ا ضِعْفًا مِّنَ النَّارِ» پروردگارا! اينان ما را گمراه کردند، پس به ايشان عذابي دو چندان از آتش بده. يعني عذاب آنان را چندين برابر کن، چون آنها ما را گمراه ساختند و کارهاي پليد و زشت را برايمان آراستند.« قَالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ» خداوند مي فرمايد: عذاب هريک از شما چندين برابر است، و هريک از شما بهره اي از عذاب داريد « وَلَـكِن لاَّ تَعْلَمُونَ» ولي نمي دانيد.
« وَقَالَتْ أُولاَهُمْ لأُخْرَاهُمْ» و سران و روسا به پيروانشان گفتند: « فَمَا كَانَ لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ» شما هيچ گونه برتري بر ما نداريد. يعني همه ما در گمراهي و فراهم کردن اسباب عذاب مشترک هستيم، پس شما چه فضيلتي بر ما داريد؟ « فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ» پس بچشيد عذاب را به سبب آنچه خود مي کرديد. اما مشخص است که عذاب سران و پيشوايان گمراه کننده سخت تر و زشت تر از عذاب پيروان است همان طور که نعمت هاي پيشوايان هدايت و روساي آن از پاداش پيروان بزرگتر است.  خداوند متعال فرموده است:« الَّذينَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللهِ زِدنَهُم عَذَابَا فَوقَ العَذَابِ بِمَا کَانُوا يفسِدُونَ » کساني که کفر ورزيدند و مردم را از راه خدا بازداشتند، به سبب آنچه که مي کردند بر عذابشان افزوديم. پس اين آيات و امثال آن دلالت مي نمايند ساير کساني که  آيات خدا را تکذيب مي کنند، براي هميشه در  عذاب مي مانند، و در اصل عذاب آن مشترک اند گرچه برحسب اعمالشان و برحسب عناد و مخالفت و ستم و افترايشان در مقدار عذاب با يکديگر تفاوت دارند. و دوستي و مودّتي که در دنيا ميان آنها برقرار بود در روز قيامت به دشمني و نفرين مبدّل مي شود.إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُواْ عَنْهَا لاَ تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاء وَلاَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ ؛ درهاي  آسمان  بر روي  کساني  که  آيات  ما را تکذيب  کرده  اند و از آنها  سربر تافته  اند ، گشوده  نخواهد شد تا آنگاه  که  شتر از سوراخ  سوزن  بگذرد  ومجرمان  را اينچنين  کيفر مي  دهيم.
لَهُم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٌ وَمِن فَوْقِهِمْ غَوَاشٍ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ؛ بستري  از آتش  جهنم  در زير و پوششي  از آتش  جهنم  بر روي  دارند  و  ستمکاران  را اينچنين  کيفر مي  دهيم.
خداوند متعال از عذاب کسي خبر مي دهد که آيات او را تکذيب مي کند و به آن ايمان نمي آورد و با اينکه آيات او آياتي روشن اند اما خود را از پذيرفتن آن بالاتر مي داند و تسليم احکام آن نشده، بلکه آنها را تکذيب کرده و روي مي گرداند. و خبر مي دهد که ايشان از هر خير و برکتي نااميداند، و چون بميرند درهاي آسمان بر ارواحشان گشوده نمي شود. هرچند ارواحشان بالا مي روند و مي خواهند به سوي خدا عروج کنند، و اجازه مي خواهند، اما به ارواح آنان اجازه بالا آمدن داده نمي شود.
همانطور که ارواحشان در دنيا به سوي  ايمان آوردن به خدا و شناخت و محبت او بالا نرفته و عروج نکردند، پس به همان صورت بعد از مرگ نيز بالا نمي روند، زيرا جزا از نوع و جنس عمل داده مي شود. و مفهوم آيه اين است که براي  ارواح مومنان که از دستور خدا فرمان مي برند و آيات او را تصديق مي کنند درهاي آسمان گشوده مي شود تا به سوي خدا عروج کنند و به جاي در عالم اعلي برسند که خدا خواسته است و با نزديک شدن به پروردگارشان شاد و مسرور، و با به دست آوردن خشنودي وي بهره مند گردند. 
