« وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا» و خداوند را با بيم و اميد بخوانيد، يعني در حالي که از عذاب او مي ترسيد و به پاداش او و پذيرفته شدن عبادتتان اميدواريد و از رد شدن دعايتان مي ترسيد. و خدا را مانند بنده اي دعا نکنيد که به پروردگارش دستور مي دهد و او را راهنمايي مي کند که چنين کن و چنان کن؛ بنده اي که خودپسند بوده و خويشتن را بالاتر از جايگاهش قرار مي دهد. نيز خدا را بسان کسي مخوانيد که بي خبر و غافل است و دعا مي کند. خلاصه آدابي که خداوند براي دعا بيان کرده چنين است: دعا بايد مخلصانه و تنها براي خدا انجام شود، چون دعاي پنهاني متضمن اخلاص است. و اينکه قلب بايد بيم و اميد داشته باشد نه اينکه بي خبر بوده و به اجابت و پذيرفته شدن دعا توجهي نداشته باشد، و اين بهترين نوعِ دعا کردن، و احسانِ در دعا است، زيرا احسان در هر عبادتي آن است که تلاش شود به صورت کامل و بدون اينکه هيچ نقص و کمبودي در آن وجود داشته باشد ادا شود. بنابراين فرمود:« إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ» بي گمان رحمت خدا به نيکوکاران نزديک است، کساني که عبادت خدا را با نيکويي و احسان انجام داده و با بندگان خدا به نيکي رفتار مي نمايند. پس هر چه بنده احسان و نيکوکاري اش بيشتر باشد به رحمت پروردگارش نزديک تر مي شود. در اين آيه انسان مسلمان بر احسان و نيکوکاري تشويق شده است.وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالاً سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَلِكَ نُخْرِجُ الْموْتَى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ؛ و اوست  که  پيشاپيش  رحمت  خود بادها را به  بشارت  مي  فرستد  چون   بادهاابرهاي  گرانبار را بردارند ، ما آن  را به  سرزمينهاي  مرده  روان   سازيم  و از آن  باران  مي  فرستيم  و به  باران  هر گونه  ثمره  اي  را مي   رويانيم   مردگان را نيز اينچنين  زنده  مي  گردانيم  شايد پند گيريد.
وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لاَ يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِدًا كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ؛ و سرزمين  خوب  گياه  آن  به  فرمان  پروردگارش  مي  رويد ، و زمين  بد جز  اندک ، گياهي  از آن  پديد نمي  آيد  براي  مردمي  که  سپاس  مي  گويند آيات   خدا رااينچنين  گونه  گون  بيان  مي  کنيم.
خداوند اثري از آثار قدرت و نسيمي از نسيمهاي عطرآگين رحمت خويش را بيان کرده و مي فرمايد:« وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ» و خداوند است که  بادها را مي فرستد؛ بادهايي که مژده دهنده ي نزول باران هستند، باراني که آن را به فرمان خدا از زمين بر مي خيزانند، آنگاه مردم به رحمت خدا شادمان مي گردند و قلب هايشان نيز از نزول باران آرام مي گيرد.
« حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالاً» تا هنگامي که بادها ابرهاي سنگيني را بردارند. برخي از بادها ابرها را تحريک کرده، و بادي ديگر آن را جمع مي نمايد و بادي ديگر آن را از جايي به جايي مي برد. « سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّيِّتٍ» آنگاه آن را به سوي سرزميني مرده مي رانيم که نزديک است حيوانات آن هلاک شده و مردمانِ آن از رحمت خدا نااميد شوند.
« فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاء» پس در آن سرزمين مرده، آب فراوان از آن ابر فرو مي فرستيم، و خداوند براي آن بادي را مسخر مي کند که آن را سرازير کند، و باد ديگري را مسخر مي سازد که آن را به فرمان خدا پراکنده نمايد.
« فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ» پس بوسيله آن از انواع ميوه  ها پديد مي آوريم بنابراين مردم به رحمت خدا خوشحال مي گردند و از خيرات و برکات وي بهره مند مي شوند.
