هيد دانست که کدام يک از ما به امنيت و آسايش سزوارتر است. 
 واين آيه دليلي بر صحت مذهب اهل سنت و جماعت است که افعال اختياري مانند استوا، پايين آمدن، و آمدن را براي خدا ثابت مي کنند، که خدا چنين صفت هايي را داراست، بدون اينکه او را در اين صفات با مخلوق تشبيه کنند. و در کتاب و سنت از اين موارد زياد يافت مي شود. نيز بيانگر آن است که از جمله علامت هاي قيامت طلوع خورشيد از سمت مغرب است . و اينکه خداوند حکيم است و  عادت و سنت الهي بر آن است که ايمان زماني فايده دهد که از روي اختيار و انتخاب باشد نه اينکه اضطراري و از روي ناچاري باشد. همانطور که قبلا بيان شد. نيز آيه به اين مطلب اشاره مي کند که انسان خير و  نيکي را در سايه ايمانش به دست مي آورد. پس عبادت و  نيکي و پرهيزگاري که بنده ايمان داشته باشد. بنابراين هرگاه قلب از ايمان خالي باشد، چيزي از اي کارها به او فايده نمي دهد.إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ؛ تو را با آنها که  دين  خويش  فرقه  فرقه  کردند و دسته  دسته  شدند ، کاري ، نيست   کار آنها با خداست   و خدا آنان  را به  کارهايي  که  مي  کردند  آگاه  مي  سازد.
مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ؛ هر کس  کار نيکي  انجام  دهد ده  برابر به  او پاداش  دهند ، و هر که  کار  بدي  انجام  دهد تنها همانند آن  کيفر بيند ، تا ستمي  بر آنها نرفته  باشد.
خداوند به کساني که دينشان را پراکنده ساختند هشدار مي دهد. يعني آن را تکه تکه مي کردند و در آن دچار پراکندگي و تفرقه شدند و هريک براي خودش اسم و رسمي قرار داد، و بر خود نامي نهاد که آدمي را در دينش فايده اي نمي رساند و ايمانش با آن کامل نمي گردد، مانند يهوديت و نصرانيت و مجوسيت، که بخشي از شريعت را اخذ کرده اند و آن را دين خويش قرار داده اند، و بخشي ديگر را رها کرده اند ، يا اينکه چيزي را اخذ کرده اند، و آنچه را که مهم تر است رها نموده اند، آن گونه که اهل اختلاف از قبيل اهل بدعت و گمراهي و کساني که امت را دچار تفرقه مي کنند چنين ميباشند.
و آيه دلالت مي نمايد که دين به اتحاد و ائتلاف دستور مي دهد و از تفرقه و اختلافِ اهل دين نهي مي کند. نيز دين از اختلاف در ساير مسائل اصولي و فروعي نهي مي نمايد. و خداوند پيامبرش را دستور مي دهد که از کساني که دينشان را پراکنده و متفرق کردند بيزاري بجويد، پس فرمود:« لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ» تو از آنان نيستي و آنان از تو نيستند، چون آنان با تو مخالفت ورزيده اند. « إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ» همانا کارشان با خداست و به سوي او باز مي گردند، و آنها را طبق اعمالشان مجازات خواهد کرد. « ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ» سپس آنها را از آنچه که مي کردند با خبر مي کند.
سپس کيفيت و چگونگي پاداش را بيان کرد و فرمود:« مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ» هرکس نيکي انجام دهد، خواه با زبان باشد يا با کردار، آشکار باشد يا پنهان، مربوط به حق خدا باشد يا به حق خلق خدا، « فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا» به او ده برابر آن پاداش داده مي شود، و اين کمترين مقدار پاداش  است. « وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا»  و هرکس کار بد انجام دهد جز به اندازه آن کيفر داده نمي شود. و اين از کمال عدالت و  احسان خداست، و خداوند به اندازه ذره اي ستم نمي کند . بنابراين فرمود:« وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ» و بر آنان ستم نمي شود. وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَل لَّعَنَهُمُ اللَّه بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلاً مَّا يُؤْمِنُونَ ، و گفتند: « دل های ما در پرده است». بلکه خداوند آنها را به سبب کفرشان لعنت کرده است، پس بسیار کم ایمان می آورند.
« وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ» و گفتند: دل های ما در پوشش است. یعنی وقتی که آنها را به سوی ایمان فرابخوانی، عذرخواهی نموده و می گویند: دل هایمان در پوشش است. یعنی بر دل هایشان پوشش و پرده هایی قرار دارد. پس دل هایشان آنچه را تو می گویی نمی فهمد، و به گمانشان این عذر از آنها پذیرفته شده و جاهل و نادان و غیرمکلف قلمداد می شوند، در حالیکه آنان دروغ می گفتند. 
بنابراین خداوند متعال فرمود: « بَل لَّعَنَهُمُ اللَّه بِكُفْرِهِمْ» بلکه خداوند به سبب کفرشان آنها را لعنت کرده است. یعنی آنها به سبب کفرشان ملعون و رانده شده هستند، پس تعداد کمی از آها ایمان می آورند. یا می توان گفت معنی آیه چنین است: ایمانشان کم است و کفرشان زیاد. قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ بگو : پروردگار من  مرا به  راه  راست  هدايت  کرده  است  ، به  ديني  همواره استوار ، دين  حنيف  ابراهيم   و او از مشرکان  نبود.
قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ بگو : نماز من  و قرباني  من  و زندگي  من  و مرگ  من  براي  خدا آن  پروردگار  جهانيان  است.
لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ؛ او را شريکي  نيست   به  من  چنين  امر شده  است  ، و من  از نخستين   مسلمانانم .
قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ؛ بگو : آيا جز الله  ، پروردگاري  جويم  ? او پروردگار هر چيزي  است  و هر کس  تنها کيفر کار خويش  را مي  بيند  و کسي  بار گناه  ديگري  را بر دوش   نمي کشد سپس  بازگشت  همه  شما به  نزد پروردگارتان  است  و او شما را به   آن چيزهايي  که  در آن  اختلاف  مي  ورزيديد آگاه  مي  کند.
وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ اوست  خدايي  که  شما را خليفگان  زمين  کرد ، و بعضي  را بر بعض  ديگر به   درجاتي  برتري  داد ، تا شما را در چيزي  که  عطايتان  کرده  است  بيازمايد  هرآينه  پروردگارت  زود کيفر مي  دهد و او آمرزنده  و مهربان  است.
خداوند متعال پيامبرش (ص) را دستور مي دهد که از هدايت و رهنمود شدن به راه راست و دين ميانه، که عقايد مفيد و کارهاي شايسته و فرمان به هر خوبي و نهي از هر زشتي را در بردارد، و خود بر آن قرار دارد، سخن به ميان آورد. ديني که پيامبران بر آن بوده اند، به ويژه خليل خدا ابراهيم عليه الصلاة و السلام اما حقگويان و پدر پيامبراني که پس از او مبعوث شده اند، و آن دين راستين است، که از آيين منحرف يهوديان و ن