد، و بر کودکان به خاطر سن و سال کمشان تکبر نورزد، و در مقابل کسي که فقير و يا عقلش ناقص است، به خاطر همه به مهرباني رفتار نمايد، و با همه به مقتضاي حالشان برخورد کند، آنگاه آغوش مردم براي او باز مي شود. « وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ» و به سخن خوب و کار زيبا و اخلاق و رفتار نيک به دور و نزديک فرمان بده. پس آنچه از تو به مردم مي رسد يا بايد تعليم علم باشد، يا تحريک و تشويق کردن بر انجام کار خوب از قبيل برقرار ساختن پيوند خويشاوندي، نيکي به پدر و مادر ، اصلاح بين مردم و نصيحت مفيد نظر درست، همکاري بر کار نيک و پرهيزگاري، بازداشتن از کار زشت، و راهنمايي کردن به تحصيل منافع ديني و دنيوي.
و از آنجا که حتما جاهلان به اذيت و آزار شما اقدام مي کنند خداوند دستور داده است که با چشم پوشي و روي گرداني با آنان برخورد شود، و با کسي که از شما روي گردانده است، به سبب جهالتش با وي برخورد جاهلانه نکنيد.
پس هرکس با سخن و کارش تو را مورد ا ذيت قرار داد، تو به او اذيت و آزار مرسان، و هرکس تو را محروم کرد،  او را محروم مگردانف و پيوند و رابطه خويشاوندي را با وي برقرار بدار، و هرکس بر تو ستم کرد، تو در مورد او عدالت را رعايت کن. و روشي که شايسته است  انسان مسلمان با شياطين انس و جن در پيش گيرد اين است که خداوند متعال مي فرمايد: وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛ و اگر از جانب شيطان وسوسه اي به تو رسد، پس به خدا پناه ببرد، همان او شنواي داناست.
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ؛ کساني  که  پرهيزگاري  مي  کنند چون  از شيطان  وسوسه  اي  به  آنها برسد ، خدا  را ياد مي  کنند ، زيرا مردمي  صاحب  بصيرتند.
وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لاَ يُقْصِرُونَ؛ و برادرانشان  ايشان  را به  ضلالت  مي  کشند و از عمل  خويش  باز نمي  ايستند.
هر وقت و در هر حالي که شيطان تو را وسوسه کرد، « يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ» و احساس کردي که شيطان در دل تو وسوسه کرده، و تو را از کار خير باز مي دارد، يا بر انجام کار بد تحريک مي کند، و ترا به آن کمک مي نمايد، « فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ» پس به خدا پناه ببر، و به ريسمان خدا چنگ بزن و خون را در حمايت او قرار بده، « إِنَّهُ سَمِيعٌ» چرا که او آنچه را مي گويي، مي شنود، « عَلِيمُ» و به نيت و ناتواني و پناه بردن تو به او آگاه و داناست، و تو را از فتنه شيطان حمايت خواهد کرد، و تو را از وسوسه او محافظت مي نمايد. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« قُل أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ» تا آخر سوره. و از آنجا که به ناچار انسان دچار غفلت مي شود، و شيطان همواره مراقب اوست، و منتظر غفلت وي مي باشد تا به او ضربه بزند،خداوند پرهيزگاران را از گمراهان جدا کرده و مي فرمايد: پرهيزگار هرگاه احساس گناه کند، و وسوسه اي از شيطان به او برسد، و مرتکب کار حرامي شود، و يا کار واجبي را ترک نمايد، به ياد مي آورد که از چه راهي به اينجا کشانده شده و شيطان از چه راهي بر او وارد شده است. و آنچه را که خداوند بر او واجب نموده و آنچه را که لوازم ايمان است به ياد مي آرود، پس بصيرت خويش را به دست آورده و از خداوند متعال طلب آمرزش مي نمايد، و آنچه را که از دست داده است با  توبه قطعي و نيکي هاي زياد جبران مي کند. پس چنين کسي شيطان را ناکام و حسرت زده بر مي گرداند، در حالي که تمامي آنچه را که شيطان در دل او وجود آورده و به آن دست يافته بود به هم زده و خراب مي کند.
اما برادران شيطان و دوستانش وقتي که مرتکب گناه شوند، همواره شيطان آنها را در گناه پيش مي برد، به گونه اي که پس از ارتکاب يک گناه مرتکب گناه ديگري مي شوند، و از انجام گناه باز نمي آيند. پس شيطان فقط به گمراه کردن آنان اکتفا نمي کند، چون وقتي که آنها را مطيع خود مي بيند ، به آنها اميد و طمع بيشتري مي بندد، و آنها از انجام کار بد باز نمي آيند.وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآيَةٍ قَالُواْ لَوْلاَ اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يِوحَى إِلَيَّ مِن رَّبِّي هَـذَا بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ؛ چون  آيه  اي  برايشان  نياوري  ، گويند : چرا از خود چيزي  نمي  گويي  ? بگو، : من  پيرو چيزي  هستم  که  از پروردگارم  به  من  وحي  مي  شود  و اين  حجتهايي   است  از جانب  پروردگارتان  و رهنمود و رحمت  است  براي  مردمي  که  ايمان   مي  آورند.
کساني که تو را تکذيب مي کنند همواره در سرسختي و کينه توزي به سر مي برند ، گرچه آيات و نشانه هايي پيش آنان بيايد که بر هدايت دلالت مي نمايند. پس هرچند که نشانه ها و معجزاتي را پيش آنها بياوري که بر راستگويي تو دلالت مي نمايد، از تو اطاعت نمي کنند. « وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآيَةٍ» و اگر معجزات و  دلايلي را که پيشنهاد مي کنند برايشان نياوري، « قَالُواْ لَوْلاَ اجْتَبَيْتَهَا» مي گويند: چرا آن را با خود بر نگزيدي و از طرف خود نساختي. چرا فلان آيه و فلان معجزه را نمي آوري؟ انگار تو آيه ها و معجزات را فرو مي فرستي و به تدبير امور مخلوقات مي پردازي، و آنها نمي دانند که هيچ کاري در دست تو نيست. يا  معني آن چنين است: کاش آن را از نزد خودت اختراع مي کردي! 
« قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يِوحَى إِلَيَّ مِن رَّبِّي» بگو: من  فقط از آنچه که از جانب پروردگارم به من وحي مي شود پيروي مي کنم، پس من بنده اي پيرو هستم، و تحت تدبير خدا مي باشم، و خداوند نشانه ها و آيات را براساس بزرگواري و حکمت خود نازل مي کند. و اگر نشانه و معجزه اي مي خواهيد که در گذر زمان از بين نرود، و دليلي مي خواهيد که در هيچ زماني باطل نگردد، « هَذَا» اين قرآن بزرگ و اين پند حکيم، « بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ» بصيرت و بينشي از جانب پروردگارتان است که به وسيله آن به همه مطالب الهي و مقاصد انساني راهياب مي شويد. پس هرکس در قرآن بيانديشد، مي داند که از جانب خداوند حکيم نازل شد