ستوري از دستورهايش مخالفت بورزيد. «لَعَلَّکُم» باشد که اگر از آن پيروي کنيد، « ُترْحَمُونَ» مورد رحمت او قرار گيرد.
پس مهمترين راه براي دست يابي به رحمت خدا پيروي کردن از اين کتاب است که بايد آن را بياموزيم و بدان عمل کنيم. 
« أَن تَقُولُواْ إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَآئِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا» اين کتابِ با برکت را به سوي شما فرو فرستاديم تا دليلي نداشته باشيد، و اين را فرو فرستاديم تا مبادا بگوييد:« کتاب آسماني پيش از ما تنها بر دو گروه يعني يهوديان و نصارا نازل شده است.» « وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ» و اينکه بگوييد: « کتابي بر ما نازل نشده است، و ما به کتابهايي که بر گروههاي پيش از ما ناز ل نموده اي علم و شناختي نداشتيم.» از اين رو کتابي به سوي شما فرستاديم که هيچ کتابي جامع تر و واضح تر و روشن تر از آن از آسمان نازل  نشده است.
« أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ» و يا اينکه بگوييد:« اگر کتاب بر ما نازل مي شد ما از آنها راه يافته تر بوديم.» يعني تا عذر نياوريد که اصل و اساس هدايت به شما نرسيده است، يا عدم کامل بودن آن را بهانه نکنيد. پس به وسيله کتابتان اساس هدايت و کمال به شما رسيده است. بنابراين فرمود:« فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ» به راستي که دليل روشني از جانب پروردگارتان نزد شما آمده است. و « بَينّةُُ» اسم جنس است و هر آنچه که حق را بيان دارد در آن داخل است.
« وَهُدَي» و راهنمايي و رهنمودي است براي تشخيص گمراهي. « وَرَحمَةُ» و موجب سعادت دين و دنياي شما مي باشد. پس بر شما واجب است که در برابر احکام آن تسليم شويد و به اخبارش ايمان بياوريد. و هرکس بدان اعتنايي نکند و آن را تکذيب نمايد، ستمگرترين ستمگران است. بنابراين فرمود: « فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا» پس کيست ستمگرتر از آن کس که آيات خدا را تکذيب کند و از آن روي بگرداند؟! 
« سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ» به زودي کساني را که از آيات ما روي گرداني مي کنند به سبب اين عملشان به عذابي دچار مي  کنيم که صاحبش را غمگين مي سازد و بسيار بر او گران مي آيد.« بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُونَ» به سبب اينکه هم خودشان روي مي گرداندند، و هم ديگران را روي گردان مي کردند، و اين سزاي کار بدشان است.« وَمَا رَبُّکَ بِظَلَّمِ لِّلعِبيدِ» و پروردگارت بر بندگان هيچ ستمي روا نمي دارد.
و اين آيات بيانگر آنند که علم و دانش قرآن بزرگترين و با برکت ترين و گسترده ترين علوم است، و هدايت شدن به راه راست به وسيله علم قرآن بدست مي آيد؛ هدايت کاملي که آدمي را از گمان و تخمين اهل کلام، و افکار و خيالات اهل فلسفه و علوم گذشتگان و آيندگان بي نياز مي کند.
 ومعروف آن است که کتاب جز بر يه ود و نصارا نازل نشده است ، پس هنگامي که گفته شود: « اهل کتاب» مقصود يهود و نصاري است ، و ساير گروهها از قبيل آتش پرستان و ديگران در آن داخل نيستند. از اين آيات به نظر مي آيد که مردمان دوره جاهلي قبل از نازل شدن قرآن، بر جهالت شديدي قرار داشتند و از آنچه که در نزد اهل کتاب بود غافل بودند.هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيهُمُ الْمَلآئِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ ؛ آيا انتظاري  جز آن  دارند که  فرشتگان  نزدشان  بيايند ? يا پروردگارت  ?، يانشانه  اي  از نشانه  هاي  خدا بر آنها ظاهر شود ? روزي  که  برخي  نشانه  هاي   خدا آشکار شود ، ايمان  کسي  که  پيش  از آن  ايمان  نياورده  يا به  هنگام   ايمان کار نيکي  انجام  نداده  است  ، براي  او سودي  نخواهد داشت   بگو :  چشم  به راه  باشيد ، ما نيز چشم  به  راهيم.
