 مردم را به سوي آن دعوت مي کند بنگرند، و اينکه از کاملترين صفات برخوردار است. و جز کاملترين  اخلاق در او نيست، و عقل و نظرش از عقل و راي همه جهانيان بالاتر است، و او جز به خوبي فرا نمي خواند، و جز از بدي باز نمي دارد.
پس اي خردمندان! آيا چنين فردي ديوانه است؟! يا اين که او پيشواي بزرگ، و نصيحت کننده آشکار، و بخشنده بزرگوار و دلسوز و مهربان است؟! بنابراين،« إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذِيرٌ مُّبِينٌ» او تنها بيم دهنده اي آشکار است؛ مردم را به سوي آنچه که آنان را از عذاب نجات مي دهد، و پاداش را براي آنان محقق مي دارد، دعوت مي کند.
« أَوَلَمْ يَنظُرُواْ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ» آيا در ملکوت آسمانها و زمين نمي نگرند؟ پس آنان وقتي که به آن بنگرند دلايلي بر يگانگي پروردگارشان خواهند يافت که بر صفات کمال او دلالت مي نمايند. « وَ» نيز بايد به همه ، « َمَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَيْءٍ» آنچه خدا آفريده است بنگرند. زيرا تمامي اجزاي جهان  بزرگترين دليل بر علم خدا و قدرت و حکمت و گستردگي رحمت و احسان و نفوذِ مشيت و خواست او و ديگر صفات عظيمي که بيانگر آن است خداوند در «خلق» و «تدبير» منفرد است، و اين ايجاب مي نمايد که تنها او معبود شايسته و پسنديده باشد، و پاک و منزه و يگانه دانسته شود، و تنها دوستي و محبت او در دلها جاي بگيرد.
« وَأَنْ عَسَى أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ» و بايد به حال خود بنگرند و قبل از اينکه اجلشان نزديک شود و مرگِ ناگهان در حالي که آنها در غفلت به سر مي برند و روي گردان هستند آنها را فرا بگيرد به خويشتن نظري بيافکنند. پس اگر مرگ فرا رسد نمي توانند آنچه را که در گذشته از دست داده  اند جبران نمايند. « فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ» پس اگر به اين کتاب بزرگ ايمان نياورند به چه سخني  ايمان مي آورند؟! آيا به کتاب هاي دروغين گمراه کننده ايمان مي آورند؟ يا به سخن هر دروغ پرداز و افترا کننده اي ؟!
و براي گمراه هيچ راه هدايتي نيست . بنابراين خداوند متعال فرمود:« مَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلاَ هَادِيَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ» و خدا هرکسرا گمراه سازد هدايت کننده اي ندارد، و آنان را در گمراهي شان سرگشته رها مي کند. يعني در حالت حيران و تردد آنها را به حال خود رها مي کند. پس، از سرکشي شان بيرون نمي آيند، و به حق راه نمي يابند.يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي لاَ يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللّهِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ ؛ در باره  قيامت  از تو مي  پرسند که  چه  وقت  فرا مي  رسد  بگو : علم  آن   نزد پروردگار من  است   تنها اوست  که  چون  زمانش  فرا رسد آشکارش  مي   سازد فرا رسيدن  آن  بر آسمانيان  و زمينيان  پوشيده  است  ، جز به  ناگهان   بر شمانيايد  چنان  از تو مي  پرسند که  گويي  تو از آن  آگاهي   بگو : علم   آن  نزدخداست  ولي  بيشتر مردم  نمي  دانند.
قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ؛ بگو : من  مالک  سود و زيان  خود نيستم  ، مگر آنچه  خدا بخواهد  و اگر، علم غيب  مي  دانستم  بر خير خود بسي  مي  افزودم  و هيچ  شري  به  من  نمي  رسيد  من کسي  جز بيم  دهنده  و مژده  دهنده  اي  براي  مؤمنان  نيستم.
خداوند متعا ل به پيامبرش محمد (ص) مي فرمايد:« يَسْأَلُونَكَ» تکذيب کنندگان کلّه شق و سرسخت ، تو را« عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا» از قيامت مي پرسند، که چه وقت قيامت مي آيد و مردم را فرا ميگيرد؟ 
« قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي» بگو: تنها پروردگارم به آن آگاه است. يعني اطلاع از آن مختص خداوند تعالي است. « لاَ يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ» کسي جز خدا آن را در وقت معيني که براي برپايي آن در نظر گرفته شده است، پديدار نمي سازد. « ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ» اطلاع از آن بر اهل آسمانها و زمين پوشيده است، و احوالات قيامت بر آنان دشوار است و از آن مي ترسند.
« لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً» ناگهان از راهي که نمي دانيد و براي آن آمادگي نداريد به سراغتان مي آيد. « يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا» آنها حريص اند تا درباره قيامت از تو بپرسند، گويا تو به شدّت در پي آني که از زمان وقوع آن خبر حاصل کني، و نمي دانند که تو به خاطر  کمال شناختي که نسبت به پروردگارت داري، و به خاطر اينکه مي داني سوال از چه چيزهايي سود و منفعت دارد، به سوال کردن در مورد آن توجه نمي کني، و بر اين امر حريص نيستي. پس چرا به شما اقتدا نمي کنند و از اين اصرار و الحاح در مورد پرسش از آن دست بر نمي دارند؟! زيرا زمان وقوع قيامت را هيچ پيامبر و فرشته مقربي نمي داند، و اين از اموري است که خداوند آن را به خاطر  کمال حکمت و گستردگي علم و آگاهي اش بر مردم پوشيده نگاه داشته است.
« قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللّهِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ» بگو: فقط خداوند از آن آگاه است، اما بيشتر مردم نمي دانند. بنابراين بر دانستن چيزي حريص هستند که شايسته نيست بر آن حرص بورزند. بويژه اينها پرسش از چيزهاي مهمتر را ترک مي نمايند، و آنچه را که دانستنش واجب است رها مي کنند، سپس به چيزي روي مي آورند که هيچ کس نمي تواند آن را بداند و دريابد، و از آنان نيز خواسته نشده است که آن را بدانند.
« قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا» بگو: من مالک سود و زياني براي خود نيستم، بلکه فقير و نيازمند و تحت تدبير خدا هستم، هيچ خوبي و خيري به من نمي رسد مگر از جانب خدا، و شرّرا جز او از من دور نمي کند و من هيچ علم و آگاهي  ندارم جز آنچه خدا به من آموخته است. « وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ» واگر غيب مي دانستم اسبابي را فراهم مي آوردم که براي من منافع و مصالحي فراوان به بار آورد، و از هر آنچه که به بدي و ناگواري منجر مي شود پرهيز مي کردم، چون در آن حالت به عواقب و سرانجام امور آگاه مي کشتم، ولي چون اطلاعي از غيب ندارم، بدي و بلا به من مي رسد، و بسياري از منافع دنيا را از دست مي دهم. پس اين بيانگر آن است که من غيب نمي دانم.
« إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ» من  فقط بيم دهنده اي هستم که مردم را از عقوبت هاي ديني و دنيوي و اخروي مي ترسانم، و کارهايي را که منجر به عقوبت هاي دنيوي واخروي مي شود بيان مي کنم و مردم را از آن برحذر مي دارم. « وَبَشِيرُ» و  فقط مژده دهنده به پاداش دنيا و قيا