بهشت اهل جهنم را صدا کرده و مي گويند:« أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا» آنچه را که پروردگارمان به ما وعده داده بود حق يافتيم، آنگاه که به ما وعده داد در برابر ايمان و عمل صالح ، بهشت را به ما بدهد، پس ما وارد آن شديم و چيزي را که خدا برايمان توصيف کرده بود مشاهده  کرديم.
« فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا» پس آيا آنچه را که پروردگارتان به شما در برابر کفر و نافرماني وعده داده بود حق يافتيد؟ « قَالُواْ نَعَمْ» مي گويند: آري! ما آن را حقيقت و درست يافتيم. پس راست بودن وعده خدا را براي همه مردم روشن مي گردد، و چه کسي از خدا راستگوتر است؟!
وترديد و شبهات از آنها دور مي شود و مسئله تبديل به حق اليقين مي گردد و مومنان به وعده خدا خوشحال مي شوند، و کافران از هر خير و خوبي نااميد مي گردند و اقرار و اعتراف مي کنند که آنان سزاوار عذاب هستند.
« فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ » پس  ندا دهنده اي بين اهل بهشت و اهل دوزخ ندا داده و مي گويد:« أَن لَّعْنَةُ اللّهِ» نفرين خدا و دوري از هر خير و خوبي، « عَلَى الظَّالِمِينَ» بر ستمکاران باد، زيرا وقتي که خداوند دروازه هاي رحمت خويش را براي آنان باز کرد از روي ستم، خودشان را از آن بازداشته و دور کردند، و ديگران را هم از آن بازداشتند. پس هم خود گمراه شدند و هم ديگران را گمراه کردند. و خداوند آن راه را راه راست مي خواهد و اينکه سالکان راه ا و اهل اعتدال و ميانه روي باشند.
« وَ» اما  اينها، « وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا» آن را منحرف و کج مي خواهند و در صددند آن را کج نشان دهند، « وَهُم بِالآخِرَةِ كَافِرُونَ» و آنان به آخرت کافرند. و اين چيزي است که انحراف از راه و روي آوردن به شهوات حرام نفس، و ايمان نياوردن به رستاخيز و نترسيدن از عذاب و  اميد نداشتن به پاداش را براي آنان پديد آورده است.
مفهوم اين ندا اين است که رحمت خدا بر مومنان است ونيکي او آنان را در بر مي گيرد و احسانش همواره بر آنهاست.وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ؛ و ميانشان  حايلي  است  ، و بر اعراف  مرداني  هستند که  همه  را به ، نشانيشان مي  شناسند و اهل  بهشت  را آواز مي  دهند که  سلام  بر شما باد  اينان  هر چند طمع  بهشت  دارند ولي  هنوز بدان  داخل  نشده  اند.
وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاء أَصْحَابِ النَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ؛ چون  چشم  به  جانب  دوزخيان  گردانند گويند : اي  پروردگار ما ، ما را در  شمار ستمکاران  قرار مده.
وَنَادَى أَصْحَابُ الأَعْرَافِ رِجَالاً يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ قَالُواْ مَا أَغْنَى عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ ؛ ساکنان  اعراف  مرداني  را که  از نشانيشان  مي  شناسند آواز دهند و گويند :آن  خواسته  که  گرد آورده  بوديد و آن  همه  سرکشي  که  داشتيد شما را فايده  اي نبخشيد.
أَهَـؤُلاء الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لاَ يَنَالُهُمُ اللّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ لاَ خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَنتُمْ تَحْزَنُونَ؛ آيا اينان  همان  کسانند که  شما سوگند خورده  بوديد که  رحمت  خداوند، نصيبشان  نمي  شود ? داخل  در بهشت  شويد ، نه  بيمي  بر شماست  و نه  غمگين   مي  شويد.