« كَذَلِكَ نُخْرِجُ الْموْتَى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ» اينگونه مردگان را بيرون مي آوريم، باشد که شما متذّکر شويد. يعني همان طور که زمين را پس از اينکه مرده بود با روياندن سبزيها در آن، زنده کرديم، همان گونه نيز مردگان را پس از اينکه فرسوده شده و از بين رفته و پاره پاره شدند از قبرهايشان بيرون مي آوريم. و اين استدلال روشني است، زيرا اين دو مسئله با هم فرقي  ندارند، پس کسي که رستاخيز و زنده شدن پس از مرگ را انکار مي کند با وجود اينکه او نظير و مانند آن را مي بيند، از روي عنادِ و انکارِ امور محسوس چنين مي کند. و دراين آيه آدمي به تامّل در نعمت هاي خدا و نظر افکندن در آن با چشم عبرت و استدلال نه با چشم غفلت ، تشويق شده است.
سپس تفاوت زمين هايي را که بر آن باران مي بارد بيان کرد و فرمود:« وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ» و زمين که خاکش خوب و آماده است وقتي که باران بر آن ببارد، « يَخْرُجُ نَبَاتُهُ» گياه و سبزه آن مي رويد، چرا که آن زمين براي روش آمادگي دارد، « بِإِذْنِ رَبِّه» يعني گياه و سبزه آن به اراده و خواست پروردگارش بيرون مي آيد. پس اسباب، مستقلا نمي توانند هيچ چيزي را بوجود بياورند مگر اينکه خداوند به آن فرمان دهد. « وَالَّذِي خَبُثَ» و زميني که  خوب نيست، « لاَ يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِدًا» جز گياه ناچيزي که فايده و برکتي ندارد نمي روياند.
« كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ» اين چنين آيات را به صورت هاي گوناگون بيان مي داريم، و در آن مثالها ذکر مي کنيم و آن را براي موسي بيان مي نماييم که با اعتراف و اقرار به نعمتهاي خدا و به کار بردنِ آن در راه خشنودي او، شکر وي را به جاي مي آورند. پس آنان کساني اند که از احکام و مطالبي که خداوند در کتابش به شيوه هاي مختلف بيان کرده است بهره مند شده و فايده مي برند، چون آنان آنچه را که خداوند در کتابش بيان کرده است جز بزرگترين نعمتهايي مي دانند که از سوي پروردگارشان به آنان رسيده است. پس خود را نيازمند آن مي دانند و با خوشحالي آن را فرا مي گيرند و در آن مي  انديشند، و به تامل فرو مي روند. پس برحسب استعداشان معاني آن را در مي يابند. و اين مثالي است براي دلهايي که وحي بر آنها نازل مي شود؛ وحيي که اساس حيات و زندگي است، همان طور که باران اساس زندگي است. پس دل خوب و پاک وقتي که وحي به سوي ان مي آيد آن را مي پذيرد و برحسب پاک و خوب بودن عنصرش خوبي و نيکي مي روياند.
و اما دلهاي ناپاک و بد که خيري در آن نيست وقتي که وحي به سوي آنها مي آيد آنرا نپذيرفته بلکه خود را به خواب غفلت زده و از آن روي گردانده و با آن مخالفت مي کنند. پس نزول وحي بر اين دلها مانند باراني است که بر شوره زار و ريگ ها و صخره ها مي بارد و هيچ اثري بر جاي نمي گذارد. واين مانند فرموده الهي که مي فرمايد:« أَنزَلَ مِنَ السَّماءِ مَآءَ فَسَالَت أَودِيةُ بِقَدَرَهَا فَاحتَمَلَ السَّيلُ زَيدَا رَّابِياَ» از آسمان آبي فرو فرستاد ، پس رودهايي به اندازه دره ها سرازير شد، و سيل، کف انباشته شده اي را برداشت.لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ ا