تيم  و بيشترين  را جز نافرمانان  نديديم.
خداوند متعال با تذکر به امت هايي که پس از امتهايي هلاک شده گذشته آمده اند، مي گويد:« أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الأَرْضَ مِن بَعْدِ أَهْلِهَا أَن لَّوْ نَشَاء أَصَبْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ» آيا براي امت ها و ملت هايي که پس از گذشتگانِ گناهکار و هلاک شده خود وارث زمين گشتند، سپس اعمالي شبيه اعمال آن قوم هلاک شده انجام دادند روشن نشده است که اگر خدا بخواهد آنان را به سبب گناهانشان دچار مصيب مي نمايد؟ زيرا اين، سنت و روش جاري خدا در ميان پيشينيان و پسينيان است.
« وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَسْمَعُونَ» يعني وقتي که خداوند آنها را آگاه ساخت اما آگاه نشدند، و آنان را تذکر داد ولي پند نگرفتند و يادآور نشدند، و آنان را با دلايل و عبترها راهنماي کرد اما هدايت نيافته و راه نيافتند، پس خداوند آنها را مجازات مي نمايد و بر دلهايشان مهر مي زند، و زنگ و چرک بر دلهايشان انباشته مي شود، تا اينکه دلهايشان سفت و محکم گشته و حق وارد آن نمي شود، و هيچ خير و خوبي به آن نمي رسد، و چيزهايي را که به سودشان است نمي شنوند، و چيزي را مي شنوند که حجّت را بر آنان اقامه مي کند.
« تِلْكَ الْقُرَى» اين آبادي هايي که پيش تر ذکر آن گذشت، « نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَآئِهَا» بخشي از اخبار آن را براي تو بيان مي کنم، اخباري که عبرت گيرندگان از آن عبرت مي گيرند، و باعث مي شود که ستمکاران از ستم خويش بازآيند. و اين اخبار، پندي است براي پرهيزگاران .
« وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ» و به درستي که پيامبرانشان به نزد اين تکذيب کنندگان آمدند تا آنان را به سوي چيزي فرا خوانند که سعادتشان در آن بود، و خداوند اين پيامبران را با معجزات آشکار و دلايلي که حق را به طور کامل بيان مي کرد، تائيد نمود، اما سودي به آنها نرساند و فايده اي برايشان نداشت، و آنان را از هيچ چيزي بي نياز نکرد، « فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ مِن قَبْلُ» اما آنان چيزي را که قبلا تکذيب کردند بدان ايمان نياوردند. يعني به سبب اينکه در همان ابتداي کار حق را تکذيب  کردند و آن را رد نمودند خداوند آنها را به سوي ايمان هدايت نکرد. و اين پاداش آنان بر تکذيب و رد کردن حق بود. همان طور که پروردگار متعال فرموده است:« وَنُقَلِبُ أَفِئدَتَهُم وَأَبصَرَهُم کَمَا لَم يومِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةِ وَنَذَرُهُم فِي طُغينِهمِ يعمَهُونَ» و دلها و چشم هايشان را دگرگون مي کنيم، همانطور که نخستين بار به آن ايمان نياوردند، و آنان را در گمراهي شان سرگشته رها مي کنيم. « كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللّهُ عَلَىَ قُلُوبِ الْكَافِرِينَ» اين گونه خداوند بر دلهاي کافران مهر مي نهد، و اين سزا و کيفري است از جانب خدا. و خداوند بر آنها ستم نکرده است، بلکه آنان  خود بر خويشتن ستم کردند. 
