َسْطَةً» قدرت و بزرگي جسم شما را از ديگر مردمان بيشتر کرده است. « فَاذْكُرُواْ آلاء اللّهِ» پس نعمت هايي گسترده و پي در پي او را به ياد آوريد. « لَعَلَّکُم» باشد که با به جاي آوردن شکر نعمت و ادا کردن حق آن، « تُفْلِحُونَ» به خواسته هايتان دست يازيد و از امر ناگوار و نامطلوب نجات پيدا کنيد. پس هود براي آنها موعظه کرد و آنان را پند  داد، و به توحيد و يکتاپرستي امر نمود، و براي آنها بيان کرد که خيرخواه و  اندرزگويي امين براي آنان است. و آنان را برحذر داشت که خداوند آنها را به عذاب گرفتار کند، همانطور کساني را که پيش از آنها بودند به عذاب خويش گرفتار کرد. و نعمتهايي را که خداوند به آنها ارزاني نهموده و روزي فراواني را که به سوي آنان سرازير کرده بود به آنان يادآور شد، اما فرمان نبردند و دعوت او را نپذيرفتند.
« قَالُواْ» با تعجب از دعوت هود، و در حالي که او را مطلع ساختند که محال است از  او  اطاعت کنند، گفتند:« أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللّهَ وَحْدَهُ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا» آيا پيش ما آمده اي تا تنها خدا را بپرستيم و آنچه را که پدران ما مي پرستيدند رها کنيم؟
خداوند خوار و شرمسارشان کند! آنان چيزي را که واجب ترينِ واجبات و کامل ترينِ آن است در رديف چيزي قرار دادند که در آن به مخالفت راه و برنامه اي نمي پردازند که پدران و نياکان خود را بر آن يافتند. پس شرک و پرستش بت ها را که پدرانِ گمراه خود را بر آن يافته بودند بر توحيد و يگانگي خدا ترجيح دادند و پيامبران را تکذيب کردند و گفتند:« فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ» پس آنچه را که به ما وعده مي دهي برايمان بياور اگر تو از راستگوياني! و آنان با اين درخواست نابودي خويش را طلب  کردند.
« قَالَ» هود عليه السلام به آنان گفت:« قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ» عذاب و  خشم بزرگي از جانب پروردگارتان بر شما واقع شد. يعني حتما واقع مي شود. زيرا اسباب آن فراهم شده و وقت و زمان هلاکت فرا رسيده است.
« أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَآؤكُم» چگونه با من در مورد چيزهايي مجادله مي کنيد که حقيقت ندارند؟ و چگونه در مورد بت هايي با من مجادله مي کنيد که آن را خدا ناميده ايد، و هيچ چيزي حتي به اندازه ي ذره اي از صفات الوهيت و خدايي در آن بت ها وجود ندارد؟
« مَّا نَزَّلَ اللّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ» خداوند در  تاييد اين قضيه دليلي نفرستاده است ، زيرا اگر آن درست بود خداوند برصحت آن دليلي فرو مي فرستاد. پس اين دليلي است بر باطل بودن اين ادعا، زيرا هيچ مساله اي نيست به ويژه در امور بزرگ و کلان مگر اينکه خداوند در مورد آن دلايلي بيان کرده که در سايه آن، مساله بر کسي پوشيده نمي ماند.
« فَانتَظِرُواْ» پس منتظر عذابي باشيد که من شما را بدان وعده داده ام، « إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ» همانا من همراه شما از منتظران هستم. و ميان اين دو انتظار فرق  است، انتظار کشيدن کسي که از واقع شدن عذاب مي ترسد، و انتظار کشيدن کسي که از خدا چشم پاداش و ياري دارد. بنابراين خداوند ميان دو گروه قصاوت کرد و اين موضوع را فيصله داد. پس فرمود:« فَأَنجَيْنَاهُ» يعني هود را نجات داديم، « وَالَّذِينَ» و آنان که ايمان آوردند« مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا» همراه با او به رحمتي از جانب ما.