خداوند متعال مي فرمايد: آيا کساني که به ستم و مخالفت و کينه توزيشان ادامه مي دهند جز اين انتظار مي کشند، « أَن تَأْتِيهُمُ» که  مقدمات عذاب و مقدمات قيامت پيش آنها بيايد؟ به اين صورت که ، « الْمَلآئِكَةُ» فرشتگان براي گرفتن جانها و قبض ارواحشان پيش آنها بيايند. و چون به اين حالت برسند نه ايمان به آنان سودي مي بخشد، و نه کارهاي شايسته اي که انجام داده اند. « أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ» يا اينکه پروردگارت براي فيصله دادن ميان بندگان، و پاداش دادن به نيکوکاران و مجازات بدکاران بيايد؟« أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ» روزي که پاره اي از نشانه هاي خارق العاده پروردگارت مي آيد و با آمدن آن دانسته مي شود که قيامت نزديک شده و قيامت فرا رسيده است، « لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا» يعني هنگامي که پاره اي از نشانه هاي خدا پديد آيد اگر کافر در آن هنگام ايمان بياورد، ايمان آوردنش به او فايده اي نمي دهد، و مومني که پيش تر کوتاهي ورزيده است، چنانچه در آن هنگام بر کار خوب بيفزايد به او سودي نمي رسد. بلکه ايماني که قبل از آن  هنگام داشته است به او فايده مي دهد. و خوبي که قبل از آمدن اين نشانه ها با او بوده است به وي سود مي رساند. و حکمت در اين مورد آشکار است ، زيرا ايماني فايده مي رساند که به غيب و از روي اختيار و انتخاب بنده باشد. اما وقتي نشانه ها يافت شوند آن وقت مسئله قيامت آشکار مي گردد و ايمان آوردن در اين هنگام به سان ايمان اضطراري و ضروي مي ماند. و مانند ايمان آوردن کسي است که غرق مي شود، يا در آتش مي سوزد، و امثال آن. و چون مرگ را مي بيند از آنچه که در آن قرار دارد دست مي کشد. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« فَلَمَّا رَأَوا بَأسَنَا قَالُوا ءَامَّنَا بِاللَّهِ وَحدَهُ وَکفَرنَا بِمَا کُنَّابِهِ مُشرِکينَ ، فَلَم يکُ ينفَعُهُم إِيمَنُهُم لَمَّا رَأَوا بَأسَنَا سُنَّتَ اللهِ الَّتِي قَدخَلَت فِي عِبَادِهِ» وقتي عذاب ما را ديدند، گفتند:« تنها به خدا ايمان آورديم و به آنچه با خدا شريک مي گرفتيم  کافر شديم» ، پس وقتي عذاب ما را ديدند ايمان آوردنشان به آنان سودي نداد، و اين سنت خداست که از ديرباز درباره بندگانش چنين جاري شده است . و احاديث صحيح زيادي از پيامبر (ص) ثابت شده است که منظور از « پاره اي از نشانه ها» را طلوع خورشيد از مغرب باقي مي کند، و اينکه وقتي مردم آنرا مي بينند ايمان مي آورند، و ايمانشان به آنان سودي نمي رساند، و در اين هنگام دروازه توبه بسته مي شود. 
و از آنجا که اين هشداري بود قابل انتظار براي کساني که پيامبر (ص) را تکذيب مي کردند و منتظر بودند تا پيامبر (ص) و  پيروانش به مصيبت هاي روزگار و دشواري ها گرفتار شوند، فرمود: قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ» بگو: انتظار بکشيد ما هم منتظر هستيم. پس خوا