بين اهل بهشت و اهل دوزخ مانعي وجود دارد که به آن اعرافگفته مي شود؛ نه از بهشت است و نه از جهنم و بر بالاي هر دو سرا قرار دارد و هرکس که روي آن باشد هر دو گروه را نگاه مي کند. و بر بالاي اين مانع مرداني هستند که هر يک از اهل بهشت و اهل جهنم را با سيمايشان يعني با نشانه ها و علامت هايي که با آن شناخته مي شوند، مي شناسند. پس وقتي به اهل جنت نگاه مي کنند آنا را صدا مي زنند که ، « أَن سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ» درودتان باد. يعني آنان را سلام مي کنند، و آنان هنوز وارد بهشت نشده اند اما اميدوارانه وارد آن شوند و خداوند اميد ورود به بهشت را در دلهايشان قرار داده است، چون مي خواهد آنها را از بخشش خويش بهره مند سازد.
« وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاء أَصْحَابِ النَّارِ» و وقتي که چشمهايشان متوجه اهل دوزخ مي شود و منظره اي زشت و هولناک را مي بينند، « قَالُواْ رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» مي گويند: پروردگارا! ما را همراه قوم ستمکار قرار مده. وقتي اهل اعراف اهل بهشت را ببينند، اميدواراند همراه آنها به بهشت درآيند، و به آنان سلام مي کنند. و هنگامي که بدون اختيار چشمشان به سوي اهل دوزخ برگردانده مي شود از حالت آنها بصورت عام به خدا پناه مي برند.
سپس « خاص» را پس از « عام » بيان کرد و فرمود:« وَنَادَى أَصْحَابُ الأَعْرَافِ رِجَالاً يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ» و اهل اعراف مرداني را صدا مي زنند که آنا را از سيمايشا مي شناسند و آنها اهل دوزخند که در دنيا داراي اُبّهت و شرافت و اموال و فرزندان بودند. اهل اعراف وقتي آنها را در عذاب، تنها و بدون ياور و فريادرس مي بينند به آنها مي گويند:« مَا أَغْنَى عَنكُمْ جَمْعُكُمْ» جمعيت و گروهبندي شما در دنيا که بوسيله آن ناگواري ها را دور مي کرديد و به خواست هايتان مي رسيديد، امروز از بين رفته است و چيزي را از شما دور نمي  کند. همچنين تکبر ورزيدنتان بر حق و خود را بالاتر دانستن از پذيرش آن و از کسي که آن را وارد و از کسي که از آن پيروي کرد چه سودي به شما داد.
سپس آنها به سوي مردمي از اهل بهشت اشاره مي کنند که در دنيا فقير و ناتوان بودند و دوزخيان در دنيا آنها را مسخره مي  کردند، پس به اهل جهنم مي گويند:« أَهَـؤُلاء» آيا اينان که خداوند آنها را وارد بهشت نموده است، « الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لاَ يَنَالُهُمُ اللّهُ بِرَحْمَةٍ» کساني نيستند که شما سوگند مي خورديد خداوند چيزي از رحمت خويش را به ايشان نمي رساند؟! و شما آنها را تحقيرمي کرديد و به خود مي باليديد؟! همانا سوگندهايتان شکسته شد و چيزي از جانب خدا برايتان آشکار گرديد که فکرش را نمي کرديد.
« ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ» پس به سبب آنچه مي کرديد وارد بهشت شويد. يعني به عنوان احترام و بزرگداشت به اين ناتوانان گفته مي شود: به سبب اعمال صالح و کارهاي شايسته تان وارد بهشت شويد، « لاَ خَوْفٌ عَلَيْكُمْ» شما نه از ناگواري هاي آينده ترسي داريد، « وَلاَ أَنتُمْ تَحْزَنُونَ» و نه بر گذشته اندوهگين مي شويد، بلکه در امنيت و آسايش و اطمينان خاطر قرار داريد و از خوبي و برکتي که بر شما داده شده است خوشحال مي گرديد. و اين مانند گفته خداوند متعال است که فرموده است:« إِنَّ الَّذينَ أَجرَمُوا کَانُوا مِنَ الَّذِينَ ءَامَنُوا يضحَکُونَ، وَإِذا مَرُّوا بِهِم يتَغامَزُونَ» همانا کساني که جنايت پيشه بودند به مومنان مي خنديدند، و هرگاه مومنان ا