آنان همان کساني بودند که خداوند به سوي ايمان هدايتشان کرد و ايمان آنان را سببي براي نيل آنها به رحمت خويش قرار داد. پس آنان را به سبب رحمت خويش نجات داد. « وَقَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا» و بوسيله عذاب سختي که هيچ کس از آنان را باقي نگذاشت آنها را ريشه کن نموديم و نابودشان کرديم و خداوند طوفان و تند باد شديدي را برآنها مسلط نمود، که با هر چيزي برخورد مي کرد آن را چون استخوان پودر شده مي گرداند. پس هلاک شدند و چنان بلايي بر سر آنان آمد که چيزي جز مسکن هايشانبه چشم مي خورد . پس بنگر سرانجام بيم داده شدگان چه شد! کساني که حجت بر آنها اقامه شد اما تسليم آن نشدند، وبه ايمان فرا خوانده شدند ولي ايمان نياورده اند ، و سرانجامي آنها و هلاکت و خواري و رسوايي شد.
«وَأُتِبعُوا فِي هَذِهِ الدُّنيا لَعنَةَ وَيومَ القِيمَةَ أَلَآ إِنَّ عَادَاَ  کَفَرُوا رَبَّهُم أَلَا بُعدَاَ لِعادِ قَومِ هُودِ» و در اين دنيا و در روز قيامت نفرين به دنبالشان است. آگاه باشي! همانا قوم عاد پروردگارشان را ناسپاسي کردند ، نابود باد قبيله عاد، قوم بود.
و در اينجا فرمود: « وَقَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَمَا كَانُواْ مُؤْمِنِينَ» و کساني را که آيات ما را تکذيب کردند و ايمان نياوردند نابود و ريشه کن ساختيم. و آنان آيات را تکذيب کردند و به هيچ وجهي ايمان نياوردند ، بلکه تکذيب و مخالفت و تکبر و فساد در قلب آنان رسوخ کرد. وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ هَـذِهِ نَاقَةُ اللّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوَءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ؛ بر قوم  ثمود ، برادرشان  صالح  را فرستاديم   گفت  : اي  قوم  من  ، الله   را بپرستيد ، شما را هيچ  خدايي  جز او نيست  ، از جانب  خدا براي  شما  نشانه  اي  آشکار آمد  اين  ماده  شتر خدا ، برايتان  نشانه  اي  است   رهايش  کنيد تا در زمين  خدا بچرد و هيچ  آسيبي  به  او نرسانيد که  عذابي   دردآور شما را فرا خواهد گرفت.
وَاذْكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاء مِن بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُورًا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا فَاذْكُرُواْ آلاء اللّهِ وَلاَ تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ؛ به  ياد آريد آن  زمان  را که  شما را جانشينان  قوم  عاد کرد و در اين  زمين ، جاي  داد تا بر روي  خاکش  قصرها برافرازيد و در کوهستانهايش  خانه  هايي   بکنيد نعمتهاي  خدا را ياد کنيد و در زمين  تبهکاري  و فساد مکنيد.
قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُّرْسَلٌ مِّن رَّبِّهِ قَالُواْ إِنَّا بِمَا أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ ؛ مهتران  قومش  که  گردنکشي  مي  کردند ، به  زبون  شدگان  قوم  که  ايمان  آورده ، بودند گفتند : آيا مي  دانيد که  صالح  از جانب  پروردگارش  آمده  است  ?  گفتند : ما به  آييني  که  بدان  مامور شده  ايمان  داريم.
قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا بِالَّذِيَ آمَنتُمْ بِهِ كَافِرُونَ؛ گردنکشان  گفتند : ما به  کسي  که  شما ايمان  آورده  ايد ايمان  نمي  آوريم.
فَعَقَرُواْ النَّاقَةَ وَعَتَوْاْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقَالُواْ يَا صَالِح