َقِّ وَنُودُواْ أَن تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ  ؛ و هر گونه  کينه  اي  را از دلشان  بر مي  کنيم   نهرها در زير پايشان  جاري   است   گويند : سپاس  خدايي  را که  ما را بدين  راه  رهبري  کرده  و اگر ما  رارهبري  نکرده  بود ، راه  خويش  نمي  يافتيم   رسولان  پروردگار ما به  حق   آمدند و آنگاه  ايشان  را ندا دهند که  به  پاداش  کارهايي  که  مي  کرديد اين   بهشت  را به  شما داده  اند.
وقتي خداوند عقاب و عذاب گناهکاران ِ ستمگر را بيان کرد، پاداش فرمانبرداران را نيز ذکر نمود و فرمود:« وَالَّذِينَ آمَنُواْ» و کساني که قلبا ايمان آوردند، « وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ» و با اعضا و جوارح خود کارهاي شايسته انجام دادند، پس هم ايمان آوردند، و هم عمل کردند، هم اعمال ظاهري را انجام دادند و هم اعمال باطني را، هم کارهاي واجب را انجام دادند و هم کارهاي حرام را ترک گفتد. و از آن جا که فرموده الهي، « وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ» عام و فراگير است و همه کارهاي شايسته اعم از واجب و مستحب را در بر مي گيرد، و ممکن است برخي از آن براي بنده مقدور نباشد، فرمود:« لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا» هيچ کس را جز به اندازه توانش مکلف نمي سازيم. يعني به مقدار و اندازه اي که در توانش هست، و انجام آن برايش مشکل نيست، پس در اين حالت بر او لازم است که به اندازه توانش از خداوند بترسد،  و وقتي که از انجام برخي از واجبات ناتوان شد که ديگران مي توانستند آن را انجام دهند، آن واجب از او ساقط مي شود. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« لَا يکَلِفُ اللَّهُ نَفسَاَ إِلَّا وُسعَهَا» خداوند هيچ کس را جز به اندازه توانش مکلف نمي سازد. « لَا يکَلِفُ اللَّهُ نَفسَاَ إِلَّا مَآ ءَاتَئَهَا » خداوند هيچ کس را مکلف نمي سازد مگر به اندازه آنچه به او داده است.« وَمَا جَعَلَ عَلَيکُم فِي الدِّينِ مِن حَرَجِ» و خداوند در دين مشکلي برايتان قرار نداده است، « فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا استَطَعتُم» پس به اندازه اي که مي توانيد از خدا بترسيد.
بنابراين در صورت ناتواني، واجبي بر گردن آدمي نيست، و در صورت ضرورت و ناچاري حرامي در ميان نمي باشد. « أُوْلَـئِكَ» ايشان که به ايمان و عمل صالح متصف اند، « أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» اهل بهشت اند و براي هميشه در آن باقي مي مانند. يعني از آن برگردانده نمي شوند، و به جاي آن چيزي ديگر را طلب نمي کنند، چون آنها در بهشت انواع لذت ها و خواسته ها را مي بينند که فراتر از آن چيزي نيست، و بالاتر از آن چيزي خواسته نمي شود.
« وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ» و هرگونه کينه را از دلهايشان بيرون مي کشيم. و اين از کرم و احسان خدا براي اهل بهشت است، زيرا کينه اي را که در دلهايشان بود و رقابتي را که درميان آنان بود برطرف کرده و از بين مي برد، تا برادران ودوستاني همدل و صميمي باشند. خداوند متعال فرموده است :« وَنَزَعنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِنّ غِلِ ّ إِخوَنَّا عَلَي سُرِِرُ مُّتَقَبِلينَ» و هرگونه کينه اي را که در دلهايشان بود بيرون آورديم، و آنان تبديل به برادراني مي شوند که بر تخت ها و روبرو نشسته اند. و خداوند به هريک کرامت و بزرگواري مي دهد به گونه اي که شادو خوشحال مي شود و هيچ نعمتي را بالاتر از آنچه که او در آن بسر مي برد. تصور نمي کند. پس، از حسادت و کينه ورزي در امام مي مانند، زيرا در بهشت اسباب حسادت و کينه ورزي وجود ندارد.
« تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ» رودها از زيرشان روان است و آن را به هر کجا که بخواهند جاري مي کنند. اگر بخواهند آن را در داخل قصرها يا در اتاق هاي بلند و بالا يا در باغهاي بهشت و در زير باغچه هاي شکوفا جاري مي کنند، رودهايي که در کانال هاي فراواني بر سطح زمين نه زير آن جريان دارند و نيکي هايي که نهايتي ندارد.
« وَقَالُوا» بنابراين وقتي نعمتهايي را مشاهده مي کنند که خداوند به آنها ارزاني نموده، و آنان را بوسيله آنها اکرام نموده است، مي گويند:« الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَـذَا» سپاس خداوندي را که ما را به اين رهنمود ساخت و بر ما منت نهاد و به دلهايمان القا و الهام کرد، پس دلهايمان به او ايمان آورد و بر انجام کارهايي که انسان را به اين سرا مي رساند منقاد و مطيع شد، و خداوند ايمان و اعمال ما را حفاظت نمود تا اينکه بوسيله آن ما را به اين سرا رسانيد. پس چه خوب است پروردگار بزرگ و بخشنده که از همان ابتدا به ما نعمت داد و نعمت هاي ظاهري و باطني را که غير قابل شمارش است به سوي ما سرازير کرد.
« وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ» و اگر خداوند با هدايت خويش و پيروي از پيامبرانش بر ما منت نمي گذاشت در وجود ما قابليت پذيرش هدايت نبود.« لَقَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ» همانا پيامبر و فرستادگانِ پروردگار ما حق را آوردند. يعني وقتي که آنها از نعمت هايي بهره مند شدند که پيامبران از آن خبر داده بودند و اين خبر برايشان تبديل به حق يقين گشت، بعد از آنکه علم يقين هم داشتند مي گويند: آنچه را که پيامبران به ما وعده داده بودند، ديديم و آن را به دست آورديم و همه آنچه آنها آوردند حق بود و شک و اشکالي در آن وجود نداشت، « وَنُودُواْ» و به عنوان تبريک و بزرگداشت و احترام ندا داده مي شوند که ، « أَن تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» شما وارث اين بهشت شديد. يعني شما آن را به ارث برديدو سهميه شما قرار گرفت. اما سهميه کافران آتش جهنم است، و شما اين بهشت را به سبب آنچه مي کرديد به ارث برديد. برخي از سلف گفته اند: اهل بهشت با بخشش و عفو خدا از آتش جهنم نجات يافته و به وسيله رحمت خدا وارد بهشت شده و منازل را تقسيم مي کنند و به سبب اعمال صالح و  ارث آن مي شوند و اين از رحمت خدا، بلکه از بالاترين انواع رحمت اوست.وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُواْ نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ  ؛ بهشتيان  دوزخيان  را آواز دهند که  ما به  حقيقت  يافتيم  آنچه  را که ، پروردگارمان  وعده  داده  بود ، آيا شما نيز به  حقيقت  يافته  ايد آنچه  را  که  پروردگارتان  وعده  داده  بود ? گويند : آري   آنگاه  آواز دهنده  اي  در  آن  ميان  آواز دهد که  لعنت  خدا بر کافران  باد .
الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ كَافِرُونَ؛ آنان  که  از راه  خدا روي  بر مي  گردانند و آن  را کجروي  مي  پندارند و به   قيامت  ايمان  ندارند.
خداوند متعال پس از بيان استقرار هر يک از دو گروه در سرايشان و پس از آنکه پاداش و عذابي را دريافتند که پيامبران از آن خبر داده و کتابها آن را بيان کرده بودند، مي فرمايد: اهل 