و در مورد اهل جهنم فرموده است:« وَلاَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ» و وارد بهشت نمي شوند مگر اينکه شتر از سوراخ سوزن خياطي بگذرد. يعني مگر اينکه شتر که از نظر جسمي از بزرگترين حيوانات است از سوراخ سوزن خياطي که تنگ ترين سوراخ است عبور کند، و اين معلّق کردن چيزي است به امر غير ممکن. يعني همان طور که داخل شدن و عبور کردن شتر از سوراخ سوزن خياطي غيرممکن و محال است، داخل شدن به بهشت براي کساني که آيات خدا را تکذيب مي کنند محال و غيرممکن است. خداوند  متعال فرموده است:« إِنَّهُ مَن يشرِک بِاللهِ فَقَد حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيهِ الجَنَّةِ وَمَأوَئهُ النَّارُ» همانا کسي که براي خدا شريک قايل شود، خداوند بهشت را بر او حرام کرده و جايگاهش آتش جهنم است، و در اينجا فرمود:« وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ» و اين گونه کساني را که جنايتکار و مجرم هستند و سرکشي شان شديد است سزا مي دهيم. 
« لَهُم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٌ» براي آنان فرش و زيراندازي از جهنم است. « وَمِن فَوْقِهِمْ غَوَاشٍ» و بر بالاي سرشان سايه هايي از عذاب است و آنان را مي پوشاند. « وَكَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ» و اين گونه کساني را که بر خود ستم کرده اند سزا مي دهيم، و اين سزايي کامل و برابر است، و پروردگارت بر بندگان ستم نمي کند.الحَمدُللهِ رَب العَالَمِین وَالصَلاةُ وَالسَلامُ عَلَی نَبینَا مُحَمَدٍ وَ عَلی آلِهِ وَأصحَابِهِ وَمَن تَبِعَهُم بِإِحسَانٍ إلَی یَومِ الدینِ.
تفسیر شیخ عبدالرحمن بن ناصر السعدی – رحمه الله – « تیسیر الکریم الرحمن فی تفسیر کلام المنان» یکی از بهترین تفسیرهاست، چون ویژگی های زیادی دارد که عبارتند از:
سهولت عبارت و وضوح آن به گونه ای که فرد عالم و دانشمند و نیز  فرد کم دانش آن را می فهمند.
از آوردن بحث طولانی که فایده ای جز ضایع کردن وقت و پریشانی فکرِ خواننده ندارد اجتناب شده است.
از ذکر اختلاف پرهیز شده مگر آن که اختلاف مهمی باشد که باید بیان شود. این ویژگی ِ مهم و مفیدی برای خواننده می باشد که حواس او بر یک چیزی متمرکز خواهد بود.
در تفسیر آیات صفات راه سلف در پیش گرفته شده و بدون تحریف و بدون مخالفت با کلا خدا آیات صفات تفسیر شده اند و این در عقیده بسیار امر مهمی است.
استنباط فواید و احکام و حکمت ها، و این در بعضی از آیات آشکار است مانند آیه وضو در سوره مائده که از آن پنجاه حکم استنباط کرده است. و همان طور که در داستان داود و سلیمان در سوره ی «ص»  فواید زیادی استنباط نموده است.
ضمن این که قرآن را تفسیر نموده، صبغه ای تربیتی نیز بدان داده است که خواننده را تربیت می نماید. همان طور که در تفسیر« خُذِ العَفوَ وَ أمُر بِالعُرفِ وَأَعرِضَ عَنِ الجَهِلینَ» در سوره ی «اعراف» مشخص می گردد.
بنابراین به هرکس که می  خواهد کتاب های تفسیر را پیش خود داشته باشد توصیه می کنم که کتابخانه او از این تفسر ارزشمند خالی نباشد.
از خداوند می خواهم که مولف و خواننده را از پاداش آن بهره مند گرداند. بی گمان خداوند بزرگوار و بخشنده است.
و صلی الله علی نبینا محمد و علی آله و اصحابه و من تبعهم باحسان.
محمد بن صالح العثیمین
15/ رمضان/1416 هـ .قوَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ نُؤْمِنُ بِمَآ أُنزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرونَ بِمَا وَرَاءهُ وَهُو