« وَمَا وَجَدْنَا لأَكْثَرِهِم مِّنْ عَهْدٍ» و بيشتر امتهايي را که پيامبراني به سوي آنها فرستاده شد، وفادار ِ به عهد نيافتيم. يعني پايدار و پايبند نبودند، و به وصيت الهي که همه جهانيان را بدان سفارش نمود، و از دستوراتي که خداوند بر زبان پيامبران به سوي آنان فرستاده بود اطاعت نکردند. « وَإِن وَجَدْنَا أَكْثَرَهُمْ لَفَاسِقِينَ» بلکه بيشترشان را نافرمان و فاسق يافتيم. يعني از اطاعت خدا بيرون رفته و سرپيچي کردند، و از هوي و  هوس خود پيروي نمودند. پس خداوند بندگان را با فرستادن پيامبران و نازل کردن کتابهايش مورد آزمايش قرار داده و آنان را دستور داده است تا از پيمان و رهنمود او پيروي کنند، پس جز تعداد اندکي از مردم که خداوند قبل از همه سعادت را به آنان داده است، از فرمان او اطاعت نکردند، بلکه بيشتر مردم از هدايت او روي گردانند و در مقابل آنچه پيامبران آورده اند تکبر ورزيده و سر بر مي تابند. پس خداوند عذابهاي گوناگوني را بر آنان فرود مي آورد.ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَى بِآيَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَظَلَمُواْ بِهَا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ؛ بعد از آنها موسي  را با آياتمان  بر فرعون  و قومش  مبعوث  داشتيم   به   خلافش  برخاستند  اينک  بنگر که  عاقبت  مفسدان  چگونه  بوده  است.
وَقَالَ مُوسَى يَا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ؛ موسي  گفت  : اي  فرعون  ، من  پيامبري  از جانب  پروردگار عالميانم.
بعد از اين پيامبران، موسي کليم و پيشواي پيامبران بزرگوار را به سوي قومي سرکش و متجاوز، فرعون و اطرافيان و اشراف سرکشش فرستاديم، و موسي دلايل و نشانه ها و معجزات بزرگي را به آنا نشان داد که نظير آن مشاهده نشده است.« فَظَلَمُواْ بِهَا» اما بدان ستم ورزيدند، به اين صورت که تسليم حق نشدند و از آن فرمان نبردند، و هرکس از آن فرمان نبرد ستمکار است. آنان تکبر ورزيده و خود را از پذيرفتن آن بالاتر دانستند. « فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ» پس بنگر که سرانجام فساد کنندگان چگونه بوده است؟!
بنگر که چگونه خداوند آنها را هلاک و نابود نمود و نفرين و مذمت و نکوهش دنيا و آخرت را بهره آنان قرار داد؟ چه بد است عذاب خدا و لعنت دنيا و آخرت که براي آنان فراهم آمده است! اين خلاصه اي است که آن را اين گونه توضيح داده و مي فرمايد:« وَقَالَ مُوسَى» و موسي وقتي که به نزد فرعون آمد او را به سوي ايمان فرا خواند و گفت:« يَا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ» يعني من فرستاده اي از جانب فرستنده اي بزرگوار هستم، و او پروردگار جهانيان است، و ربوبيت او عالم بالا و پايين را در برگرفته  است. مربي همه آفريده هايش است و با تدابير خود به پرورش آنان مي پردازد. از جمله تدابيرش اين است که آنها را بيهوده و بي هدف رها نمي کند، بلکه پيامبران را به عنوان مژده دهنده و بيم دهنده به سوي آنان مي فرستد. و او کسي است که هيچ فردي نمي تواند بر وي جرات نموده و ادعا کند که خدا او را فرستاده است در حالي که خدا او را نفرستاده باشد. پس وقتي که خداوند اين گونه است، و مرا براي رسالت خويش برگزيده است، بر او دروغ نبسته و به جز حق چيزي را به او نسبت ندهم. زيرا اگر غير از آن را بگويم مرا سزا خواهد داد، و به شدت گريبانم را خواهد گرفت. بنابراين مي بايست آنها فرمان برند و از موسي پيروي کنند، به ويژه اين که دليل روشني از جانب خدا پيش آنها آمده است که بر صحت ادعاهاي  او دلالت مي نمود. 
پس بر آنها واجب بود تا به مقصود و منظور رسالت او عمل کنند، و رسالت وي دو هدف و منظور بزرگ را دنبال مي کرد؛ ايمان آوردن به خدا و پيروي کردنشان از او، و فرستادن نبي خدا و پيروي  کردنشان از او، و فرستادن نبي اسرائيل به همراه وي؛ ملتي که خداوند آنان را بر جهانيان برتري داده بود، چرا که فرزندان پيامبران، و از دودمان يعقوب عليه السلام بودند که موسي عليه السلام يکي از آنها بود.حَقِ