يگران در آن خير و خوبي است چرا كه از آن ميخورند، و آن را صدقه ميدهند، و از آن استفاده ميبرند، و پاداش و مزد [خدا] به آنان ميرسد. فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا پس به هنگام سربريدن و ذبح، نام خدا را بر آنها ببريد. يعني «بسمالله» بگوييد و آنها را ذبح كنيد. صَوَافَّ يعني در حالي كه بر پا ايستاده باشند، سپس پاي چپ آن بسته شده و گردنش بريده ميشود.
فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا و هنگامي كه آن را بر زمين و به پهلو مياندازيد در اين وقت براي خوردن آماده شده است. فَكُلُوا و اين خطاب به قرباني كننده است. پس براي او جايز است كه از آن بخورد َأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ و از گوشت آن به فقيري كه گدايي نميكند و از روي قناعت و استغنا چيزي را طلب نمينمايد، بدهيد، و او را بخورانيدو به فقير گدا پيشه كه سؤال ميكند نيز بخورانيد، پس هر يك از اينها در آن حق دارند.
كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ اين گونه شتران را رام و مطيع شما كردهايم تا پروردگارتان را سپاسگذار باشيد كه آنها را برايتان رام و فرمانبر كرده است. و اگر خداوند شتران را مطيع شما نميكرد دست شما به آنها نميرسيد، آما خداوند آنها را برايتان رامكرده است، چون نسبت به شما مهربان است، و تا به شما احسان نمايد. پس او را ستايش كنيد.
 لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا هرگز گوشتها و خونهاي قربانيان به خداوند نميرسد. يعني منظور از قرباني فقط ذبح كردن آن نيست. و از خونها و گوشتهايشان چيزي به خداوند نميرسد، چون خداوند بينياز و ستوده است، تنها چيزي كه به او ميرسد اخلاص شما و چشم اميد داشتن به پاداش و نيت درست شماست. بنابر اين فرمود: وَلَكِن يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنكُمْ بلكه پرهيزگاريتان به او ميرسد در اينجا به اخلاص در قرباني كردن، و اينكه هدف از آن بايد فقط جلب رضاي خداوند باشد، و نبايد به خاطر ريا و شهرت يا به عنوان يك عادت ذبح شود، فرمان شده است، و ساير عبادتها اگر خالصانه و بر مبناي پرهيزگاري صورت نگيرند پوچ و بيمغز خواهند بود، و تبديل به جسمي ميشوند كه روحي در آن نيست. كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ اينگونه خداوند آنها را برايتان رام و مطيع نموده تا خداوند را به خاطر اينكه شما را هدايت كرده است بزرگ داريد، چون سزاوار كاملترين و بزرگترين ستايش و بالاترين بزرگداشت است.
وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ و نيكوكاران را مژده بده، آنهايي كه عبادت خداوند را به نيكويي انجام ميدهند؛ به اين صورت كه او را طوري ميپرستند انگار كه او را ميبينن، و اگر نماز و ساير عبادتهايشان در اين سطح نباشد، بايد او را طوري عبادت نمايند كه به وقت عبادت خود چنين باور دشاته باشند كه خداوند از حال آنها آگاه است و آنان را ميبيند. و آنهايي كه با تمام وجود با بندگان خداوند نيكوكاري ميكنند و با مال و دانش و مقام و خيرخواهي و امر به معروف و نهي از منكر و سخن خوب و ... نيكي ميكنند، نيكوكاران را از جانب خداوند به سعادت دنيا و آخرت مژده باد، و خداوند با آنها نيكي خواهد كرد. همانگونه كه آنها به نيكويي او را عبادت نمودند با بندگان نيكي كردند. هل جزاء الاحسن الا الاحسن آيا پاداش نيكي جز نيكي است؟! للذين احسنو الحسني وزياده براي كساني كه نيكويي نمودند پاداش نيك، و افزون بر آن است.إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ به راستي خداوند از مؤمنان دفاع ميكند، چرا كه خداوند هيچ خيانت پيشة كافري را دوست نميدارد.
در اينجا پروردگار به مؤمنان خبر داده و به آنان نويد ميدهد كه هر چيز ناپسندي را از آنها دور ميكند، و شر كافران و وسوسة شيطان و شر نفس خودشان و بديهاي اعمالشان را به سبب ايمانشان از آنها دور مينمايد و به هنگام فرود آمدن مشكلاتي كه توان تحملش را ندارند بارشان را سبك ميكند. هر مومني به اندازة ايمانش از اين دفاع و فضيلت برخوردار است، پس بهرة برخي زياد است و بهرة برخي اندك ميباشد. 
إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ بدون شك خداوند هيچ خيانت پيشهاي را دوست ندارد، آن كس كه در امانتي كه خداوند بر دوش او گذاشته است خيانت مينمايد. يعني حقوق خداوند را كه بر اوست انجام نميدهد و به آن خيانت نموده و به مردم نيز خيانت ميكند، و خداوند چنين كسي ار دوست نميدارد. كَفُور خيانت پيشة ناسپاس كه سپاس نعمتهاي خداوند را به جاي نميآورد. خداوند بر او احسان و نعمت پي در پي فرو ميريزد اما او همواره ناسپاسي ميكند و گناه انجام ميدهد. بلكه بر او خشمگين و از او ناخشنود است، و به زودي او را به خاطر ناسپاسي و خيانتش مجازات خواهد كرد. مفهوم آيه اين است كه خداوند هر امانتداري كه امانتش را حفظ نمايد و سپاس پروردگارش را به جاي آورد، دوست ميدارد. أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ به كساني كه از روي ستم [با آنان جنگ ميشود اجازة [جهاد] داده شده و خداوند تواناست بر اينكه ايشان را پيروز گرداند.
الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ همان كساني كه از سرزمينشان به ناحق، بلكه از آن روي كه ميگفتند:«خداوند پروردگار ماست» بيرون رانده شدند، اگر خداوند بعضي از مردم را به وسيله بعضي [ديگر] دفع نميكرد صومعهها و كليساها و كنيسهها ومسجدهايي كه در آنها خدا بسيار ياد ميشود، ويران ميشدند، .و به راستي خداوند كسي كه او را ياري دهد ياري ميكند، همانا خداوند نيرومند و چيره است.
الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ كساني كه اگر در زمين آنها را قدرت ببخشيم نماز را برپاي ميدارند و زكات [اموال] را ميپردازند و به كار خوب فرمان ميدهند و از كار زشت باز ميدارند، و سرانجام كارها به خدا باز ميگردد.
براساس حكمت الهي، جنگيدن با كافران در آغاز اسلام براي مسلمانها ممنوع بود، و آنها دستور داده شده بودند تا شكيبايي ورزند. وقتي كه به مدينه هجرت كردند و مورد آزار و اذيت قرار گرفتند، و داراي قدرت و توان گشتند به آنها اجازه داده شد تا جنگ كنند، چنان كه خداوند متعال فرموده است:أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ به كساني كه با آنان جنگ ميشود اجازة جهاد داده شده است. از اين فهميده ميشود كه پيشتر جنگيدن برايشان ممنوع بود، پس خداوند به آنها اجازه داد تا با كساني بجنگد كه با آنها ميجنگند و